«جانشین»؛ وقتی قهرمان از قاب عکس پایین می‌آید

فیلم جانشین

نگاهی به فیلم جانشین ساخته مهدی شامحمدی

فیلم «جانشین» ساخته مهدی شامحمدی، با محوریت شهید حسین املاکی، تلاشی برای عبور از تصویر کلیشه‌ای قهرمان در سینمای دفاع مقدس و تبدیل یک چهره تاریخی به شخصیتی انسانی و دراماتیک است؛ فیلمی که قهرمانی را نه در شکوه عملیات و نمایش اقتدار، بلکه در لحظه تصمیم، تردید و پذیرفتن مسئولیت جست‌وجو می‌کند.

جنگ همیشه با انفجار آغاز نمی‌شود. گاهی جنگ از سکوت مردی شروع می‌شود که پشت یک نقشه ایستاده، چند گزارش ناقص پیش رویش دارد و می‌داند تصمیمی که در چند دقیقه آینده می‌گیرد، ممکن است سرنوشت آدم‌هایی را تغییر دهد که جانشان به انتخاب او گره‌خورده است. در چنین لحظه‌ای فرمانده دیگر یک شمایل حماسی نیست؛ انسانی است میان اطلاعات ناقص، اضطراب، مسئولیت و انتخاب.

«جانشین» ساخته مهدی شامحمدی، با محوریت شهید حسین املاکی، از همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند؛ فیلمی که می‌کوشد یکی از فرماندهان کمتر دیده‌شده دفاع مقدس را از قاب یک نام تاریخی بیرون بیاورد و به یک شخصیت سینمایی تبدیل کند.

ارزش واقعی فیلم نیز نه صرفاً در بازسازی زندگی یک قهرمان، بلکه در پرسشی است که پیش روی سینمای دفاع مقدس می‌گذارد: قهرمان جنگ را چگونه باید به تصویر کشید تا هنوز انسان بماند؟ یکی از مشکلات دیرپای سینمای دفاع مقدس، فاصله میان «قهرمان تاریخی» و «شخصیت سینمایی» است.

قهرمانان واقعی معمولاً پیش از ورود به سینما، در حافظه عمومی جایگاه خود را پیدا کرده‌اند و همین مسئله فیلم‌ساز را در معرض یک وسوسه قرار می‌دهد: ساختن تصویری بی‌نقص، مقتدر و همیشه مطمئن. اما قهرمانی که هرگز تردید نمی‌کند و هیچ‌گاه هزینه تصمیمش را نمی‌پردازد، بیش از آنکه شخصیت باشد، شمایل است.

فیلم جانشین
ارزش واقعی جانشین نه صرفاً در بازسازی زندگی یک قهرمان، بلکه در پرسشی است که پیش روی سینمای دفاع مقدس می‌گذارد

«جانشین» هر جا به املاکی به‌عنوان انسانی در معرض انتخاب نگاه می‌کند، از این کلیشه فاصله می‌گیرد. فرماندهی در فیلم صرفاً عنوانی برای نمایش اقتدار نیست؛ موقعیتی است که مسئولیت می‌آورد و هر تصمیم در آن می‌تواند بهای سنگینی داشته باشد.

این انتخاب برای شهید املاکی اهمیت دوچندان دارد. برخلاف برخی چهره‌های مشهور جنگ که تصویر سینمایی‌شان پیشاپیش تثبیت‌شده، املاکی هنوز در حافظه تصویری مخاطب یک شخصیت مصرف‌شده نیست. بنابراین شامحمدی فرصت دارد او را نه از روی یک شمایل آشنا، بلکه از دل موقعیت‌های دراماتیک بسازد. فیلم در بهترین لحظاتش همین کار را می‌کند: املاکی را بیشتر در موقعیت می‌بینیم تا در مقام.

او قرار نیست در هر صحنه با یک حرکت قهرمانانه به مخاطب ثابت کند که قهرمان است؛ باید از خلال نحوه مواجهه‌اش با بحران، زیردستان و تصمیم‌های دشوار شناخته شود. آرمان درویش نیز این رویکرد را تقویت می‌کند.

بازی او بر هیجان‌های بیرونی و نمایش اغراق‌آمیز اقتدار استوار نیست. مکث، سکوت، کنترل بدن و لحن مهارشده، شخصیت را بیش از دیالوگ‌های توضیحی شکل می‌دهند. این انتخاب، به‌خصوص برای ایفای نقش فرمانده، هوشمندانه است؛ زیرا قهرمان اگر مجبور باشد دائماً قهرمانی خود را به رخ بکشد، خیلی زود مصنوعی می‌شود.

بااین‌حال، فیلم در شخصیت‌پردازی املاکی هنوز می‌توانست جسورتر باشد. جزئیات بیشتری از روابط شخصی، خانواده، زیردستان و حتی لحظه‌های ضعف او می‌توانست به این شخصیت عمق بدهد. انسانی کردن قهرمان از شأن او کم نمی‌کند؛ برعکس، او را از سطح یک نماد تاریخی به سطح یک شخصیت ماندگار سینمایی ارتقا می‌دهد.

اینجاست که «جانشین» به مسئله مهم‌تری، یعنی مفهوم قهرمان در سینمای دفاع مقدس، وصل می‌شود. این سینما سال‌ها با الگویی آشنا از قهرمان مواجه بوده است: فرمانده‌ای شجاع، مقتدر، کم‌حرف و تقریباً همیشه مسلط بر موقعیت. چنین تصویری بخشی از واقعیت جنگ را منتقل می‌کند، اما اگر تکرار شود، نتیجه‌اش حذف انسان از پشت اسطوره است.

شاید سینمای دفاع مقدس امروز بیش از آنکه به قهرمانان تازه احتیاج داشته باشد، به تعریف تازه‌ای از قهرمانی نیازمند باشد. «جانشین» در این زمینه گام مهمی برمی‌دارد: قهرمانی را از نتیجه تصمیم‌ها به خودِ لحظه تصمیم منتقل می‌کند.

از این منظر، شهید املاکی فقط موضوع یک فیلم زندگی‌نامه‌ای نیست؛ می‌تواند ابزاری برای بازتعریف قهرمان باشد. فرمانده بودن یعنی تصمیم گرفتن در شرایطی که همه اطلاعات در اختیار تو نیست، زمان کافی نداری و نمی‌توانی مسئولیت نتیجه را به دیگری منتقل کنی. شجاعت در چنین موقعیتی فقط ایستادن مقابل دشمن نیست؛ توان پذیرفتن مسئولیت در شرایط تردید است.

فیلم جانشین
«جانشین» به مسئله مهم‌تری، یعنی مفهوم قهرمان در سینمای دفاع مقدس، وصل می‌شود

این تعریف از قهرمانی هم انسانی‌تر است و هم قابلیت دراماتیک بیشتری دارد. اما اهمیت «جانشین» در همین‌جا متوقف نمی‌شود. فیلم ظرفیت آن را دارد که در چارچوب «سینمای استراتژیک» نیز خوانده شود. سینمای استراتژیک را نباید با تعداد تانک‌ها، انفجارها یا وسعت صحنه‌های جنگی اشتباه گرفت.

بازسازی پرهزینه یک عملیات، لزوماً فیلمی استراتژیک تولید نمی‌کند. سینمای استراتژیک زمانی شکل می‌گیرد که منطق تصمیم، مناسبات قدرت، محدودیت اطلاعات، مدیریت بحران و پیامد انتخاب به عناصر دراماتیک تبدیل شوند. مخاطب باید فقط نبیند چه اتفاقی افتاد؛ باید بفهمد چرا یک تصمیم گرفته شد و چرا تصمیم دیگری ممکن نبود.

«جانشین» در بخش‌هایی از این مسیر موفق است. عملیات «نصر ۴» صرفاً پس‌زمینه‌ای برای نمای ناصر: ش درگیری نیست؛ بستری است برای نمایش فرماندهی، اعتماد، اطلاعات و فشار زمانی. جغرافیای شمال نیز در فیلم نقش مهمی دارد. طبیعت، تاریکی، پوشش گیاهی و محدودیت دید صرفاً عناصر زیبایی‌شناسانه نیستند؛ بخشی از خود موقعیت نظامی‌اند.

همین توجه به جغرافیا باعث می‌شود جنگ از یک مفهوم انتزاعی به تجربه‌ای فیزیکی نزدیک شود. طراحی صحنه، صدا و تدوین نیز هر جا به‌جای توضیح مستقیم، اجازه می‌دهند فضا و رفتار شخصیت‌ها سخن بگویند، به فیلم جان بیشتری می‌دهند.

بااین‌حال، فیلم همیشه به ظرفیت‌های خودش اعتماد نمی‌کند. یکی از ضعف‌های اصلی «جانشین» فیلم‌نامه‌ای است که گاهی می‌خواهد چند فیلم را هم‌زمان در خود جای دهد: پرتره‌ای از املاکی، فیلمی جنگی، بازسازی عملیات، روایتی خانوادگی و اثری درباره اخلاق فرماندهی. این جاه‌طلبی فی‌نفسه ایراد نیست، اما زمانی مشکل‌ساز می‌شود که این خطوط نتوانند در یک مرکز دراماتیک واحد جمع شوند.

شخصیت‌های فرعی نیز در مواردی بیشتر کارکرد عملیاتی دارند تا شخصیت‌هایی با جهان مستقل. بخش خانوادگی هم می‌توانست با پرداخت دقیق‌تر، وزن عاطفی بیشتری به تصمیم‌ها و خطرهای پیش روی املاکی بدهد. این ضعف از یک منظر مهم است: سینما نمی‌تواند از مخاطب انتظار داشته باشد برای رابطه‌ای که فرصت شکل‌گیری پیدا نکرده، عمیقاً متأثر شود.

اگر فیلم می‌خواهد فقدان یا خطر را به تجربه‌ای عاطفی تبدیل کند، باید پیش از آن جهان شخصیت را برای ما ساخته باشد. «جانشین» در این بخش گاهی عجله می‌کند و بخشی از ظرفیت شخصیت‌پردازی خود را از دست می‌دهد. بااین‌همه، انتخاب املاکی برای سینمای دفاع مقدس یک انتخاب قابل‌توجه است. آینده این سینما در تکرار چند نام شناخته‌شده خلاصه نمی‌شود.

فیلم جانشین
«جانشین» در این بخش گاهی عجله می‌کند و بخشی از ظرفیت شخصیت‌پردازی خود را از دست می‌دهد

اگر قرار است این ژانر همچنان با نسل‌های تازه ارتباط برقرار کند، باید سراغ شخصیت‌هایی برود که کمتر دیده‌شده‌اند و مهم‌تر از آن، زاویه‌هایی تازه برای دیدن آن‌ها پیدا کند. شهید املاکی می‌تواند نمونه چنین مسیری باشد؛ قهرمانی که ارزشش فقط در آنچه انجام داده نیست، بلکه در کیفیت انتخاب‌هایش در شرایط بحرانی است.

«جانشین» بنابراین فیلمی بی‌نقص نیست؛ گاهی توضیح می‌دهد به‌جای آنکه نشان دهد، گاهی از تمرکز دراماتیک فاصله می‌گیرد و شخصیت‌هایی که می‌توانستند عمق بیشتری پیدا کنند، در حد عناصر روایت باقی می‌مانند. اما نقطه قوت آن، انتخاب مسئله درست است.

فیلم می‌پرسد چگونه می‌توان قهرمان دفاع مقدس را از یک نام تاریخی به یک انسان قابل‌لمس تبدیل کرد؛ انسانی که می‌ترسد، تردید می‌کند، مسئولیت دارد و بااین‌حال باید تصمیم بگیرد. شاید مسیر آینده سینمای دفاع مقدس دقیقاً از همین تغییر زاویه بگذرد؛ از اینکه به‌جای پرسیدن «قهرمان چه کسی بود؟» بپرسد «وقتی نوبت انتخاب رسید، چه کرد؟» این تغییر، قهرمان را کوچک نمی‌کند؛ او را از قاب عکس بیرون می‌آورد و دوباره به زندگی بازمی‌گرداند.

در نهایت، آنچه از «جانشین» ماندگارتر است نه صرفاً صدای انفجار، شکوه عملیات یا حتی تصویر فرماندهی املاکی است. تصویر ماندگارتر، انسانی است در تاریکی، با اطلاعاتی ناقص و چند زندگی که به تصمیم او وابسته‌اند؛ انسانی که می‌داند انتخابش ممکن است اشتباه باشد، اما حق ندارد از انتخاب کردن فرار کند.

شاید قهرمانی دقیقاً از همین‌جا آغاز شود؛ جایی که دیگر خبری از قاب عکس نیست، فقط یک انسان می‌ماند و مسئولیتی که باید آن را به دوش بکشد.

جانشین

درباره نویسنده
ناصر سهرابی
دبیر بخش جشنواره‌ها

نویسنده، بازیگر و کارشناس سینما. فعالیت در مطبوعات را از سال ۱۳۷۵ با ماهنامه فیلم و هنر... آغاز کرده و مقالات او در نشریات سینما ویدئو، فیلم و سینما، هفت نگاه، سینما تئاتر، فیلم و سینما، همشهری، اعتماد ملی، مردم‌سالاری و... منتشرشده است.

آیتم های مشابه

خانوم والده؛ وقتی گیشه به منتقدان جواب می‌دهد

ناصر سهرابی

«جزیره»؛ وقتی زندان از دیوارها عبور می‌کند

چقدر حیف که سیروس ابراهیم‌ زاده را از دست دادیم

ناصر سهرابی