مده‌آ؛ اسطوره‌ای که هنوز زنده است | نگاهی به اجرای حمیدرضا نعیمی

مده‌آ

مده‌آ اگر قرار بود فقط داستان زنی خیانت دیده و انتقام‌جو باشد، احتمالاً قرن‌ها پیش باید از حافظه تئاتر جهان حذف می‌شد. ماندگاری این شخصیت در این است که پشت چهره اسطوره‌ای او، پرسشی همچنان زنده پنهان‌شده است: وقتی انسانی از عشق، تعلق، هویت و حق انتخاب تهی می‌شود، جامعه تا کجا در شکل‌گیری خشم او مسئول است؟

حمیدرضا نعیمی در اجرای «مده‌آ» تلاش کرده است به‌جای بازسازی یک تراژدی باستانی، آن را از دل تاریخ بیرون بکشد و مقابل چشم انسان امروز قرار دهد؛ اجرایی که با کارگردانی دقیق، بازی‌های گرم و پرانرژی، طراحی صحنه‌ای ساده و موسیقی زنده‌ای که به یکی از ستون‌های اصلی نمایش تبدیل‌شده، نشان می‌دهد چرا بعضی اسطوره‌ها نه‌تنها نمی‌میرند، بلکه هر بار با صدایی تازه‌تر به جهان بازمی‌گردند.

عصر یک پنجشنبه تابستانی، در تماشاخانه سمندریان، مواجهه با «مده‌آ»ی حمیدرضا نعیمی خیلی زود از یک تماشای معمولی فراتر می‌رود. تماشاگر از همان ابتدا با اجرایی مواجه است که قصد ندارد صرفاً داستانی شناخته‌شده را دوباره تعریف کند.

این شاید نخستین آزمون جدی هر کارگردانی باشد که سراغ یک متن کلاسیک و بارها اجراشده می‌رود: وقتی همه پایان را می‌دانند، چگونه می‌توان هنوز تعلیق ایجاد کرد؟ وقتی شخصیت‌ها برای قرن‌ها در ذهن مخاطبان جهان تثبیت شده‌اند، چگونه می‌توان از تکرار فاصله گرفت؟

پاسخ نعیمی، نه در تغییر دادن اسطوره، بلکه در تغییر زاویه نگاه به آن است. او مده‌آ را از موزه بیرون می‌آورد و دوباره به زندگی بازمی‌گرداند.

مده‌آ در این اجرا زنی متعلق به گذشته نیست؛ زنی است که مسئله‌اش هنوز در اکنون اتفاق می‌افتد. زنی که عشق برایش فقط یک احساس شخصی نیست، بلکه بخشی از هویت و موجودیت اوست و زمانی که این پیوند فرو می‌ریزد، تنها یک رابطه از بین نمی‌رود؛ جهانی که او برای خود ساخته است فرو می‌پاشد.

از همین منظر، مده‌آ را نمی‌توان فقط قربانی خیانت دانست. او قربانی طردشدگی، بیگانگی و از دست دادن قدرت نیز هست. همین ویژگی، شخصیت او را به یکی از مدرن‌ترین چهره‌های تراژدی تبدیل می‌کند.

مسئله اصلی نمایش در واقع خیانت نیست؛ مسئله قدرت است. اینکه چه کسی حق دارد دیگری را ترک کند، چه کسی اختیار آینده را در دست دارد، چه کسی می‌تواند تصمیم بگیرد و چه کسی مجبور است تصمیم دیگران را تحمل کند.

مده‌آ
حمیدرضا نعیمی در اجرای تازه خود با فاصله گرفتن از بازسازی صرفِ یک تراژدی باستانی، مده‌آ را به مسئله‌ای معاصر تبدیل کرده است

مده‌آ زمانی به نیرویی ویرانگر تبدیل می‌شود که احساس می‌کند تمام راه‌های بازگشت به جهان عادی به روی او بسته‌شده است. این نکته البته به معنای توجیه خشونت او نیست. اتفاقاً قدرت نمایش در این است که تماشاگر را از یک قضاوت اخلاقی آسان محروم می‌کند. مده‌آ نه قهرمان است و نه هیولا؛ او انسانی است که در تاریک‌ترین نقطه یک بحران انسانی قرار گرفته است.

این منطقه خاکستری همان جایی است که «مده‌آ» را به تئاتری جدی تبدیل می‌کند. تماشاگر نمی‌تواند به‌راحتی بگوید حق با چه کسی است. نمی‌تواند تمام مسئولیت را به یک شخصیت واگذار کند و سالن را با خیال راحت ترک کند.

پرسش همچنان باقی می‌ماند: آیا هیولاها همیشه هیولا به دنیا می‌آیند یا گاهی جامعه، روابط و شرایط آن‌ها را می‌سازند؟ و مهم‌تر از آن، آیا می‌توان بدون تأیید خشونت، ریشه‌های شکل‌گیری آن را فهمید؟

نعیمی به‌درستی از پاسخ‌های قطعی فاصله می‌گیرد. این انتخاب برای متنی مانند مده‌آ اهمیت زیادی دارد، زیرا هر توضیح بیش از اندازه، تراژدی را کوچک می‌کند.

کارگردانی او بیشتر بر ساختن وضعیت استوار است تا ارائه نتیجه. او اجازه می‌دهد تنش میان شخصیت‌ها، بدن بازیگران، کلام و موسیقی، معنا را به‌تدریج تولید کنند. از این منظر، یکی از مهم‌ترین امتیازهای اجرا، اعتماد کارگردان به خود صحنه است؛ نیازی نیست همه‌چیز به تماشاگر توضیح داده شود.

طراحی صحنه نیز در همین مسیر حرکت می‌کند. سادگی صحنه نه نشانه فقر بصری، بلکه انتخابی آگاهانه است. وقتی متن و بازیگران باید مرکز ثقل نمایش باشند، دکور نباید با آن‌ها وارد رقابت شود.

اینجا صحنه به‌جای آنکه بخواهد عظمت اسطوره را با انبوه عناصر تزئینی بازسازی کند، فضایی برای حضور انسان‌ها فراهم می‌کند. نتیجه، اجرایی است که بیشتر از آنکه چشم را با شکوه ظاهری درگیر کند، تلاش می‌کند ذهن و احساس تماشاگر را درگیر نگه دارد.

مده‌آ
مده‌آ هنوز روی صحنه است؛ چون هنوز چیزی در جهان ما هست که او را به فریاد وامی‌دارد

بازی بازیگران نیز در چنین ساختاری اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. بازی‌ها گرم، پرانرژی و چشمگیرند و همین انرژی زنده مانع از آن می‌شود که مده‌آ به یک بازخوانی خشک و دانشگاهی از یک متن باستانی تبدیل شود.

تراژدی زمانی روی صحنه جان می‌گیرد که بازیگر بتواند آن را از سطح کلمات به سطح تجربه منتقل کند و در این اجرا، این کیفیت در بسیاری از لحظات به‌خوبی دیده می‌شود.

اما شاید یکی از تعیین‌کننده‌ترین عناصر اجرایی «مده‌آ»، موسیقی باشد. گروه موسیقی در این نمایش صرفاً وظیفه پر کردن سکوت‌ها یا ایجاد فضایی شاعرانه را ندارد؛ موسیقی بخشی از دستگاه دراماتیک اثر است.

گاهی تنش را تشدید می‌کند، گاهی فضای عاطفی صحنه را تغییر می‌دهد و گاهی به‌جای شخصیت‌ها سخن می‌گوید. این حضور زنده باعث می‌شود مرز میان اجرا و یک تجربه آیینی کمرنگ شود و جهان اسطوره‌ای مده‌آ کیفیتی معاصر پیدا کند.

در این میان، انتخاب خواننده زن در کنار گروه موسیقی، از تصمیم‌های قابل تأمل و موفق اجراست. صدای زن در چنین جهانی صرفاً یک عنصر صوتی نیست؛ می‌تواند پژواک جهان درونی مده‌آ باشد، صدایی که میان سوگ، خشم و خاطره حرکت می‌کند و به جهان نمایش لایه‌ای دیگر می‌دهد.

مده‌آ
مده‌آ در این اجرا زنی متعلق به گذشته نیست؛ زنی است که مسئله‌اش هنوز در اکنون اتفاق می‌افتد

این انتخاب، زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم اجرای مده‌آ اساساً با مسئله زن، هویت، حذف و قدرت گره خورده است. بنابراین حضور خواننده زن را می‌توان بخشی از منطق زیبایی‌شناختی اثر دانست، نه یک تزئین بیرونی.

مده‌آ اما فقط درباره زن نیست؛ درباره انسانی است که دیگری بودن را تجربه می‌کند. او از جهان خود جداشده و در جهانی دیگر نیز کاملاً پذیرفته نمی‌شود. این بیگانگی، شخصیت او را به انسان معاصر نزدیک می‌کند؛ انسانی که ممکن است در میان جمع زندگی کند، اما ازنظر عاطفی و اجتماعی کاملاً تنها باشد. شاید به همین دلیل است که متن اوریپید همچنان در سالن‌های تئاتر جهان زنده است. مسئله مده‌آ پایان نیافته، چون مسئله انسان هنوز پایان نیافته است.

تمدن، خشونت را از میان نبرده؛ فقط شکل آن را پیچیده‌تر کرده است. امروز شاید شمشیرها کمتر دیده شوند، اما حذف، خیانت، تحقیر، مالکیت عاطفی و طردشدگی همچنان بخشی از زندگی انسان‌ها هستند.

مده‌آ در چنین جهانی دیگر یک شخصیت تاریخی نیست؛ آینه‌ای است که ما را مجبور می‌کند به بخش‌هایی از خودمان نگاه کنیم که ترجیح می‌دهیم نبینیم.

مده‌آ
سادگی صحنه نه نشانه فقر بصری، بلکه انتخابی آگاهانه است

و این شاید مهم‌ترین دستاورد اجرای حمیدرضا نعیمی باشد: او تلاش نمی‌کند مده‌آ را «مدرن» اعلام کند؛ بلکه کاری می‌کند که خود تماشاگر مدرن بودن او را کشف کند.

مده‌آ برای ما آشناست، نه به این دلیل که داستانش به زندگی امروز شبیه است، بلکه چون احساسات و بحران‌هایش هنوز در جهان ما جریان دارند.

در نهایت، ارزش یک اجرای کلاسیک را نباید با میزان وفاداری آن به گذشته سنجید؛ پرسش مهم‌تر این است که آیا اثر توانسته گذشته را به مسئله امروز تبدیل کند یا نه. «مده‌آ» نعیمی در این آزمون موفق است. او اسطوره را حفظ می‌کند، اما اجازه نمی‌دهد اسطوره به گذشته تعلق داشته باشد.

طراحی ساده، بازی‌های زنده، موسیقی قدرتمند و حضور هوشمندانه خواننده زن، همگی در خدمت همین نگاه قرار گرفته‌اند.

مده‌آ هزاران سال پیش فریاد زده است، اما صدای او هنوز تمام نشده. شاید چون جهان هنوز پاسخ روشنی برای پرسش او پیدا نکرده است؛ پرسش زنی که می‌پرسد وقتی عشق به قدرت تبدیل می‌شود و انسان از جهان دیگری حذف می‌شود، مسئولیت این ویرانی بر عهده چه کسی است؟

مده‌آ هنوز روی صحنه است؛ چون هنوز چیزی در جهان ما هست که او را به فریاد وامی‌دارد.

مده‌آ

درباره نویسنده
ناصر سهرابی
دبیر بخش جشنواره‌ها

نویسنده، بازیگر و کارشناس سینما. فعالیت در مطبوعات را از سال ۱۳۷۵ با ماهنامه فیلم و هنر... آغاز کرده و مقالات او در نشریات سینما ویدئو، فیلم و سینما، هفت نگاه، سینما تئاتر، فیلم و سینما، همشهری، اعتماد ملی، مردم‌سالاری و... منتشرشده است.

آیتم های مشابه

۲۱ شهریور؛ وقتی پرده سینما روشن می‌شد، جهان دیگری آغاز می‌شد

سینما را بلعیدند، حالا نوبت تئاتر است

مدیر

نقد سریال «مدیسون»؛ وقتی مرگ، خانواده را دوباره به زندگی بازمی‌گرداند