کوروس سرهنگزاده با صدایی گرم، صمیمی و سرشار از احساس، نزدیک به سه دهه از زیباترین تصنیفهای موسیقی ایران را اجرا کرد؛ آثاری که هنوز در خلوت و خاطره نسلهای مختلف زمزمه میشوند.
موسیقی پاپ، به دلیل تبلیغات و همچنین موضوعهایی که مردم میتوانند با آنها ارتباط بیشتری برقرار کنند، معمولاً موردپسند عامه واقع میشود.
متأسفانه سالهاست که در موسیقی ایران، مردم را فراموش کردهایم و موسیقیدانان اصیل، بسیار بهندرت آثاری منتشر میکنند که هم خواص آن را بپسندند و هم عوام آن را بفهمند و از شنیدنش لذت ببرند.
در گذشته هنرمندان بزرگی مانند پرویز یاحقی، حبیبالله بدیعی، همایون خرم، روحالله خالقی، مجید وفادار و بسیاری دیگر، آهنگهایی میساختند و ترانهسرایانی چون تورج نگهبان، معینی کرمانشاهی، بیژن ترقی، نواب صفا و دیگران، روی آنها شعرهای عاشقانه، آموزنده و… میسرودند.
نتیجه این همکاریهای بیبدیل هنری این است که هنوز هم مردم ما در محافل، در خلوت و در لحظههای شادی و اندوه، آثار قدیمی را زمزمه میکنند. آنها به آثار هنری آن روزگار همچون آینه مینگرند و خود را در آن میبینند.
تصانیفی چون «دیگه عاشق شدن فایده نداره»، ترانهای ساده، دلانگیز و ساختهشده در بیات اصفهان، بسیار مورد استقبال مردم قرار گرفت. همچنین ترانه «بهسوی تو» که اثری عاشقانه بود و نخستین بار زندهیاد داریوش رفیعی آن را اجرا کرد.
پس از این مقدمه و به مناسبت نود و سومین سالروز تولد هنرمند ارزشمند کوروس سرهنگزاده، بر آن شدم تا درباره او بنویسم؛ هنرمندی که دو اثری که در بالا از آنها نام بردم، با صدای ایشان جاودانه شدهاند. در واقع بهتر است بگویم خواننده این آثار، کوروس سرهنگزاده بود.
کوروس سرهنگزاده هفتم تیرماه ۱۳۱۲ در پاریزِ سیرجان، استان کرمان متولد شد. اینکه از زادگاه او گفتم به این دلیل است که صدای خوانندگان آن خطه، سوز و حال و هوایی بسیار تأثیرگذار و دلانگیز دارد.
سرهنگزاده موسیقی را نزد زندهیادان عبدالله جهانپناه و نصرالله زرینپنجه آموخت و زمانی که در رادیو اجرا میکرد، ظرایف موسیقی را از دیگر هنرمندان هم فرا میگرفت. همچنین از راهنماییهای دوستانش همچون حبیبالله بدیعی و دیگران، بهره فراوان میبرد.

صدای او، اگرچه وسعت چندانی نداشت، اما بسیار دلانگیز، پرسوز و پر حال بود. او پس از ورود به رادیو و بعد از درگذشت زندهیاد داریوش رفیعی، نخستین اثری را که با ارکستر شما و رادیو، به سرپرستی و رهبری زندهیاد ناصر زرآبادی اجرا کرد، قطعهای با نام «غریبی» بود؛ اثری محلی از موسیقی کرمان که حال و هوایی نزدیک به شروهخوانی هم داشت.
زمانی که از ایشان درباره این اثر پرسیدم، پاسخ دادند: «داریوش رفیعی از من خواست که سبک و سیاق او را ادامه بدهم.» هرچند در نوشتهها و مقالات پیشین، درباره این سبک و سیاق، کوتاه توضیح دادهام، اما یادآور شوم که از آغازگران تصنیفخوانی، زندهیاد سیدجواد بدیعزاده بود که با همکاری نوازندگان و آهنگسازان همدوره خود، این فرم از موسیقی را ارائه کرد.
پس از او، منوچهر همایونپور، داریوش رفیعی و بسیاری دیگر، این شیوه یعنی تصنیفخوانی را زنده نگه داشتند.کوروس سرهنگزاده هم نزدیک به بیست سال، آثار بسیار ارزشمندی از بزرگان موسیقی را با شیوایی تمام اجرا و ضبط کرد که امروز در دسترس علاقهمندان قرار دارد.
از نخستین آثاری که در رادیو، با ارکستر زندهیاد حبیبالله بدیعی اجرا کرد، تصنیف «شبگرد» بود؛ اثری که نخستین همکاری این دو هنرمند به شمار میرفت. مطلع این تصنیف با این مصرع آغاز میشود: «من مستم و مدهوشم، شبگرد قدحنوشم…» این اثر در مایه دشتی ساختهشده و شعر آن از زندهیاد معینی کرمانشاهی است.
او ترانههای محلی بسیار زیبایی هم اجرا کرد و با ارکسترهای بزرگ رادیو، ازجمله ارکسترهای فارابی، باربد و دیگر ارکسترها به رهبری هنرمندانی چون مصطفی کسروی، فریدون ناصری، مرتضی حنانه، حبیبالله بدیعی و دیگران همکاری داشت.
کوروس سرهنگزاده در حدود بیست سال فعالیت هنری خود، نزدیک به سیصد اثر موسیقایی در رادیو اجرا و ضبط کرد که هنوز هم لطافت و زیبایی خود را حفظ کردهاند. بسیاری تحریرهای او را نقد میکنند، اما این تحریرها از نهاد دلسوخته او برمیخاست.
کوروس سرهنگزاده هنرمندی بسیار پاک، سالم و خوشاخلاق است و همواره به تصنیفخوانی علاقه داشت. خودش پیشتر گفته است: «من آوازخوان نبودم، بیشتر به تصنیفخوانی علاقه داشتم و سعی کردم آنها را به بهترین شکل اجرا کنم.»
آخرین اثری که با زندهیاد حبیبالله بدیعی همکاری کرد، تصنیف «آشفتگی» بود که شعر آن را معینی کرمانشاهی سروده است.
آثار جاودانهای چون «لیلا»، «به یادت بودم»، «دیگه عاشق شدن فایده نداره»، «شبگرد»، «سبزهسبز» و همچنین بازخوانیهایی مانند «بهسوی تو»، «گلنار»، «منشینم» و «شمع شبانه»، در کنار آثار محلی فراوان، ازجمله اجراهای ماندگار او به شمار میروند. صدای او هنوز در ذهن و خاطره مردم زنده است و همچنان شنیده میشود.

اگرچه در سالهای اخیر ایشان همچون بسیاری از هنرمندان محبوب منزویشده و در مهرشهر کرج، در گوشهای آرام و دور از هیاهو زندگی میکند، اما به تعبیر فروغ فرخزاد که گفته «تنها صداست که میماند.» صدا و نوایش ماندگار شده است.
البته یادآوری کنم از اوایل دهه ۱۳۶۰ یکی، دو اثر صوتی خصوصی با همراهی ویولن زندهیاد حبیبالله بدیعی و سنتور هنرمند پیشکسوت میلاد کیایی از او بهجامانده است. خودش میگوید: «بعد از درگذشت حبیبالله بدیعی که صمیمیترین دوست من بود، دیگر دل و دماغی برای خواندن نداشتم.» او از کسانی بود که با رهی معیری هم بسیار محشور بود و در سالهای پایانی عمر رهی که افراد بسیار کمی امکان دیدار با او را داشتند، کوروس سرهنگزاده از معدود کسانی بود که به دیدارش میرفت.
آثار کوروس سرهنگزاده در موسیقی ایران جایگاهی ویژه دارد و بیتردید ازجمله هنرمندانی است که آثارش در حافظه شنیداری مردم ثبتشده است. از ویژگیهای مهم این خواننده محبوب، شناخت عمیق او از ریتم است. همچنین کوروس سرهنگزاده دستی توانا بر تمبکنوازی داشت و در برخی محافل خصوصی، خود مینواخت و همزمان میخواند.
یکی از آثار ماندگار او، اجرای خصوصی در ریتم سنگین چهارچهارم است که با شعری از زندهیاد عماد خراسانی، بهصورت بداهه در مایه دشتی اجراشده و بزرگانی چون حبیبالله بدیعی، فرهنگ شریف و جهانگیر ملک او را همراهی کردهاند.
مطلع آن شعر چنین است: «افتاده آتش به جانم، ای آرزویم کجایی…» در این اجرا، تحریرهایی بسیار لطیف ارائه و ضربها را با دقتی مثالزدنی و بسیار دلنشین اجرا کرده است؛ بهگونهای که بسیاری از اهل موسیقی تصور میکنند این قطعه ساخته یکی از آهنگسازان حرفهای موسیقی ایران است و او تنها آن را بازخوانی کرده است؛ درحالیکه وقتی از خود ایشان درباره آن پرسیدم، بیدرنگ پاسخ دادند: «کاملاً بداهه بود و همان لحظه آن را اجرا کردم.»
پس از آن نیز محمودیخوانساری آوازی بسیار دلانگیز و سوزناک اجرا کرد. این برنامه در سال ۱۳۵۰، در منزل حبیبالله بدیعی، ضبط و بعدها منتشر شد. کوروس سرهنگزاده ترانههای شاد و امیدبخش بسیاری نیز اجرا کرده است که مورد استقبال مردم قرار گرفت.
همچنین، کوروس سرهنگزاده آثار ارزشمند و ترانههای ماندگار فراوانی با ارکسترهای بزرگ و نیز ترانههایی مردمیتر اجرا کرد که همه اقشار جامعه بتوانند آنها را زمزمه کنند؛ آثاری همچون: «با تو دنیا قشنگه، بیتو زشتِ زشته…».
آثار ماندگار کوروس سرهنگزاده هنوز گاه و بیگاه از رادیو پخش میشوند و در فضای مجازی هم طرفداران بیشماری دارند. برای این هنرمند گرانقدر، آرزوی سلامتی، تندرستی و عمر طولانی داریم و امیدواریم همچنان مانند گذشته، راهنمای جوانان و مشوق نسلهای آینده موسیقی ایران باشد.
هاتف شرار، پژوهشگر موسیقی

