«قبرستان دهلی»؛ وقتی تئاتر دیگر فقط تئاتر نیست

قبرستان دهلی

نگاهی به «قبرستان دهلی»؛ از تغییر ذائقه مخاطب و تجربه‌ای چندوجهی تا چالش ستاره‌محوری و اقتصاد تئاتر

«قبرستان دهلی» با ترکیب تئاتر و موسیقی و حضور شهرام شکوهی، فراتر از یک کنسرت‌تئاتر موفق، پرسشی مهم را پیش روی تئاتر ایران قرار می‌دهد: آیا برای بازگرداندن مخاطب به سالن‌های نمایش، تئاتر نیز باید زبان تازه‌ای برای گفت‌وگو با مخاطب امروز پیدا کند؟

وقتی سالن‌های تئاتر یکی پس از دیگری از کمبود مخاطب، هزینه‌های سرسام‌آور تولید و دشواری‌های اقتصاد فرهنگ می‌گویند، پر شدن یک سالن، آن هم در چندین شب متوالی، دیگر فقط یک موفقیت گیشه نیست؛ نشانه تغییری است که آرام‌آرام در حال وقوع است.

«قبرستان دهلی» که این روزها در بلک‌باکس مجموعه ایران‌مال روی صحنه است، بیش از آنکه یک کنسرت‌تئاتر موفق باشد، پرسشی جدی را پیش روی تئاتر ایران قرار داده است؛ آیا زمان آن نرسیده که تعریف خود را از تئاتر بازنویسی کنیم؟

سال‌هاست بخشی از بدنه تئاتر ایران، مخاطب را با این گزاره قضاوت می‌کند که «تماشاگر حرفه‌ای» باید با قواعد از پیش تعیین‌شده نمایش آشنا باشد؛ باید متن را بشناسد، سکوت سالن را رعایت کند، ریتم کند روایت را بپذیرد و برای کشف لایه‌های پنهان اثر صبر داشته باشد؛ اما جامعه تغییر کرده است.

مخاطب امروز، فرزند عصر تصویر، موسیقی و رسانه‌های دیجیتال است؛ او تجربه‌ای چندوجهی می‌خواهد. می‌خواهد هم بشنود، هم ببیند، هم احساس کند و هم غافلگیر شود.

قبرستان دهلی
«قبرستان دهلی» تلاش کرده از امکانات موسیقی برای گسترش جهان نمایشی خود استفاده کند

کنسرت‌تئاتر، پاسخی به همین تغییر ذائقه است. کنسرت‌تئاتر البته پدیده‌ای تازه در جهان نیست، اما در ایران هنوز در حال یافتن هویت مستقل خود است. نه کنسرت صرف است و نه تئاتر موزیکال به معنای کلاسیک آن.

در این قالب، موسیقی دیگر میان‌پرده نیست؛ بخشی از روایت است. بازیگر فقط دیالوگ نمی‌گوید، روایت را می‌خواند و موسیقی نیز فقط گوش را سرگرم نمی‌کند، بلکه در پیشبرد درام نقش ایفا می‌کند.

به همین دلیل، مهم‌ترین معیار قضاوت درباره یک کنسرت‌تئاتر، نه قدرت خواننده است و نه توانایی بازیگر؛ بلکه کیفیت پیوند این دو جهان است؛ همان نقطه‌ای که اگر درست شکل بگیرد، مخاطب دیگر مرزی میان شنیدن و دیدن احساس نمی‌کند.

«قبرستان دهلی» دقیقاً در همین مرز حرکت می‌کند؛ اثری که تلاش کرده از امکانات موسیقی برای گسترش جهان نمایشی خود استفاده کند. شاید مهم‌ترین موفقیت آن نیز همین باشد که مخاطبانی را به سالن آورده که الزاماً مشتری همیشگی تئاتر نبوده‌اند. این اتفاق را نباید دست‌کم گرفت.

تئاتر ایران سال‌هاست از کاهش مخاطب گلایه می‌کند، اما هرگاه گونه‌ای تازه توانسته سالن را پر کند، بخشی از همان جامعه هنری با دیده تردید به آن نگریسته است؛ گویی استقبال مردم، گاهی به‌جای آنکه امتیاز باشد، به نقطه اتهام تبدیل می‌شود.

یکی از دلایل این استقبال، بدون تردید حضور شهرام شکوهی است؛ خواننده‌ای که این بار تنها برای اجرای چند قطعه روی صحنه نیامده، بلکه در قامت بازیگر نیز ظاهرشده است. حضور یک چهره موسیقی در تئاتر، همواره مخالفان و موافقان خود را داشته است.

قبرستان دهلی
«قبرستان دهلی» که این روزها در بلک‌باکس مجموعه ایران‌مال روی صحنه است

منتقدان از «ستاره‌محوری» سخن می‌گویند و موافقان از ضرورت آشتی دادن مردم با سالن‌های نمایش؛ اما شاید اصل ماجرا جای دیگری باشد. اگر یک چهره شناخته‌شده بتواند مخاطبی را وارد سالن کند که پیش از این هیچ نسبتی با تئاتر نداشته، آیا این اتفاق الزاماً به زیان هنر نمایش است؟

تاریخ تئاتر جهان نشان می‌دهد که بسیاری از گونه‌های نو، دقیقاً از همین مسیر توانسته‌اند مخاطب خود را پیدا کنند. کارگردانی در چنین آثاری، دشوارتر از یک نمایش متعارف است. در کنسرت‌تئاتر، کوچک‌ترین ناهماهنگی میان موسیقی، بازی، نور، طراحی صحنه و ریتم اجرا، تعادل اثر را بر هم می‌زند.

اگر موسیقی بر نمایش غلبه کند، حاصل چیزی جز یک کنسرت نخواهد بود و اگر نمایش، موسیقی را به حاشیه براند، فلسفه وجودی این قالب از میان می‌رود. «قبرستان دهلی» نشان می‌دهد که برای حفظ این تعادل، طراحی دقیقی پشت اجرا وجود داشته است؛ تعادلی که سبب می‌شود مخاطب تا پایان در فضای اثر باقی بماند.

بلک‌باکس ایران‌مال نیز در این تجربه سهم مهمی دارد. فضای جمع‌وجور و صمیمی این سالن، فاصله میان صحنه و تماشاگر را از میان برمی‌دارد و کیفیت دریافت اثر را افزایش می‌دهد.

مخاطب در چنین فضایی نه صرفاً ناظر، بلکه شریک عاطفی اجراست؛ ویژگی‌ای که برای اثری مبتنی بر موسیقی و حس، امتیازی تعیین‌کننده محسوب می‌شود.

البته هیچ موفقیتی بدون حاشیه نیست. قیمت بالای بلیت‌های «قبرستان دهلی» یکی از اصلی‌ترین موضوعات موردبحث بوده است.

واقعیت این است که تئاتر ایران سال‌هاست میان دو مطالبه متضاد گرفتارشده؛ از یک‌سو انتظار تولید آثار باکیفیت، موسیقی زنده، بازیگران حرفه‌ای و امکانات فنی پیشرفته وجود دارد و از سوی دیگر، انتظار پایین ماندن قیمت بلیت.

قبرستان دهلی
تاریخ تئاتر جهان نشان می‌دهد که بسیاری از گونه‌های نو، دقیقاً از همین مسیر توانسته‌اند مخاطب خود را پیدا کنند

جمع‌کردن این دو مطالبه، در اقتصاد امروز فرهنگ، کار ساده‌ای نیست. این البته به معنای نادیده گرفتن دغدغه دسترسی عمومی به تئاتر نیست، اما باید پذیرفت که تولید آثار بزرگ، هزینه‌های بزرگی نیز دارد.

آنچه «قبرستان دهلی» را به اثری قابل‌تأمل تبدیل می‌کند، صرفاً فروش موفق یا حضور یک خواننده مشهور نیست؛ بلکه این واقعیت است که بخشی از مخاطبان امروز، دیگر با تعریف کلاسیک تئاتر ارتباط برقرار نمی‌کنند.

آنان فرم‌های تازه می‌خواهند و هنر نمایش نیز ناگزیر است زبان زمانه خود را پیدا کند. همان‌گونه که روزگاری ورود ویدئوآرت، پرفورمنس یا تئاتر محیطی با مقاومت‌هایی روبه‌رو شد، امروز نیز کنسرت‌تئاتر در حال طی کردن مسیر تثبیت خود است.

شاید همه این مسیر را نپسندند و شاید همه آثار این‌گونه، موفق از کار درنیایند؛ اما نمی‌توان انکار کرد که تئاتر، برای زنده ماندن، ناچار به تغییر است.

«قبرستان دهلی» از این منظر، بیش از آنکه یک اجرا باشد، نشانه‌ای از همین تغییر است؛ تغییری که می‌گوید هنر نمایش دیگر تنها بر متن و دیالوگ تکیه ندارد، بلکه از موسیقی، تصویر، حرکت و ستاره‌های فرهنگ‌عامه نیز برای ساختن تجربه‌ای تازه بهره می‌گیرد.

شاید مهم‌ترین دستاورد این اجرا، نه فروش بالا و نه عکس‌های پرشمار مخاطبان پس از پایان نمایش باشد؛ بلکه این باشد که بار دیگر ثابت کرد هنوز می‌توان مردم را برای تئاتر مشتاق کرد، اگر تئاتر نیز مشتاق گفت‌وگو با مخاطب امروز باشد.

قبرستان دهلی

درباره نویسنده
ناصر سهرابی
دبیر بخش جشنواره‌ها

نویسنده، بازیگر و کارشناس سینما. فعالیت در مطبوعات را از سال ۱۳۷۵ با ماهنامه فیلم و هنر... آغاز کرده و مقالات او در نشریات سینما ویدئو، فیلم و سینما، هفت نگاه، سینما تئاتر، فیلم و سینما، همشهری، اعتماد ملی، مردم‌سالاری و... منتشرشده است.

آیتم های مشابه

شاروه؛ از دربار ناپلئون تا قلب شانل، بازگشت پیراهن مردانه به آینده مد لوکس

مدیر

نقد فیلم «روز افشا»؛ بازگشت اسپیلبرگ به دنیای بیگانگان

حسین تقی پور

کریستوفر نولان چگونه رؤیای ۲۰ ساله خود را به «اودیسه» تبدیل کرد؟

حسین تقی پور