نقد فیلم «زنده شور»؛ وقتی تاریکی جای درام را می‌گیرد

فیلم «زنده شور»
فیلم «زنده شور» نمونه‌ای از آثاری است که مسئله مهمی را انتخاب می‌کنند، اما برای ماندگار شدن، بیش از دغدغه اجتماعی به شخصیت‌هایی زنده و انسانی نیاز دارند

فیلم «زنده شور» تازه‌ترین ساخته کاظم دانشی بار دیگر به سراغ جهان پرونده‌های قضایی، قصاص و بحران‌های اخلاقی می‌رود؛ جهانی که پیش‌تر در «علفزار» توانسته بود مخاطب را با خود همراه کند. اما این بار، اگرچه فیلم از فضاسازی سرد، بازی‌های کنترل‌شده و اجرای فنی قابل قبول بهره می‌برد، ضعف در شخصیت‌پردازی و فاصله گرفتن از تجربه زیسته انسان‌ها باعث شده است تلخی، جایگزین درام شود و رنج، بیش از آنکه به شناخت شخصیت‌ها کمک کند، به عنصر غالب روایت تبدیل شود.

کاظم دانشی پس از موفقیت «علفزار»، بار دیگر به سراغ جهان پرونده‌های قضایی رفته است؛ جهانی که سال‌هاست در سینمای ایران به بستری برای طرح پرسش‌های اخلاقی، حقوقی و اجتماعی تبدیل‌شده است.

فیلم «زنده شور» نیز با تکیه بر مسئله قصاص، اعدام و پیامدهای یک پرونده جنایی، می‌کوشد تصویری تلخ از جامعه امروز ارائه دهد، اما درنهایت بیش از آنکه مخاطب را درگیر کند، او را در فاصله‌ای سرد با شخصیت‌ها و موقعیت‌ها نگه می‌دارد.

فیلم ازنظر فضاسازی، بازیگری و کیفیت فنی قابل اعتناست، اما ضعف فیلم‌نامه و ناتوانی در خلق شخصیت‌هایی ملموس باعث شده است مهم‌ترین سرمایه هر درام، یعنی همذات‌پنداری مخاطب، شکل نگیرد. کاظم دانشی در «علفزار» نیز جامعه‌ای تیره و آشفته را ترسیم کرده بود، اما آن فیلم به‌واسطه ریتم مناسب، تعلیق مستمر و شخصیت‌هایی که از دل واقعیت بیرون آمده بودند، تماشاگر را تا پایان همراه خود نگه می‌داشت.

«زنده شور» اما گامی فراتر در نمایش سیاهی برمی‌دارد؛ آن‌قدر که گاه خودِ تلخی به هدف فیلم تبدیل می‌شود و روایت را از حرکت بازمی‌دارد. نخستین و شاید مهم‌ترین مشکل فیلم، فیلم‌نامه است. داستان اگرچه بر بستری حساس و ملتهب بناشده، اما از پرداخت دراماتیک کافی برخوردار نیست.

فیلم «زنده شور»
در فیلم «زنده شور» اما گاه احساس می‌شود پرونده قضایی جای شخصیت‌ها را گرفته و انسان‌ها در خدمت ایده قرار گرفته‌اند

شخصیت‌ها گذشته روشنی ندارند، انگیزه‌هایشان کامل پرداخت نمی‌شود و روابط میان آن‌ها به‌اندازه‌ای مصنوعی است که باورپذیری فیلم را خدشه‌دار می‌کند.

مخاطب مدام احساس می‌کند در حال تماشای موقعیت‌هایی است که نویسنده برای پیشبرد روایت طراحی کرده است، نه زندگی انسان‌هایی واقعی. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آثار موفق اجتماعی، نزدیکی به تجربه زیسته مخاطب است. حتی اگر داستان بر پایه اتفاقی استثنایی شکل‌گرفته باشد، روابط انسانی باید آن‌قدر طبیعی باشند که تماشاگر بتواند خود را جای شخصیت‌ها بگذارد.

این اتفاق در «زنده شور» کمتر رخ می‌دهد. مناسبات خانوادگی، رفتار شخصیت‌ها در بحران و حتی واکنش‌های عاطفی آن‌ها فاصله محسوسی با واقعیت اجتماعی امروز ایران دارد.

همین فاصله سبب می‌شود فیلم، علی‌رغم سوژه ملتهبش، نتواند ضربه احساسی لازم را وارد کند. مشکل دیگر، ریتم کند فیلم است. «زنده شور» بیش از اندازه کم‌تحرک است و بسیاری از صحنه‌ها، بدون آنکه اطلاعات تازه‌ای به داستان اضافه کنند، صرفاً بر فضای تلخ اثر می‌افزایند.

سکون روایت به‌تدریج جای تعلیق را می‌گیرد و فیلم از نیمه دوم، انرژی لازم برای همراه نگه‌داشتن مخاطب را از دست می‌دهد.

این پرسش نیز مطرح می‌شود که آیا مخاطب امروز سینمای ایران، در شرایط پیچیده اقتصادی، اجتماعی و روانی، همچنان پذیرای چنین حجم انبوهی از تلخی است؟ سینمای اجتماعی همواره آینه جامعه بوده است، اما آینه بودن به معنای حذف کامل امید نیست.

حتی تلخ‌ترین آثار تاریخ سینما نیز روزنه‌ای برای نفس کشیدن مخاطب باقی می‌گذارند. در «زنده شور» اما تلخی چنان بر همه اجزای فیلم سایه انداخته است که گویی هیچ امکان دیگری برای روایت وجود نداشته است.

فیلم «زنده شور»
امیر جعفری با وجود توانایی همیشگی‌اش، فرصت چندانی برای پرداخت شخصیت پیدا نمی‌کند

البته نباید فراموش کرد که مسئله قصاص و اعدام، یکی از مهم‌ترین موضوعات سینمای اجتماعی ایران در چهار دهه اخیر بوده است.

از فیلم‌هایی که به پیامدهای اخلاقی قصاص پرداخته‌اند تا آثاری که روند رسیدگی به پرونده‌های جنایی را دستمایه درام قرار داده‌اند، همواره این دغدغه در سینمای ایران حضور داشته است. فیلم‌هایی مانند «علفزار» هر یک از زاویه‌ای به نسبت میان قانون، عدالت و انسان پرداخته‌اند.

تفاوت این آثار با «زنده شور» در آن است که مسئله قضایی در آن‌ها صرفاً یک سوژه نبود، بلکه بستری برای شناخت شخصیت‌ها محسوب می‌شد.

در فیلم «زنده شور» اما گاه احساس می‌شود پرونده قضایی جای شخصیت‌ها را گرفته و انسان‌ها در خدمت ایده قرار گرفته‌اند. بااین‌حال، فیلم در بخش بازیگری وضعیت بهتری دارد.

سارا بهرامی یکی از بهترین بازی‌های سال‌های اخیر خود را ارائه می‌دهد. او موفق می‌شود اضطراب، درماندگی و تناقض‌های درونی شخصیتش را بدون اغراق به تصویر بکشد. مخاطب به‌راحتی با رنج او ارتباط برقرار می‌کند و بسیاری از لحظات احساسی فیلم بر دوش بازی کنترل‌شده او استوار است.

مارال فرجاد نیز حضوری قابل‌توجه دارد و یکی از شخصیت‌های باورپذیر فیلم را خلق می‌کند. بازی او از جنس سکوت‌ها و نگاه‌هاست؛ اجرایی که بدون نمایش‌های بیرونی، احساسات شخصیت را منتقل می‌کند و به همین دلیل در ذهن مخاطب باقی می‌ماند.

در مقابل، استفاده از برخی بازیگران شناخته‌شده، بیش از آنکه به فیلم کمک کند، جنبه تبلیغاتی پیدا کرده است. امیر جعفری با وجود توانایی همیشگی‌اش، فرصت چندانی برای پرداخت شخصیت پیدا نمی‌کند و نقش او در حد ظرفیت بازیگر باقی می‌ماند. حضور حامد بهداد نیز که تنها در یکی دو سکانس خلاصه می‌شود، بیش از آنکه تأثیری در پیشبرد داستان داشته باشد، به حضور افتخاری شباهت دارد.

فیلم «زنده شور»
بهرام افشاری در فیلم «زنده شور»

این استفاده حداقلی از چهره‌های مطرح، نه به جذابیت فیلم می‌افزاید و نه خلأهای فیلم‌نامه را جبران می‌کند.

از منظر کارگردانی نیز دانشی همچنان نشان می‌دهد در خلق فضای سرد، تلخ و پرتنش مهارت دارد. قاب‌بندی‌ها، طراحی صحنه و استفاده از رنگ‌های مرده، کاملاً در خدمت جهان فیلم هستند. اما فرم زمانی اثرگذار است که محتوایی قدرتمند پشت آن قرار داشته باشد.

وقتی شخصیت‌ها جان نمی‌گیرند و روایت پیش نمی‌رود، بهترین میزانسن‌ها نیز نمی‌توانند ضعف‌های بنیادی متن را پنهان کنند.

شاید بزرگ‌ترین مسئله «زنده شور» همین باشد که بیش از اندازه به فضای تیره خود ایمان دارد.

فیلم تصور می‌کند هرچه جهانش تلخ‌تر باشد، اثرگذارتر خواهد شد؛ درحالی‌که تأثیرگذاری، محصول شناخت انسان است، نه صرفاً انباشت رنج.

مخاطب امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد شخصیت‌هایی را روی پرده ببیند که بتواند آن‌ها را لمس کند؛ انسان‌هایی که شکست می‌خورند، اشتباه می‌کنند و تصمیم می‌گیرند، نه تیپ‌هایی که تنها حامل پیام فیلم هستند.

فیلم «زنده شور»
شاید بزرگ‌ترین مسئله فیلم «زنده شور» همین باشد که بیش از اندازه به فضای تیره خود ایمان دارد

«زنده شور» اثری است که دغدغه دارد، موضوع مهمی را انتخاب کرده و ازنظر اجرایی نیز استانداردهای قابل قبولی ارائه می‌دهد؛ اما درنهایت قربانی همان عنصری می‌شود که ستون اصلی هر فیلم است: فیلم‌نامه.

تا زمانی که شخصیت‌ها واقعی نباشند و روابط انسانی از دل زندگی بیرون نیایند، حتی حساس‌ترین پرونده‌های قضایی نیز نمی‌توانند درامی ماندگار خلق کنند.

کاظم دانشی همچنان یکی از فیلم‌سازان جدی سینمای اجتماعی ایران است، اما «زنده شور» نشان می‌دهد تکرار فرمول موفق «علفزار» بدون نوآوری در روایت و شخصیت‌پردازی، الزاماً به موفقیت دوباره منجر نمی‌شود.

این فیلم بیش از آنکه مخاطب را با مسئله قصاص و عدالت درگیر کند، او را با این پرسش روبه‌رو می‌سازد که آیا صرف نمایش تاریکی می‌تواند جایگزین خلق یک درام عمیق و ماندگار شود؟

فیلم «زنده شور»

درباره نویسنده
ناصر سهرابی
دبیر بخش جشنواره‌ها

نویسنده، بازیگر و کارشناس سینما. فعالیت در مطبوعات را از سال ۱۳۷۵ با ماهنامه فیلم و هنر... آغاز کرده و مقالات او در نشریات سینما ویدئو، فیلم و سینما، هفت نگاه، سینما تئاتر، فیلم و سینما، همشهری، اعتماد ملی، مردم‌سالاری و... منتشرشده است.

آیتم های مشابه

داستان تنهایی آدم‌ها؛ «گودال» هیروکو اویامادا و وحشت پنهان در دل روزمرگی

مدیر

در گرمای شدید چه لباسی بپوشیم تا خنک‌تر بمانیم؟

مدیر

از دیور تا شانل؛ هفته مد فاخر ۲۰۲۶ چگونه آینده خانه‌های مد را ترسیم کرد؟

مدیر