«بت»، فیلم تازه حمید نعمتالله با بازی لیلا حاتمی و محمدرضا فروتن، پس از دریافت پروانه نمایش در آستانه اکران قرار گرفته است؛ درحالیکه «قاتل و وحشی» همین کارگردان همچنان از نمایش عمومی در ایران بازمانده است.
در سینمای ایران، گاهی مسیر رسیدن یک فیلم به پرده، از داستان خود آن پیچیدهتر است. «بت»، ساخته تازه حمید نعمتالله با بازی لیلا حاتمی و محمدرضا فروتن، پس از دریافت پروانه نمایش در آستانه اکران قرار گرفته است؛ اما موعد نمایش آن یک هفته به تعویق افتاده است. در سوی دیگر، «قاتل و وحشی» همین کارگردان قرار دارد؛ فیلمی که سالهاست از اکران عمومی در ایران بازمانده است.
تفاوت سرنوشت این دو اثر، پرسشی فراتر از کارنامه یک فیلمساز را مطرح میکند: چه عواملی تعیین میکنند یک فیلم به پرده برسد و فیلمی دیگر پشت درهای نمایش بماند؟ و در این میان، مخاطب سینما تا چه اندازه میتواند درباره آثاری قضاوت کند که هنوز فرصت تماشای آنها را نیافته است؟
بازگشت نعمتالله با «بت» از این منظر اهمیت دارد که فیلم تازه او صرفاً محصول جدید یک کارگردان شناختهشده نیست؛ این اثر در شرایطی به نمایش نزدیک میشود که سرنوشت فیلم قبلی او همچنان حلنشده باقیمانده است. همین همزمانی، توجه به «بت» را از یک خبر معمول اکران فراتر میبرد و آن را به فرصتی برای بازاندیشی درباره رابطه میان خلاقیت سینمایی، ضوابط نمایش و حق مخاطب برای دیدن و ارزیابی آثار تبدیل میکند.
اعتبار یک نام، تضمین یک فیلم نیست
حمید نعمتالله با آثاری چون «بوتیک»، «بیپولی»، «رگ خواب» و «شعلهور» شناخته میشود؛ فیلمهایی که هرکدام به شیوهای متفاوت، شخصیتهایی گرفتار در بحرانهای عاطفی، فشارهای اجتماعی و تناقضهای درونی را به تصویر میکشند. در جهان سینمایی او، شخصیتها اغلب در موقعیتهایی قرار میگیرند که فاصله میان خواستههایشان و واقعیت زندگی، به سرچشمه تنش و بحران تبدیل میشود.
در «بوتیک»، آسیبپذیری اجتماعی و محدودیتهای محیطی در سرنوشت شخصیتها نقشی اساسی دارند. «بیپولی» از دل مشکلات اقتصادی و مناسبات خانوادگی، موقعیتهایی کمیک و درعینحال تلخ میسازد؛ درحالیکه «رگ خواب» تجربه عاطفی زنی را دنبال میکند که درگیر رابطهای فرساینده میشود. «شعلهور» نیز با تمرکز بر احساس ناکامی و حسادت، به سویههای پیچیدهتر روان انسان نزدیک میشود.
این آثار، با وجود تفاوت در لحن و ساختار، نشان میدهند که توجه به شخصیتهای گرفتار در موقعیتهای بحرانی یکی از مسیرهای مهم فیلمسازی نعمتالله بوده است. او در آثارش بارها به سراغ لحظههایی میرود که در آنها، رفتارهای روزمره و روابط ظاهراً عادی، زیر فشار بحران معنایی تازه پیدا میکنند.
همین پیشینه، کنجکاوی درباره «بت» را افزایش میدهد. بااینحال، اعتبار گذشته را نباید با کیفیت فیلم تازه یکی گرفت. کارنامه یک کارگردان میتواند دلیل انتظار و کنجکاوی باشد، نه مدرکی برای موفقیت اثری که هنوز فرصت ارزیابی آن فراهم نشده است.
«بت» نیز باید مستقل از نام سازندهاش با روایت، شخصیتپردازی، میزانسن و اجرای سینمایی خود سنجیده شود. پرسش اصلی این نیست که آیا نعمتالله میتواند موفقیتهای پیشین خود را تکرار کند؛ مسئله این است که آیا فیلم تازه او جهانی مستقل میسازد و تجربهای تازه به کارنامهاش میافزاید یا نه.

«بت»؛ عنوانی پرسشبرانگیز، داستانی هنوز ناشناخته
عنوان «بت» بهخودیخود ظرفیت معنایی قابلتوجهی دارد. بت میتواند نمادی از پرستش، قدرت، وابستگی یا تبدیل یک انسان، اندیشه یا باور به معیاری تغییرناپذیر باشد. این واژه همچنین میتواند پرسشی درباره سازوکار شکلگیری باورها و جایگاه آنها در زندگی فردی و اجتماعی ایجاد کند.
بااینحال، این تداعیها صرفاً امکانهایی برای تفسیر عنواناند و بهتنهایی چیزی درباره مضمون قطعی فیلم ثابت نمیکنند. اطلاعات منتشرشده درباره داستان «بت» برای شناخت دقیق تعارض اصلی، مناسبات شخصیتها و مسیر روایت کافی نیست. بنابراین، هرگونه نتیجهگیری قطعی درباره معنای عنوان یا پیام فیلم، پیش از تماشای آن، بیشتر به حدس شباهت دارد تا تحلیل.
بااینهمه، همین ابهام میتواند بخشی از جذابیت اولیه اثر باشد. عنوان فیلم پرسشی در ذهن مخاطب ایجاد میکند که پاسخ آن باید در دل روایت، رفتار شخصیتها و انتخابهای سینمایی فیلمساز شکل بگیرد. اگر عنوان در ساختار دراماتیک اثر نقشی معنادار داشته باشد، میتواند از یک نام ساده فراتر برود و به کلیدی برای فهم روابط و تعارضهای داستان تبدیل شود.
البته آزمون اصلی زمانی آغاز میشود که مخاطب بتواند میان عنوان و جهان فیلم ارتباط برقرار کند. یک عنوان تأملبرانگیز ممکن است توجه اولیه را جلب کند، اما تنها زمانی به عنصری مؤثر در تجربه تماشاگر تبدیل میشود که روایت بتواند ظرفیتهای معنایی آن را به شکلی منسجم بسط دهد.
ترکیب بازیگران بت؛ امتیازی که باید به نتیجه برسد
در کنار نعمتالله، گروهی از بازیگران شناختهشده شامل لیلا حاتمی، محمدرضا فروتن، لیلی رشیدی، الناز حبیبی، نوید پورفرج، بانیپال شومون و کاظم سیاحی در «بت» حضور دارند.
این ترکیب، یکی از عوامل جلب توجه به فیلم است؛ بهویژه آنکه بازیگران یادشده تجربههای متفاوتی در سینما و تلویزیون دارند و میتوانند ظرفیتهای متنوعی برای شکلگیری روابط دراماتیک فراهم کنند.
همکاری دوباره لیلا حاتمی با نعمتالله، پس از تجربههایی چون «بیپولی»، «رگ خواب» و «قاتل و وحشی»، نیز از نکات قابلتوجه پروژه است.
این همکاریها نشان میدهد که میان این بازیگر و کارگردان پیشتر تجربههای مشترکی شکلگرفته است؛ تجربههایی که میتوانند زمینهای برای انتظار از همکاری تازه آنها باشند، بیآنکه نتیجه نهایی را از پیش تعیین کنند.
حضور محمدرضا فروتن در کنار حاتمی نیز پرسشی درباره کیفیت تقابل شخصیتها و چگونگی شکلگیری روابط در فیلم ایجاد میکند. بااینحال، بدون آگاهی دقیق از نقشها و مناسبات داستانی، نمیتوان درباره نوع این تقابل یا اهمیت هر شخصیت در پیشبرد روایت داوری کرد.
در یک فیلم شخصیتمحور، کیفیت بازیگری تنها به توانایی فردی بازیگران وابسته نیست؛ هماهنگی میان اجراها، دقت فیلمنامه در تعریف شخصیتها و چگونگی هدایت بازیگران نیز اهمیت دارد. حتی بازیگری توانمند، در صورت برخورداری از نقشی کمپرداخت یا رابطهای نامنسجم، ممکن است نتواند ظرفیتهای خود را بهطور کامل آشکار کند.
از سوی دیگر، فیلمنامهای دقیق و کارگردانی سنجیده میتواند از حضور بازیگران فراتر برود و روابطی بسازد که پس از پایان فیلم نیز در ذهن مخاطب باقی بمانند.
بنابراین، ترکیب بازیگران «بت» بیش از آنکه دلیلی برای پیشبینی موفقیت فیلم باشد، عاملی برای افزایش انتظار است؛ انتظاری که تنها پس از تماشای اثر میتوان درباره برآورده شدن آن قضاوت کرد.
پروانه نمایش بدون اصلاحیه بت؛ خبر مهم، نه گواه کیفیت
در شهریور ۱۴۰۵ اعلام شد که «بت» پروانه نمایش گرفته است. علی سرتیپی، مدیرعامل فیلمیران، خبر داد که مجوز نمایش فیلم بدون حذف و اصلاحیه صادرشده است؛ خبری که با توجه به سابقه مشکلات نمایش «قاتل و وحشی»، توجه رسانهها را جلب کرد.
صدور مجوز بدون اصلاحیه، از منظر روند صدور پروانه نمایش اهمیت دارد؛ اما بهخودیخود نه کیفیت هنری فیلم را تضمین میکند و نه نشانهای قطعی از تغییر کلی سیاستهای نظارتی است. برای رسیدن به چنین نتیجهگیریهایی، بررسی موارد بیشتر و شناخت دقیقتر روند تصمیمگیریها ضرورت دارد.
بااینحال، تفاوت میان دو پرونده روشن است: «بت» مجوز نمایش گرفته و در آستانه اکران قرار دارد، اما «قاتل و وحشی» همچنان با مانع نمایش عمومی روبهروست. همین تفاوت، این پرسش را پیش میکشد که ضوابط صدور مجوز چگونه بر سرنوشت آثار هنری اثر میگذارند و تا چه اندازه میتوان میان وضعیت پروندههای مختلف مقایسهای دقیق برقرار کرد.
در این میان، باید میان دو موضوع تمایز گذاشت: دریافت مجوز، امکان قانونی نمایش فیلم را فراهم میکند؛ اما ارزش هنری اثر در فرایندی متفاوت و از خلال تماشای فیلم، نقد و گفتوگو درباره آن مشخص میشود. به همین ترتیب، صدور مجوز برای یک فیلم بهتنهایی پاسخگوی پرسشهای مربوط به بلاتکلیفی فیلمی دیگر نیست.

«قاتل و وحشی»؛ پروندهای که بسته نشده است
«قاتل و وحشی»، درام جنایی ساختهشده در سال ۱۳۹۸ به کارگردانی حمید نعمتالله و با بازی لیلا حاتمی، امین حیایی و شهرام حقیقتدوست، سالهاست در انتظار اکران عمومی در ایران مانده است.
یکی از محورهای اصلی مناقشه درباره این فیلم، ظاهر شخصیت اصلی زن است: لیلا حاتمی در فیلم با سر تراشیده ظاهر میشود؛ موضوعی که به گفته سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، از موانع اصلی صدور مجوز نمایش عمومی بوده است.
صالحی در سال ۱۴۰۴ این مسئله را شرعی توصیف کرد و گفت نظر شورای پروانه نمایش درباره آن منفی بوده است. پیشتر، در اسفند ۱۴۰۱، سازمان سینمایی اعلام کرده بود که مجوز نمایش فیلم صرفاً برای خارج از ایران صادرشده است؛ تصمیمی که امکان نمایش عمومی آن در سینماهای داخل کشور را فراهم نکرد.
حمید نعمتالله نیز در دی ۱۴۰۳، پس از ادامه بلاتکلیفی فیلم، علناً خواستار اختصاص حتی یک سانس در کوچکترین سالن جشنواره فیلم فجر شد. این درخواست، اعتراض کارگردان به وضعیتی بود که به گفته او، سالها امکان نمایش اثرش را ناممکن کرده بود.
بلاتکلیفی یک اثر فقط مسئله سازنده آن نیست. منتقدان و تماشاگران نیز تا زمانی که امکان تماشای عمومی فیلم فراهم نشود، از فرصت ارزیابی مستقیم آن محروم میمانند.
در چنین وضعیتی، گفتوگو درباره فیلم ناگزیر تا اندازهای به گزارشها، روایتهای غیرمستقیم و بحثهای پیرامون مجوز محدود میشود؛ حال آنکه داوری سینمایی، در نهایت، بهمواجهه با خود اثر نیاز دارد.
از این منظر، مقایسه «بت» و «قاتل و وحشی» اهمیت ویژهای پیدا میکند. مسئله فقط آن نیست که یکی مجوز گرفته و دیگری نگرفته است؛ بلکه این است که چرا مسیر رسیدن این دو فیلم از یک کارگردان به مخاطب چنین متفاوت شده و این تفاوت چه پرسشهایی درباره سازوکار نمایش در سینمای ایران ایجاد میکند.

تعویق «بت»؛ ملاحظه اجرایی یا مسئلهای هنری؟
«بت» قرار بود از ۱۵ مهر ۱۴۰۵ اکران شود، اما بر اساس گزارشهای منتشرشده، با تصمیم شورای صنفی نمایش و بنا بر درخواست تهیهکننده، زمان نمایش آن یک هفته به تعویق افتاد و تاریخ جدید ۲۲ مهر اعلام شد. رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی، نیز گفت طولانی بودن زمان فیلم و درخواست کارگردان در این تعویق نقش داشته است.
احتمال نمایش نسخهای کوتاهتر نیز مطرح شد، اما تصمیم نهایی درباره نسخه اکران به صاحبان اثر مربوط است. این توضیحات، بهتنهایی، دلیلی برای نتیجهگیری درباره تعدیل یا اختلاف میان سازندگان و نهادهای نظارتی نیست. برای چنین برداشتی، شواهد روشنتری لازم است.
بااینحال، مسئله مدتزمان فیلم، یکی از نقاط تلاقی ملاحظات هنری و اقتصادی در سینماست. فیلمساز ممکن است برای گسترش شخصیتها، ساختن فضای داستانی یا رسیدن به ریتم موردنظرش به زمان بیشتری نیاز داشته باشد؛ در مقابل، سالندار باید زمان نمایش را با تعداد سانسها، برنامه اکران و شرایط اقتصادی سالن هماهنگ کند.
این دو ضرورت لزوماً در تقابل کامل با یکدیگر نیستند، اما گاهی تصمیمگیری درباره مدتزمان نمایش را پیچیده میکنند. کوتاه بودن یک فیلم بهخودیخود نشانه ضعف نیست و طولانی بودن آن نیز الزاماً به معنای عمق بیشتر نیست. مسئله اصلی، تناسب زمان با ساختار روایت و توانایی فیلم در حفظ توجه مخاطب است.
اگر زمان طولانیتر به پرداخت دقیقتر شخصیتها و شکلگیری تدریجی تعارضها کمک کند، میتواند بخشی ضروری از ساختار فیلم باشد. در مقابل، اگر بخشهایی از روایت تکراری یا کماثر باشند، کوتاه کردن آنها ممکن است به انسجام اثر کمک کند. تشخیص این موضوع، بدون تماشای فیلم و بررسی ساختار آن، امکانپذیر نیست.
از همین رو، تعویق اکران «بت» را باید در چارچوب اطلاعات موجود ارزیابی کرد و از پیوند دادن شتابزده آن با پرونده «قاتل و وحشی» پرهیز داشت.
نزدیکی زمانی این دو موضوع، پرسشهایی درباره وضعیت نمایش فیلمهای نعمتالله ایجاد میکند؛ اما بهتنهایی ثابت نمیکند که علت تعویق اکران و علت بلاتکلیفی فیلم قبلی یکسان است.

آزمون واقعی «بت» پس از اکران آغاز میشود
«بت» با کارگردانی شناختهشده، گروه بازیگری مطرح و پیشینهای که توجه رسانهها را جلب کرده است، وارد مرحله نمایش میشود. اما همین امتیازها، انتظارات را نیز بالا میبرند. مخاطبی که با آثار پیشین نعمتالله آشناست، احتمالاً به دنبال جهان شخصیتها، تنشهای دراماتیک و شیوه خاص فیلمسازی او خواهد بود؛ درحالیکه تماشاگر تازه ممکن است بیش از هر چیز به داستان، بازیها و تجربه کلی تماشای فیلم توجه کند.
در هر دو حالت، معیار نهایی باید خود اثر باشد. اگر «بت» بتواند روایتی منسجم بسازد، شخصیتهایی باورپذیر خلق کند و میان مضمون، فرم و ریتم تعادل برقرار سازد، حاشیههای پیرامون اکران میتوانند به فرصتی برای دیده شدن آن تبدیل شوند. در غیر این صورت، فاصله میان انتظارات شکلگرفته و نتیجه نهایی بیشتر به چشم خواهد آمد.
سرنوشت متفاوت «بت» و «قاتل و وحشی» نیز یادآوری میکند که ساخته شدن یک فیلم و حتی دریافت مجوز، پایان مسیر آن نیست. تصمیمهای اجرایی، ضوابط نظارتی و شرایط اکران همگی در رسیدن اثر به مخاطب نقش دارند. بااینحال، نباید اجازه داد بحث درباره این عوامل، جای گفتوگو درباره خود فیلم را بگیرد.
حاشیهها میتوانند یک فیلم را به خبر تبدیل کنند؛ مجوز نمایش میتواند انتظارها را افزایش دهد و بلاتکلیفی یک اثر میتواند پرسشهای مهمی درباره وضعیت سینما ایجاد کند. اما هیچیک از این عوامل بهتنهایی جای تجربه تماشای فیلم را نمیگیرد.
اکنون «بت» فرصتی برای مخاطبان فراهم میکند تا با اثر تازه حمید نعمتالله مواجه شوند؛ درحالیکه «قاتل و وحشی» همچنان پرسشهایی بیپاسخ درباره امکان نمایش و ارزیابی عمومی آثار سینمایی باقی میگذارد. شاید مهمترین پرسش در این میان، نه صرفاً چرایی تفاوت سرنوشت این دو فیلم، بلکه ضرورت فراهم بودن امکان مواجهه مخاطب با آثار هنری و داوری درباره آنها باشد.
در نهایت، «بت» باید در مقام یک فیلم سنجیده شود و «قاتل و وحشی» نیز همچنان موضوع بحث درباره شرایط نمایش آثار سینمایی باقی بماند. یکی در آستانه ورود به پرده است و دیگری هنوز از آن فاصله دارد؛ اما هر دو، به شیوهای متفاوت، ما را به پرسشی مشترک میرسانند: سینما زمانی به حیات واقعی خود ادامه میدهد که آثارش، در کنار امکان ساخته شدن، فرصت دیده شدن و قضاوت شدن نیز داشته باشند.


ناصر سهرابی
نویسنده، بازیگر و کارشناس سینما. فعالیت در مطبوعات را از سال ۱۳۷۵ با ماهنامه فیلم و هنر... آغاز کرده و مقالات او در نشریات سینما ویدئو، فیلم و سینما، هفت نگاه، سینما تئاتر، فیلم و سینما، همشهری، اعتماد ملی، مردمسالاری و... منتشرشده است.




