رابرت ردفورد در بیش از ۵۰ فیلم هالیوودی بازی کرد، یک جایزه اسکار برای کارگردانی دریافت کرد
رابرت ردفورد را نمیتوان تنها یک ستاره سینما دانست؛ او نماد نسلی از هنرمندان بود که مرز میان شهرت، هنر و مسئولیت اجتماعی را درنوردیدند.
او با حضور کاریزماتیک و بازیهای درخشان خود در دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی، به یکی از چهرههای ماندگار هالیوود بدل شد، اما اهمیت او صرفاً در قاب نقشآفرینی خلاصه نمیشود. او با کارگردانی فیلمهایی ماندگار و بنیانگذاری جشنواره ساندنس، مسیر تازهای برای سینمای مستقل گشود و به کشف و پرورش استعدادهای نوین یاری رساند.
رابرت ردفورد با انزجار از رویکرد سادهلوحانه هالیوود در فیلمسازی، معمولاً خواستار آن بود که فیلمهایش بار فرهنگی داشته باشند و در بسیاری از موارد، موضوعات جدی مانند غم و اندوه و فساد سیاسی را در فیلمهای خود دنبال میکرد که بخش بزرگی از آن به دلیل قدرت بالای شمایل سینمایی او بود.
دغدغههای زیستمحیطی و اجتماعی ردفورد نیز بخشی جداییناپذیر از زندگی هنری و شخصی او بود و نشان میداد که چگونه یک بازیگر میتواند فراتر از پرده سینما بر جامعه اثر بگذارد.
اکنون، با درگذشت او، نهتنها فقدان یک هنرمند بزرگ بلکه پایان عصری از هنر و اندیشه در حافظه سینما رقم خورده است؛ عصری که میراث آن همچنان الهامبخش خواهد بود.
رابرت ردفورد در بیش از ۵۰ فیلم هالیوودی بازی کرد، یک جایزه اسکار برای کارگردانی دریافت کرد و با تأسیس جشنواره سالانه فیلم ساندنس برای نمایش آثار فیلمسازان مستقل، یکی از مهمترین حامیان اینگونه فیلمها شد.

سیدنی برگر، مدیر روابط عمومی این هنرپیشه و کارگردان نامدار گفت که او «در ساندس در کوهستانهای یوتا، در محلی که عاشقش بود و در جمع عزیزانش» درگذشت.
رابرت ردفورد یکی از چهرههای نمادین هالیوود بود که سابقه بازی در فیلمهایی مانند «بوچ کاسیدی و ساندنس کید» (در ایران مردان حادثهجو)، «نیش» و «همه مردان رئیسجمهور» را داشت.
او بهعنوان بازیگر، در فیلمهای «بوچ کسیدی و ساندنس کید» (۱۹۶۹) با نگاهی عاشقانه به یاغیان در غرب و «همه مردان رئیسجمهور» (۱۹۷۶) درباره تعقیب روزنامهنگارانه رئیسجمهور ریچارد ام. نیکسون در دوران واترگیت حضور داشت.
در «سه روز کندور» (۱۹۷۵)، او نقش یک رمزگشای درونگرای آژانس اطلاعاتی ایالاتمتحده، سیآیای را بازی کرد که در یک بازی موش و گربه مرگبار گرفتارشده بود.
فیلم «نیش» محصول سال ۱۹۷۳ درباره کلاهبرداران دوران رکود بزرگ، اولین و تنها نامزدی اسکار ردفورد را بهعنوان بازیگر برای او به همراه آورد.
او برای دههها یکی از بازیگران اصلی موردعلاقه هالیوود بود، چه در کمدی، چه در درام یا تریلر؛ استودیوها اغلب او را بهعنوان یک نماد جذابیت ارائه میکردند.
مجموعه آثار او بهعنوان نقش اول عاشق تا حد زیادی مدیون بازیگران زن مسلطی بود که در کنارش بازی میکردند؛ جین فوندا در «پابرهنه در پارک» (۱۹۶۷)، باربارا استرایسند در «آنطور که بودیم» (۱۹۷۳)، مریل استریپ در «از دل آفریقا» (۱۹۸۵).
ردفورد اگرچه هرگز علاقهای به ورود به سیاست نشان نداد، اما اغلب دیدگاهی لیبرال داشت. او در مصاحبهای در سال ۲۰۱۷، در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ، به مجله «اسکوایر» گفت که «سیاست در حال حاضر در جایگاه بسیار تاریکی قرار دارد» و ترامپ باید «به نفع ما کنار برود».

رؤیای نقاش شدن
ردفورد که ۱۸ اوت ۱۹۳۷ در شهر ساحلی سانتا مونیکا در لسآنجلس، در خانوادهای که خودش آن را «خانوادهای از طبقه پایین کارگر» توصیف میکرد، متولد شد، بورسیه تحصیلی بیسبال دانشگاه را دریافت کرد، اما پس از گذراندن زمان زیادی در مهمانیها، آن را از دست داد.
تصمیم گرفت که هنرمند شود، به ایتالیا و بعداً به نیویورک نقل مکان کرد تا نقاشی را دنبال کند. او در مدرسه تئاتر ثبتنام کرد تا استعداد خود را در طراحی صحنهٔ تئاتر امتحان کند (به یاد میآورد: «بازیگری برای من مسخره به نظر میرسید») اما متقاعد شد که روی صحنه برود و تا سال ۱۹۵۹، یک بازیگر تماموقت در برادوی بود و بعداً در تلویزیون کار پیدا کرد.
اولین حضور سینماییاش در سال ۱۹۶۲ در یک فیلم کم بودجه به نام «شکار جنگ» بود، اما نخستین بار در فیلم «پابرهنه در پارک» (۱۹۶۷) در مقابل جین فوندا بود که توجهها را به خود جلب کرد.
او برای فیلم نیش (۱۹۷۳) نامزد دریافت اسکار بهترین بازیکن نقش اول مرد شد. او در سال ۱۹۸۰ اولین فیلمش، مردم معمولی، چهار جایزه اسکار ازجمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی شد. رابرت ردفورد در سال ۲۰۰۲ اسکار افتخاری دستاورد یکعمر را گرفت.
ردفورد همچنین مؤسس جشنواره فیلم ساندنس در یوتا است که بهعنوان جشنوارهای برای معرفی و شناسایی فیلمهای مستقل شناخته میشود.
چهره زیبای هالیوود: تکهای از کوه راشمور با جین سنگشور
موفقیت به رابرت ردفورد امکان میداد که پروژههایش را با وسواس بیشتری انتخاب کند و کارنامهای قابلقبول بسازد. او همچنین در زمینه مسائل زیستمحیطی و حقوق بومیان آمریکا فعالیت میکرد.
ظاهر جذاب و کاملاً آمریکاییاش چیزی نبود که بتوان نادیده گرفت. ردفورد یک بار اینگونه توصیف شد: «تکهای از کوه راشمور که با شلوار جین سنگشور ترکیبشده است.»
منتقد دیگری دربارهاش گفت: «بدنش وقاری سیال و درخششی درونی داشت که گاهی اوقات انگار از درون روشنشده بود.»
درمجموع اما رابرت ردفورد معتقد بود که زیباییاش در مسیر شغلی او بیشتر یک مانع بوده تا مزیت. او گفته بود که «کارما» به خاطر ظاهر زیبایش، زندگی خانوادگی او را با مصیبتهایی روبرو کرده تا مجازاتش کند.

دستگیر شدن با جواهرات مسروقه
چارلز رابرت ردفورد جونیور در ۱۸ اوت ۱۹۳۶ در سانتا مونیکا کالیفرنیا به دنیا آمد. او پسر یک شیرفروش بود که بعدها حسابدار شرکت نفتی استاندارد اویل شد.
در دوران مدرسه، به یک باند خیابانی پیوست و به دلیل «قرض گرفتن خودرویی که جواهرات مسروقه در صندوق عقبش بود» دستگیر شد. به خاطر مهارتش در بیسبال، بورسیه دانشگاه کلرادو را گرفت اما پس از ۱۸ ماه به دلیل مستی اخراج شد؛ همزمان با درگذشت مادرش در ۴۰ سالگی.
غم از دست دادن مادر موجب سرگردانیاش شد و مدتی بعد در میادین نفتی کالیفرنیا کار پیدا کرد، سپس به پاریس و فلورانس سفر کرد و در آنجا به تحصیل هنر پرداخت. اقامت او در اروپا باعث شد تا با دیدگاهی تازه به آمریکا نگاه کند. او بعدها گفت: «شروع کردم به اینکه کشورم را از زاویهای دیگر نگاه کنم.»
پس از بازگشت به خانه، با آرزوی طراحی تئاتر در آکادمی هنرهای دراماتیک آمریکا ثبتنام کرد اما بهسرعت به بازیگری روی آورد.
مانند بسیاری از بازیگران در اواخر دهه ۱۹۵۰ در نیویورک، او چندین نقش کوچک در تئاتر و تلویزیون به دست آورد، ازجمله نقشهایی در سریالهای محبوب مانند «تسخیر ناپذیران»، «پری میسون» و «دکتر کیلدر.»
رابرت ردفورد و حضور در سینما
اولین حضور رابرت ردفورد در سینما در سال ۱۹۶۰ بود با نقشی کوچک در فیلم «داستان بلند» که در آن با جین فوندا همبازی شد.
این شروعی ناموفق بود، فیلم شکست خورد و مجله تایم نوشت: «هیچچیز نمیتواند این فیلم را نجات دهد.» بااینحال، این همکاری سرآغاز دوستی طولانی او با جین فوندا بود، کسی که بعدها اعتراف کرد به دنبال هر بار همکاری عاشقش میشده است.
اولین موفقیت بزرگ ردفورد روی صحنه، ایفای نقش «پل براتر»، وکیل خودنمای نمایشنامه کمدی-عاشقانه «پابرهنه در پارک» اثر نیل سایمون بود. او همین نقش را در نسخه سینمایی در سال ۱۹۶۷، در کنار فوندا تکرار کرد.
در سال ۱۹۶۵، برای بازی در فیلم «درون دیزی کلاور» با ناتالی وود، جایزه گلدن گلوب «امیدبخشترین چهره جدید» را به دست آورد.
اما نقش «بنجامین برادوک» در فیلم «فارغالتحصیل» به او نرسید؛ زیرا مایک نیکولز، کارگردان، احساس میکرد که او بیشازحد خوشچهره است. همین موضوع باعث شد ردفورد به کلیشهای شدن به خاطر ظاهرش محتاط شود.

بوچ کاسیدی و ساندنس کید همراه با پل نیومن
شهرت جهانی رابرت ردفورد در سال ۱۹۶۹ با بازی در فیلم «بوچ کسیدی و ساندنس کید» در کنار پل نیومن آغاز شد. با وجود تردیدهای اولیه استودیو، اصرار نیومن باعث شد که ردفورد این نقش را به دست آورد و این دو یکی از نمادینترین زوجهای هالیوود شدند. این دوستی تا پایان عمر نیومن ادامه داشت.
آنها در سال ۱۹۷۳ دوباره در فیلم «نیش» همبازی شدند که موفقیت بزرگی کسب کرد و هفت جایزه اسکار ازجمله جایزه بهترین فیلم را برد.
ردفورد برای این فیلم نامزد اسکار بهترین بازیگر مرد شد هرچند این جایزه را به دست نیاورد. او بعدها بهعنوان کارگردان، یک اسکار برد و در سال ۲۰۰۲ نیز یک اسکار افتخاری دریافت کرد.
رابرت ردفورد در دهه هفتاد میلادی در فیلمهای متعددی مانند «گتسبی بزرگ» و «آنطور که بودیم» بازی کرد. در سال ۱۹۷۴، حقوق فیلم «همه مردان رئیسجمهور» را خرید که درباره رسوایی واترگیت بود. این فیلم سال ۱۹۷۶ اکران شد و موفقیت بزرگی به دست آورد.
در سال ۱۹۸۰، ردفورد اولین فیلم خود را به نام «مردم معمولی» کارگردانی کرد که برای آن تنها اسکارش را به دست آورد. او سال ۲۰۱۸ گفت که فیلم پیرمرد و تفنگ آخرین حضور او روی پرده خواهد بود.
در آوریل ۲۰۱۴، مجله تایم از ردفورد را بهعنوان یکی از ۱۰۰ چهره «تأثیرگذار» دنیا انتخاب کرد. او همچنین در سال ۲۰۱۶ موفق به دریافت مدال آزادی از باراک اوباما، رئیسجمهور وقت آمریکا، شد.
ردفورد تا پایان عمرش بهعنوان بازیگر و تهیهکننده در سینما فعال ماند. در سال ۲۰۱۷، دوباره با جین فوندا در درام «جانهای ما در شب» محصول نتفلیکس همکاری کرد، فیلمی عاشقانه درباره رابطه یک زن و مرد همسر ازدستداده.
ردفورد در آن زمان گفت که این یکی از آخرین فیلمهای او بهعنوان بازیگر خواهد بود و قصد دارد بیشتر روی کارگردانی و عشق اولش، هنر، تمرکز کند.


حمیده وطنی
حمیده وطنی گرگری کارشناس ارشد پژوهش هنر، نویسنده و منتقد سینما، فعالیت پژوهشی خود را با نشریه علمی پژوهشی نگره بهعنوان مدیر داخلی نشریه و فعالیت رسانهای سینمایی را با ماهنامه سینما آغاز کرد مقالات او در نشریات متعددی ازجمله مهر، سینما ویدئو، روزنامه اعتماد ... چاپشده است، او پیشتر دبیر تحریریه نشریه «دایره» بود و هماکنون دبیر تحریریه رسانه رسمی فرهنگی هنری سلیس نیوز و دبیر سرویس سینمایی است.




