سینما را بلعیدند، حالا نوبت تئاتر است

نوبت تئاتر

کمدی‌های سخیف، سطحی و سری‌دوزی‌شده نزدیک به دو دهه پیش آرام‌آرام وارد سینمای ایران شدند؛ رکورد زدند و برای بازیگر و تهیه‌کننده و کارگردان‌شان پول و شهرت آوردند، اما به‌تدریج منطق تولید را تغییر دادند: گیشه جای کیفیت نشست، فرمول جای خلاقیت و سلبریتی جای بازیگر حرفه‌ای. نتیجه را امروز در سینمای بحران‌زده و بدون مخاطب ایران می‌بینیم.

حالا همان الگو دارد وارد تئاتر می‌شود

مدتی‌ست که تقریباً در هر تماشاخانه تهران دست‌کم یک نمایش با عنوان «کمدی» روی صحنه است؛ نمایش‌ها اگر هم «کمدی» در عنوان‌شان نباشد، در تبلیغات اصرار دارند خودشان را کمدی معرفی کنند؛ انگار کمدی دیگر یک گونه هنری نیست، بلکه تبدیل به برچسب فروش شده.

مسئله البته مخالفت با کمدی نیست؛ که یکی از دشوارترین و مهم‌ترین گونه‌های تئاتر است. مسئله، تبدیل آن به محصولی مصرفی و کم‌مایه برای تضمین گیشه است؛ همان الگویی که پیش‌تر در سینما آزموده شد و بعد مدتی آن را به ابتذال کشید.

هم‌زمان، هجوم سلبریتی‌ها به تئاتر و اصرار سالن‌ها و تهیه‌کنندگان بازاری بر «چهره» و «گیشه»، فضای تولید را بیش‌ازپیش تغییر داده. وقتی شهرت و پول معیار اصلی انتخاب شوند، استعداد، آموزش، تجربه و کیفیت هنری به حاشیه می‌روند.

خطر اصلی متوجه چند نمایش یا چند بازیگر نیست؛ یک روند ساختاری در حال شکل‌گیری‌ است. اگر این روند ادامه پیدا کند، هنرمندانی که سال‌ها شریف و حرفه‌ای تئاتر کار کرده‌اند و نسل جوانی که با دانش و اشتیاق وارد این عرصه شده‌اند، بیش از همه آسیب خواهند دید.

شهرت، پول، سلبریتی و کمدی‌های سخیف، اگر همین‌طور بی‌ضابطه ادامه پیدا کنند، تئاتر تهران را خواهند بلعید؛ درست همان‌گونه که ابتذالِ سری‌دوزی‌شده پیش‌تر بخش‌هایی از سینمای ایران را بلعید. این یک هشدار است، نه مخالفت با کمدی یا حضور چهره‌های مشهور؛ هشدار درباره بازاری‌شدن تدریجی تئاتر و قربانی‌شدن کیفیت و آینده آن.

ادامه این روند چه بلایی قرار است سر تئاتر بیاورد؟

۱. تبدیل تئاتر از «هنر» به «محصول گیشه‌ای»

وقتی معیار اصلی انتخاب بازیگر، میزان دنبال‌کننده و قدرت فروش بلیت باشد، سالن به‌جای محل عرضه و حمایت از تئاتر، به ویترین اقتصادی چهره‌های شناخته‌شده تبدیل می‌شود.

۲. حذف تدریجی نیروهای متخصص تئاتر

غلبه چهره‌ها فرصت‌های حرفه‌ای بازیگران و هنرمندان تئاتری را کاهش می‌دهد و در بلندمدت مسیر تربیت و رشد نسل آینده تئاتر را مختل می‌کند.

۳. تغییر معیار موفقیت

کیفیت متن، کارگردانی، بازیگری، طراحی، تجربه اجرایی و تأثیر فرهنگی جای خود را به یک سؤال می‌دهد: «چقدر بلیت فروخت؟» و «چه رکوردی در فروش زد؟»

۴. تبدیل تئاتر به سکوی تبلیغاتی چهره‌ها

در برخی تولیدها، چهره مشهور نه به دلیل تناسب با نقش و اثر، بلکه به‌عنوان ابزار فروش انتخاب می‌شود. در نتیجه نام بازیگر بر نام نمایش، نویسنده و حتی کارگردان غلبه می‌کند.

۵. تضعیف نویسنده و کارگردان

وقتی بازیگر مهم‌ترین عنصر فروش باشد، قدرت او در فرایند تولید افزایش می‌یابد و جایگاه نویسنده و کارگردان تضعیف می‌شود؛ درحالی‌که تئاتر اساساً هنری گروهی و متکی بر متن، کارگردانی و اجراست.

۶. تغییر ذائقه سالن‌ها و مدیران تولید

موفقیت اقتصادی نمایش‌های چهره‌محور، سالن‌دار و سرمایه‌گذار را به تکرار همان مدل سوق می‌دهد و در این چرخه، بازیگر و هنرمند جوانِ بی‌نام بیش از همه قربانی می‌شود. مسئله دیگر حضور چند چهره سینمایی نیست؛ شکل‌گیری یک ساختار اقتصادی است که خودبه‌خود چهره‌ها را بازتولید و نیروهای تئاتری را حذف می‌کند.

۷. کاهش تنوع و تجربه‌گرایی

سرمایه‌گذار برای کاهش ریسک به سراغ نام‌های شناخته‌شده و فرمول‌های امتحان‌شده می‌رود. نتیجه می‌تواند کاهش تجربه‌های تازه، فرم‌های جدید و متن‌های کمترشناخته‌شده و در نهایت افزایش نمایش‌های مشابه باشد.

۸. بی‌ارزش شدن تدریجی تخصص تئاتری

اگر سال‌ها آموزش، تجربه صحنه، شناخت تئاتری و کار حرفه‌ای یک هنرمند در برابر «تعداد دنبال‌کننده» یا میزان شهرت ارزش اقتصادی کمتری پیدا کند، پیام مخربی به نسل جوان منتقل می‌شود: تخصص تئاتری الزاماً مزیت نیست؛ شهرت بیرون از تئاتر مزیت بزرگ‌تری است.

۹. تشدید مهاجرت نیروهای متخصص از تئاتر

هنرمندی که نمی‌تواند از تخصص خود زندگی کند، دیر یا زود به شغل دیگری روی می‌آورد یا از فضای حرفه‌ای تئاتر خارج می‌شود؛ و تئاتر به‌تدریج نیروهای تربیت‌شده خودش را از دست می‌دهد.

۱۰. شکل‌گیری تئاتر دوطبقه

در نهایت ممکن است با دو تئاتر مواجه شویم: تئاتر ستاره‌محور، با تبلیغات گسترده، سالن‌های بهتر، قیمت بالاتر و دسترسی بیشتر به سرمایه؛ و تئاتر تخصص‌محور اما کم‌امکانات، با هنرمندان حرفه‌ای و جوانانی که از قدرت اقتصادی و رسانه‌ای کافی برخوردار نیستند. عمیق‌شدن این شکاف، اکولوژی و آینده تئاتر را آسیب‌پذیر می‌کند.

دکتر مهدی نصیری

نوبت تئاتر

آیتم های مشابه

۲۱ شهریور؛ وقتی پرده سینما روشن می‌شد، جهان دیگری آغاز می‌شد

نقد سریال «مدیسون»؛ وقتی مرگ، خانواده را دوباره به زندگی بازمی‌گرداند

«قبرستان دهلی»؛ وقتی تئاتر دیگر فقط تئاتر نیست

ناصر سهرابی