«سفیر»؛ بازگشت به روزگاری که سینما هنوز یک آیین بود

سفیر
ناگفته‌هایی از موفق‌ترین فیلم تاریخیِ دهه‌ی ۶۰ و چرا ترمیم «سفیر» برای سینمای ایران یک رویداد بزرگ است؟

«سفیر» ساخته‌ی زنده‌یاد فریبرز صالح، برای نسل‌های گذشته تنها یک فیلم نیست؛ بلکه بازخوانی خاطرات جمعی دورانی است که سینما رفتن دسته‌جمعی، بخشی از هویت فرهنگیِ ما بود.

حالا با خبر ترمیم نسخه‌ی باکیفیتِ این اثرِ ماندگار در فیلم‌خانه‌ی ملی ایران، فرصتی دست داده تا بار دیگر از دریچه‌ی پرده‌ی نقره‌ای، به آن سال‌های پُرشور سفر کنیم؛ جایی که قهرمانِ قصه، قیس بن مسهر، همچنان زنده است.

امان از این نوستالژی که گاهی یقه آدم را می‌چسبد و رها نمی‌کند! کافی است نام یک فیلم قدیمی به میان بیاید تا دریچه‌ای به سال‌هایی باز شود که دیگر بازنمی‌گردند؛ سال‌هایی که «سینما رفتن» تنها یک تفریح ساده نبود، بلکه آیینی دوست‌داشتنی و بخشی از سبک زندگی نسل ما محسوب می‌شد.

در دهه‌های شصت و هفتاد، فیلم‌های موفق پس از پایان اکران اصلی، راهی اکران‌های دوم و حتی سوم می‌شدند و همچنان فروش‌های قابل‌توجهی را تجربه می‌کردند.

برخلاف امروز که عمر نمایش بسیاری از فیلم‌ها کوتاه است، آثار محبوب آن سال‌ها گاه ماه‌ها روی پرده می‌ماندند و نسل‌های مختلف تماشاگران را به سالن‌های سینما می‌کشاندند.

«سفیر» ساخته‌ی زنده‌یاد فریبرز صالح، یکی از همین فیلم‌ها بود؛ اثری که نه‌تنها در اکران نخست، بلکه در نوبت‌های بعدی نمایش نیز با استقبال گسترده‌ی مخاطبان روبه‌رو شد.

سفیر
«سفیر» ساخته‌ی زنده‌یاد فریبرز صالح نه‌تنها در اکران نخست، بلکه در نوبت‌های بعدی نمایش نیز با استقبال گسترده‌ی مخاطبان روبه‌رو شد

برای نگارنده، نخستین مواجهه با «سفیر» به یکی از همین اکران‌های بعدی بازمی‌گردد. اگر حافظه یاری کند، همراه پدرم به سینما مراد در میدان فوزیه سابق و میدان امام حسین فعلی رفتیم تا فیلم را تماشا کنیم. بهای بلیت تنها پنج تومان بود، اما هیجان آن شب ارزشی داشت که با هیچ پولی قابل‌اندازه‌گیری نیست.

مانند بسیاری از خانواده‌های آن دوران، سینما رفتن برنامه‌ای کامل بود: اول ساندویچ و بعد، نشستن روی صندلی‌های سالن و چشم دوختن به پرده‌ی نقره‌ای. سال‌هایی بود که سالن‌های سینما هنوز پر از شور و هیجان بودند و هر فیلم مهمی می‌توانست هفته‌ها نقل محافل باشد.

«سفیر» دقیقاً یکی از همان فیلم‌ها بود؛ اثری که از همان روزهای نخست اکران، توجه مخاطبان را به خود جلب کرد و به یکی از موفق‌ترین فیلم‌های سال‌های ابتدایی پس از انقلاب تبدیل شد. فیلم به کارگردانی زنده‌یاد فریبرز صالح، روایتی حماسی از واقعه‌ی جان‌سوز عاشورا را به تصویر می‌کشید و در زمان خود، یکی از پرهزینه‌ترین و جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های سینمای ایران به شمار می‌رفت.

طراحی صحنه‌ی گسترده، استفاده از سیاهی‌لشکر فراوان، فیلم‌برداری چشم‌نواز و موسیقی تأثیرگذار باعث شده بود «سفیر» در مقایسه با بسیاری از تولیدات آن دوران، استانداردی متفاوت داشته باشد؛ اما شاید مهم‌ترین عامل موفقیت فیلم، حضور فرامرز قریبیان در نقش «قیس بن مسهر»، سفیر امام حسین(ع)، بود.

قریبیان با چهره‌ای مصمم و بازی کنترل‌شده‌ی خود، یکی از ماندگارترین نقش‌آفرینی‌های دوران حرفه‌ای‌اش را ارائه کرد؛ نقشی که هنوز هم پس از گذشت بیش از چهار دهه، در حافظه‌ی سینمادوستان باقی‌مانده است.

سفیر
فرامرز قریبیان در نقش «قیس بن مسهر» در فیلم سفیر

در آن روزها، پیش از شروع فیلم، آنونس «سفیر» بارها در سینماها نمایش داده می‌شد. تصویری که بیش از همه در ذهن مخاطبان حک شد، صحنه‌ی مشهور جدا شدن سر با ضربه‌ی شمشیر بود؛ نمایی که برای بسیاری از تماشاگران نوجوان آن دوران، تکان‌دهنده و فراموش‌نشدنی محسوب می‌شد.

جالب آن‌که این صحنه هنوز هم پس از سال‌ها، هنگام بازبینی فیلم همان تأثیر اولیه‌ را بر مخاطب می‌گذارد. «سفیر» علاوه بر موفقیت هنری، ازنظر تجاری نیز یکی از آثار پرفروش زمان خود بود.

صف‌های طولانی مقابل سینماها، استقبال گسترده‌ی مخاطبان و تکرار نمایش فیلم در بسیاری از شهرها نشان می‌داد که سینمای ایران پس از انقلاب توانسته اثری تولید کند که هم مخاطب عام را جذب کند و هم نظر منتقدان را به دست آورد.

نگاهی به فهرست عوامل فیلم نیز خود نوعی سفر در تاریخ سینمای ایران است. امروز از میان بازیگران و سازندگان اصلی «سفیر»، تنها فرامرز قریبیان در قید حیات است و بسیاری از چهره‌های مؤثر این اثر، از کارگردان گرفته تا تعدادی از بازیگران برجسته‌ی آن، سال‌هاست که چشم از جهان فروبسته‌اند.

همین موضوع باعث شده تماشای دوباره‌ی فیلم، بیش از آن‌که صرفاً بازبینی یک اثر سینمایی باشد، به دیداری دوباره با نسلی از هنرمندان تبدیل شود که بخشی از تاریخ سینمای ایران را ساختند.

در طول سال‌ها، حواشی و روایت‌های مختلفی نیز پیرامون تولید «سفیر» مطرح‌شده است؛ از دشواری‌های ساخت صحنه‌های نبرد و فیلم‌برداری در شرایط سخت گرفته تا هزینه‌های بالای تولید که در آن دوران کم‌سابقه بود.

بسیاری از کارشناسان هنوز معتقدند «سفیر» راه را برای شکل‌گیری سینمای تاریخی و مذهبی در دهه‌های بعد هموار کرد و الگویی برای تولید آثار بزرگ‌تر در این حوزه شد.

سفیر
سفیر در دوره‌ای ساخته شد که صنعت سینمای ایران هنوز در حال بازتعریف هویت جدید خود بود

این روزها خبر آماده شدن نسخه‌ی ترمیم‌شده‌ی فیلم توسط فیلم‌خانه‌ی ملی ایران، بار دیگر نام «سفیر» را بر سر زبان‌ها انداخته است؛ خبری که برای دوستداران سینما و نسل خاطره‌باز دهه‌های گذشته، اتفاقی ارزشمند محسوب می‌شود.

ترمیم این اثر، نه‌فقط احیای یک فیلم، بلکه زنده کردن بخشی از حافظه‌ی جمعی چند نسل از ایرانیان است؛ نسلی که با پرده‌ی نقره‌ای زندگی کرد، با قهرمانان سینما اشک ریخت و هیجان را در تاریکیِ سالن‌های قدیمی تجربه کرد.

از منظر تاریخ سینمای ایران، «سفیر» تنها یک فیلم موفق یا یک اثر مذهبی پرمخاطب نیست؛ بلکه نقطه‌ی عطفی در تثبیت سینمای حماسی پس از انقلاب به شمار می‌آید.

این فیلم در دوره‌ای ساخته شد که صنعت سینمای ایران هنوز در حال بازتعریف هویت جدید خود بود و بسیاری نسبت به امکان تولید آثار تاریخی و پرهزینه، تردید داشتند.

«سفیر» با بهره‌گیری از تولیدی گسترده، روایت دراماتیک منسجم و قهرمانی قابل‌باور، نشان داد که سینمای ایران می‌تواند بدون اتکا به الگوهای رایج تجاری، مخاطب میلیونی جذب کند.

اهمیت فیلم امروز بیش از گذشته آشکارشده است؛ زیرا در کنار ارزش‌های فنی و تاریخی، به سندی از یک دوره‌ی فرهنگی تبدیل‌شده که در آن سینما نقش مهمی در شکل‌دهی حافظه‌ی جمعی جامعه داشت.

شاید راز ماندگاری «سفیر» نیز همین باشد؛ فیلمی که هم‌زمان یک اثر سینمایی، یک خاطره‌ی جمعی و بخشی از تاریخ معاصرِ فرهنگِ ایران است.

شاید تماشای دوباره‌ی «سفیر» بر پرده‌ای تازه و با کیفیتی بهتر، فرصتی باشد برای بازگشت به روزگاری که سینما هنوز یک آیین بود.

روزگاری که بوی ساندویچ‌های قبل از فیلم، صدای همهمه‌ی مقابل گیشه‌ها و هیجانِ خاموش شدنِ چراغ‌های سالن، بخشی از لذتِ تماشای یک اثر سینمایی محسوب می‌شد؛ و چه کسی می‌تواند انکار کند که گاهی یک فیلم، فقط یک فیلم نیست؛ بلکه دری است به‌سوی تمام سال‌هایی که دیگر بازنمی‌گردند…

سفیر

درباره نویسنده
ناصر سهرابی
دبیر بخش جشنواره‌ها

نویسنده، بازیگر و کارشناس سینما. فعالیت در مطبوعات را از سال ۱۳۷۵ با ماهنامه فیلم و هنر... آغاز کرده و مقالات او در نشریات سینما ویدئو، فیلم و سینما، هفت نگاه، سینما تئاتر، فیلم و سینما، همشهری، اعتماد ملی، مردم‌سالاری و... منتشرشده است.

آیتم های مشابه

نقد فیلم «فقط مال من»؛ عاشقانه‌ای متفاوت

ناصر سهرابی

گفت‌وگویی بسیار جذاب و خواندنی با با کلینت ایستوود

حسین تقی پور

مرلین مونرو؛ صد سال بعد، راز مرگی که هنوز حل نشده است

مدیر