فیلم «عروس» ۲۰۲۶؛ روایت تازه‌ای از فرانکشتاین با بازی پنه‌لوپه کروز

فیلم عروس
فیلم «عروس» با بازی کریستین بیل و پنه‌لوپه کروز، اسطوره فرانکشتاین را از نو بازخوانی می‌کند

فیلم «عروس» تازه‌ترین و جسورانه‌ترین تلاش سینمای مدرن برای احیای اسطوره‌ای است که دو قرن پیش توسط مری شلی خلق شد.

مگی جیلنهال در این بازسازی پرستاره با حضور کریستین بیل، پنه‌لوپه کروز، پیتر سارسگارد و آنت بنینگ، مرزهای سینمای وحشت کلاسیک را پشت سر گذاشته و فیلمی ساخته که هم به ریشه‌ها وفادار است و هم تفسیری کاملاً امروزی از هویت، قدرت و میل انسان به آفرینش ارائه می‌دهد.

آسمان شکافته می‌شود و فریاد رعد در دل شب می‌پیچد. درون قلعه‌ای عظیم، نور چراغ‌های پزشکی روی سنگ‌های خیس رنگ می‌لغزاند. مردی با چهره‌ای خسته اما مصمم، بر پیکر زنی بی‌جان خم‌شده است. سیم‌ها می‌لرزند و ضرب‌آهنگ دستگاه‌ها همچون تپش قلبی عظیم فضا را پرکرده است.

باد از شکاف پنجره به داخل می‌دود، پرده‌ها را پاره می‌کند و شعله‌های شمع را وحشیانه می‌رقصاند. ناگهان نوری آبی‌فام در رگ‌های زن می‌دود. سکوتی غریب حکم‌فرما می‌شود؛ سپس چشمان او آرام باز می‌شود، گویی تاریخ بار دیگر شاهد لحظه‌ای است که مرز میان مرگ و زندگی فرو می‌ریزد.

فیلم عروس
فیلم عروس تازه‌ترین و جسورانه‌ترین تلاش سینمای مدرن برای احیای اسطوره‌ای است

جیلنهال با همین چند ثانیه نخست، جهانِ سرد، شاعرانه و هولناک فیلمش را بنا می‌کند؛ جهانی که در آن هنوز معلوم نیست هیولا واقعاً چه کسی است: خالق یا مخلوق.

فیلم «عروس» محصول ۲۰۲۶ یکی از بلندپروازانه‌ترین پروژه‌های بازسازی سینمای معاصر محسوب می‌شود. جیلنهال که پیش‌تر با آثار مستقل و روان‌کاوانه شناخته می‌شد، این بار به سراغ اسطوره‌ای رفته که نه‌فقط در تاریخ سینما بلکه در فرهنگ عمومی جهان جاودانه شده است.

بازسازی «عروس فرانکشتاین» (۱۹۳۵) کاری نیست که هر کارگردانی جرأت انجام آن را داشته باشد، زیرا نسخه کلاسیک با کارگردانی جیمز ویل و بازی بوریس کارلوف همچنان یکی از نمادهای ماندگار سینمای وحشت به شمار می‌رود. بااین‌حال جیلنهال از همان ابتدا نشان می‌دهد قصد رقابت مستقیم با نسخه قدیمی را ندارد؛ او جهان تازه‌ای می‌سازد که از ریشه‌های کلاسیک تغذیه می‌کند اما زبان و دغدغه‌هایش کاملاً امروزی است.

در این نسخه «عروس» دیگر موجودی منفعل و وحشت‌زده نیست؛ او زنی آگاه، حساس و صاحب اراده است که در جست‌وجوی معنای هویت خویش برمی‌خیزد. این تغییر زاویه دید، فیلم را به سطحی فراتر از ژانر وحشت می‌برد و آن را به اثری فلسفی درباره اختیار، آفرینش و مسئولیت بدل می‌کند؛ همان دغدغه‌هایی که مری شلی در رمان «فرانکشتاین یا پرومته مدرن» مطرح کرده بود.

جیلنهال و نویسنده فیلم با تمرکز بر پرسش‌های اخلاقی شلی، روایت را بر تفسیر بنا کرده‌اند نه تقلید؛ اینکه انسان تا چه حد حق دارد در قلمرو مرگ و زندگی مداخله کند و آیا می‌توان موجودی را خلق کرد اما اختیارش را سلب کرد.

فیلم عروس
فیلم عروس محصول ۲۰۲۶ یکی از بلندپروازانه‌ترین پروژه‌های بازسازی سینمای معاصر محسوب می‌شود

یکی از نقاط قوت اصلی فیلم ترکیب بازیگران آن است. کریستین بیل در نقش دکتر ویکتور فرانکشتاین حضوری پیچیده و چندلایه ارائه می‌دهد؛ نابغه‌ای که میان خلاقیت و جنون گرفتارشده و هرلحظه بیش‌ازپیش در دام وسواس خود فرو می‌رود.

پنه‌لوپه کروز در نقش «عروس» بازی‌ای درخشان و کنترل‌شده دارد؛ موجودی که هم‌زمان شکننده و قدرتمند است و نگاهش بیش از هر دیالوگی از رنج و آگاهی سخن می‌گوید.

پیتر سارسگارد چهره‌ای دوپهلو و جاه‌طلب خلق کرده و آنت بنینگ با حضوری آرام و اندیشمندانه نقش راهنمای فکری داستان را ایفا می‌کند.

کارگردانی جیلنهال میان زیبایی‌شناسی اکسپرسیونیستی نسخه ۱۹۳۵ و روایتگری مینی‌مال معاصر پلی می‌زند. نورپردازی‌های پرکنتراست، سایه‌های عمیق و قاب‌بندی‌های متقارن یادآور فضای کلاسیک‌اند، اما رنگ‌های سرد و بافت دیجیتال، جهان فیلم را در زمانه امروز تثبیت می‌کنند.

موسیقی جانی گرینوود نیز با ترکیب سازهای زهی و صداهای الکترونیک، حس تعلیقی میان انسان و ماشین ایجاد می‌کند و به فیلم هویتی صوتی منحصربه‌فرد می‌بخشد.

فیلم عروس
فیلم عروس یکی از بلندپروازانه‌ترین پروژه‌های بازسازی سینمای معاصر محسوب می‌شود

مقایسه با نسخه ۱۹۳۵ اجتناب‌ناپذیر است؛ فیلم جیمز ویل با بازی بوریس کارلوف تصویری خلق کرد که برای همیشه در ذهن مخاطبان حک شد و چهره هیولا را به نمادی فرهنگی بدل ساخت. اما «عروس» ۲۰۲۶ تمرکز خود را از هیولا به انسان معطوف می‌کند؛ از ترس بیرونی به بحران درونی. همین جابه‌جایی نگاه، دلیل اصلی تمایز و جسارت نسخه جدید است.

فیلم از زمان تولید تا اکران با حاشیه‌های فراوانی روبه‌رو بود؛ از بحث‌های مربوط به پایان‌بندی گرفته تا واکنش‌های متفاوت نسبت به رویکرد فمینیستی و فلسفی آن. بااین‌حال، نتیجه نهایی اثری است که نه صرفاً بازسازی یک کلاسیک، بلکه گفت‌وگویی میان دو قرن است؛ میان ترس‌های انسان قرن نوزدهم و دغدغه‌های هویتی انسان امروز.

اگر بوریس کارلوف چهره ماندگار هیولا را ساخت، اکنون پنه‌لوپه کروز چهره تازه و ماندگار «عروس» را رقم می‌زند؛ مخلوقی که این بار نه قربانی، بلکه صاحب اراده است و داستانش را خود روایت می‌کند.

فیلم عروس
فیلم عروس بازخوانی رابطه انسان با قدرتِ خلق کردن است

درنهایت «عروس» ۲۰۲۶ را باید فراتر از یک بازسازی دید؛ این فیلم بازخوانی رابطه انسان با قدرتِ خلق کردن است، آن هم در دوره‌ای که فناوری، هوش مصنوعی و مهندسی ژنتیک بار دیگر رؤیای «خدا شدن» را در برابر بشر قرار داده‌اند.

جیلنهال با هوشمندی، هیولا را از چهره‌ای بیرونی به بحرانی درونی تبدیل می‌کند و نشان می‌دهد آنچه ترسناک است نه بدنِ دوخته‌شده، بلکه ذهنی است که مسئولیت اعمالش را نمی‌پذیرد.

فیلم در لایه‌ای عمیق‌تر، گفت‌وگویی است میان گذشته و اکنون؛ میان رمانتیک‌گرایی تیره مری شلی و اضطراب‌های اخلاقی قرن بیست‌ویکم.

فیلم عروس

درباره نویسنده
ناصر سهرابی
دبیر بخش جشنواره‌ها

نویسنده، بازیگر و کارشناس سینما. فعالیت در مطبوعات را از سال ۱۳۷۵ با ماهنامه فیلم و هنر... آغاز کرده و مقالات او در نشریات سینما ویدئو، فیلم و سینما، هفت نگاه، سینما تئاتر، فیلم و سینما، همشهری، اعتماد ملی، مردم‌سالاری و... منتشرشده است.

آیتم های مشابه

مرلین مونرو؛ صد سال بعد، راز مرگی که هنوز حل نشده است

مدیر

کلینت ایستوود؛ آخرین اسطوره کلاسیک هالیوود

حمیده وطنی

«شیطان پرادا می‌پوشد ۲»: وقتی میراندا پریستلی می‌فهمد جهان دیگر از او نمی‌ترسد

حسین تقی پور