برزو نیکنژاد در «بورسیه» با ترکیبی از بازیگران شناختهشده و داستانی مبتنی بر سرقت، بار دیگر به قلمرو کمدی بازگشته است. این فیلم با بهرهگیری از ظرفیتهای کمدیاکشن میکوشد مخاطب سینمای سرگرمکننده را با خود همراه کند؛ اما آیا حضور ستارهها، موقعیتهای پرحادثه و شوخیهای متوالی برای خلق اثری متمایز و ماندگار کافی است؟
سینمای کمدی ایران در سالهای اخیر بیش از هر ژانر دیگری به حضور چهرههای شناختهشده، موقعیتهای اغراقآمیز و روایتهایی متکی بوده است که بتوانند در کوتاهترین زمان ممکن ارتباط خود را با مخاطب برقرار کنند.
در چنین فضایی، ساخت یک کمدی تازه دیگر صرفاً به معنای خلق چند موقعیت خندهدار و کنار هم قرار دادن تعدادی بازیگر محبوب نیست؛ بلکه فیلمساز باید بتواند از دل یک داستان نسبتاً ساده، جهان روایی منسجمی بسازد که هم ظرفیت خنداندن داشته باشد و هم ازنظر سینمایی حرفی برای گفتن پیدا کند.
«بورسیه»، ساخته برزو نیکنژاد، در چنین موقعیتی وارد چرخه اکران شده است؛ فیلمی که با تکیه بر ترکیب بازیگران شناختهشده و بهرهگیری از الگوی کمدیاکشن، میکوشد مخاطبان سینمای سرگرمکننده را با خود همراه کند.
نیکنژاد برای مخاطبان تلویزیون و سینمای ایران نام ناآشنایی نیست. او در کارنامه خود تجربه ساخت آثاری چون «زاپاس»، «لونه زنبور»، «دودکش»، «دردسرهای عظیم» و «آفتابپرست» را دارد؛ آثاری که هر یک به شکلی از ظرفیت موقعیتهای کمیک، شخصیتهای نامتعارف و روابط انسانی برای ایجاد سرگرمی بهره بردهاند.
بنابراین، ورود او به پروژهای با عنوان «بورسیه» را باید در امتداد تجربههای پیشینش در حوزه کمدی بررسی کرد. با این تفاوت که این بار، ظاهراً با اثری روبهرو هستیم که قرار است عناصر کمدی را در کنار موقعیتهای حادثهای و ماجرای یک سرقت به کار بگیرد.
سرقت؛ موقعیتی آشنا با ظرفیتهای کمیک
داستان فیلم، محور اصلی روایت، دو دوست به نامهای زکریا و زکر است که به خردهدزدی مشغولاند، اما در ادامه تصمیم میگیرند برای دستیابی به پول بیشتر، نقشه سرقتی بزرگتر را عملی کنند.
نقشهای که برخلاف انتظار آنها پیش میرود و شخصیتها را درگیر موقعیتهایی پیشبینینشده میکند.
انتخاب چنین داستانی برای یک کمدی سینمایی، ازنظر ساختار روایی انتخابی قابل تأمل است. ماجرای سرقت، بهواسطه ماهیت پرتنش و غیرقابل پیشبینی خود، ظرفیت زیادی برای خلق موقعیتهای طنز دارد.
تضاد میان نقشهای که شخصیتها در ذهن خود طراحی کردهاند و واقعیت اتفاقاتی که با آن مواجه میشوند، میتواند زمینهساز شکلگیری کمدی موقعیت شود. در این الگو، شخصیتها معمولاً بیش از آنکه بر اوضاع مسلط باشند، قربانی تصمیمهای اشتباه و اتفاقاتی میشوند که خودشان زمینهساز آن بودهاند.
بااینحال، استفاده از چنین الگویی زمانی به نتیجه مطلوب میرسد که فیلمنامه بتواند میان موقعیتهای کمیک و پیشرفت داستان تعادل برقرار کند. صرف وقوع اتفاقات عجیب و پشت سر هم، لزوماً به معنای شکلگیری کمدی مؤثر نیست.
مخاطب علاوه بر غافلگیری و خنده، به منطق درونی روایت و رفتار باورپذیر شخصیتها نیز نیاز دارد. از این منظر، یکی از پرسشهای مهم درباره «بورسیه» چگونگی تبدیل یک ماجرای ساده سرقت به روایتی است که بتواند در طول زمان فیلم، جذابیت خود را حفظ کند.

ستارهها و مسئولیت ساختن یک کمدی
یکی از مهمترین امتیازهای تبلیغاتی «بورسیه»، ترکیب بازیگران آن است. جواد عزتی و امیر جعفری در کنار پانتهآ پناهیها، عباس جمشیدیفر و پویا لیلایی، گروه بازیگری فیلم را تشکیل میدهند؛ ترکیبی که ازنظر تنوع تجربه و تواناییهای اجرایی، ظرفیت قابلتوجهی برای حضور در یک کمدی پرتحرک دارد.
همکاری دوباره جواد عزتی و امیر جعفری نیز از نکات قابل توجه پروژه است. این دو بازیگر پیشتر در آثاری چون «زاپاس» و «اکسیدان» کنار یکدیگر حضور داشتهاند.
تجربههای مشترک آنها میتواند در ایجاد نوعی هماهنگی میان شخصیتها مؤثر باشد؛ بهویژه در داستانی که رابطه دو دوست و تضاد میان تصمیمها و واکنشهای آنها، بخش مهمی از موقعیتهای کمیک را شکل میدهد.
جواد عزتی در سالهای اخیر توانسته است طیف متنوعی از نقشها را تجربه کند. توانایی او در ترکیب کمدی کلامی، واکنشهای بدنی و بازی در موقعیتهای اغراقآمیز، از مهمترین ظرفیتهای بازیگریاش محسوب میشود.
در مقابل، امیر جعفری نیز با سابقه طولانی در تلویزیون و سینما، تجربه قابلتوجهی در اجرای نقشهای کمدی دارد. کنار هم قرار گرفتن این دو بازیگر، بهخصوص در یک داستان مبتنی بر رفاقت و ماجرای سرقت، میتواند نقطه اتکای مهمی برای فیلم باشد.
با این همه، باید توجه داشت که حضور بازیگران محبوب و توانمند بهتنهایی تضمینکننده موفقیت یک فیلم نیست. حتی گاهی تکرار ترکیبهای موفق گذشته، اگر با شخصیتپردازی تازه و موقعیتهای متفاوت همراه نباشد، به بازتولید الگوهای آشنا منجر میشود.
چالش اصلی «بورسیه» نیز میتواند همین باشد: اینکه آیا فیلم توانسته است از ظرفیت بازیگران خود برای خلق شخصیتهایی مستقل و بهیادماندنی استفاده کند یا صرفاً بر محبوبیت و تجربه قبلی آنها تکیه دارد؟
کمدیاکشن؛ میان سرگرمی و تکرار
انتخاب قالب کمدیاکشن برای «بورسیه» نیز اهمیت دارد. این ژانر در سینمای جهان سابقهای طولانی دارد و موفقیت آن معمولاً به توانایی فیلمساز در ایجاد توازن میان تعلیق، حرکت، شوخی و پیشرفت داستان وابسته است.
در چنین آثاری، صحنههای حادثهای نباید صرفاً فاصلهای میان دو موقعیت خندهدار باشند؛ بلکه لازم است خودشان در خدمت روایت و شخصیتپردازی قرار بگیرند.
در سینمای ایران، کمدیاکشن در سالهای اخیر بیش از گذشته موردتوجه قرار گرفته است. موفقیت تجاری برخی آثار این حوزه، ازجمله «تمساح خونی»، نشان داده که مخاطب از ترکیب تحرک، شوخی و ماجراجویی استقبال میکند.
بااینحال، تبدیل این الگو به یک فرمول تکراری نیز خطری است که سینمای کمدی را تهدید میکند. اگر شوخیها تنها بر سوءتفاهمهای متوالی، رفتارهای اغراقشده و اتفاقات تصادفی استوار باشند، جذابیت اولیه آنها ممکن است بهسرعت از بین برود.
از این منظر، «بورسیه» با یک آزمون مهم مواجه است: آیا میتواند از چارچوب متعارف کمدیهای مبتنی بر سرقت فراتر برود و هویت مستقل خود را پیدا کند؟
پاسخ این پرسش بیش از هر چیز به کیفیت فیلمنامه، ریتم تدوین، طراحی موقعیتها و هماهنگی میان عناصر کمدی و اکشن وابسته است.

نامهای آشنا و انتظارهای تازه
برزو نیکنژاد از فیلمسازانی است که بخش مهمی از کارنامهاش را با کمدی و سرگرمی عامهپسند پیوند زده است. این ویژگی، از یکسو امتیازی برای فیلم تازه او محسوب میشود؛ زیرا شناخت مخاطب و آگاهی از سازوکارهای کمدی میتواند در ارتباط سریعتر با تماشاگر مؤثر باشد.
از سوی دیگر، همین پیشینه انتظاراتی را ایجاد میکند که عبور از آنها برای هر اثر تازه ضروری است.
نکته مهم این است که سینمای کمدی ایران برای ادامه حیات و دستیابی به کیفیت بالاتر، به آثاری نیاز دارد که علاوه بر سرگرم کردن مخاطب، ازنظر ساختار روایی و شخصیتپردازی نیز حرف تازهای داشته باشند.
تماشاگر امروز صرفاً با حضور چند بازیگر محبوب یا مجموعهای از شوخیهای پراکنده به رضایت کامل نمیرسد؛ بلکه انتظار دارد فیلم در کنار سرگرمی، جهان داستانی قابل قبولی نیز ارائه کند.
فراتر از یک نام تجاری
«بورسیه» با توجه به عوامل سازنده، ترکیب بازیگران و انتخاب داستانی مبتنی بر سرقت، از ظرفیتهای اولیه لازم برای جلبتوجه مخاطبان برخوردار است. بااینحال، تفاوت میان یک محصول سرگرمکننده و یک فیلم کمدی موفق، در جزئیاتی شکل میگیرد که تنها با تماشای اثر و بررسی نحوه اجرای آنها میتوان دربارهشان داوری کرد.
در نهایت، اهمیت «بورسیه» را باید در نسبت میان تجربههای پیشین برزو نیکنژاد و تلاش او برای ارائه روایتی تازه در قلمرو کمدیاکشن جستوجو کرد. فیلمی که با حضور بازیگران شناختهشده، امکان برخورداری از مخاطب گسترده را دارد، اما برای ماندگاری در ذهن تماشاگر باید چیزی فراتر از یک ترکیب جذاب و داستانی پرحادثه عرضه کند.
شاید مهمترین پرسش درباره این اثر نه این باشد که چند موقعیت خندهدار در خود جای داده، بلکه این باشد که آیا میتواند از دل یک ماجرای ساده سرقت، کمدیای با هویت مستقل و شخصیتهایی بهیادماندنی خلق کند؟ پرسشی که پاسخ نهایی آن را نه تبلیغات و نه نام بازیگران، بلکه خود فیلم و مواجهه تماشاگر با آن مشخص خواهد کرد.
بورسیه
نویسنده و کارگردان: برزو نیکنژاد
بازیگران: جواد عزتی، امیر جعفری، عباس جمشیدیفر، پانتهآ پناهیها و پویا لیلایی.


حمیده وطنی
حمیده وطنی گرگری کارشناس ارشد پژوهش هنر، نویسنده و منتقد سینما، فعالیت پژوهشی خود را با نشریه علمی پژوهشی نگره بهعنوان مدیر داخلی نشریه و فعالیت رسانهای سینمایی را با ماهنامه سینما آغاز کرد مقالات او در نشریات متعددی ازجمله مهر، سینما ویدئو، روزنامه اعتماد ... چاپشده است، او پیشتر دبیر تحریریه نشریه «دایره» بود و هماکنون دبیر تحریریه رسانه رسمی فرهنگی هنری سلیس نیوز و دبیر سرویس سینمایی است.




