سقوط کیفیت در سریالسازی آنلاین؛ از «محکوم» تا تکرار «زخم کاری»
سریالسازی در عصر پلتفرمهای پخش آنلاین و ضرورت بررسی ابعاد مختلف تأثیرگذاری آنها بر جامعه، به موضوعی مهم و قابلتوجه تبدیلشده است. ظهور پلتفرمهای متعدد در بخش خصوصی، فضای رقابت را گستردهتر کرده و تولیدات نمایشی را افزایش داده است؛ بهگونهای که هر هفته نمونههای تازهای در برابر مخاطبان قرار میگیرد.
در سالهای اخیر، سریالسازی به پدیدهای تماماً تجاری بدل شده و مخاطبان خاص خود را تربیتکرده است. اگر در سطح جهان نتفلیکس با ساختارهای نوآورانه و آثار درخشان شناخته میشود، در ایران پلتفرمهایی همچون فیلیمو، فیلمنت و … تلاش میکنند از قافله جهانی عقب نمانند و محتوایی متناسب با بازار داخلی ارائه دهند.
بااینحال، در کنار انبوه سریالهای تولیدی، برخی پروژهها نیمهکاره رهاشده یا به دلیل مشکلات مالی پس از چند قسمت به فراموشی سپردهشدهاند؛ مجموعه «کنکل» با پخش نامنظم نمونه بارزی از این وضعیت است. در این میان، آثاری نیز صرفاً با حضور چند چهره شناختهشده و قصهای سطحی تلاش میکنند از فضای آشفته موجود بهرهبرداری مالی کنند.
تحلیل یک سریال تنها پس از سه یا چهار قسمت شاید زود باشد، اما همین میزان کافی است تا کیفیت کلی آن مشخص شود. در شرایطی که پلتفرمهایی مانند فیلیمو برای جذب مخاطب گسترده گاه به کیفیت آثار بیاعتنایی میکنند، نمونهای چون «محکوم» ساخته سیامک مردانه نشان میدهد که محصولی ضعیف و مصرفگرایانه در اختیار مخاطب قرارگرفته است.

سریال «محکوم» سعی دارد با روایت یک داستان جنایی، مخاطب را درگیر کند، اما درنهایت با پرداختی ضعیف در کارگردانی و اغراق در بازیها، به درامی فاقد تعلیق و نسبتاً خنثی تبدیل میشود.
انتخاب نادرست بازیگران، بهویژه ساره بیات و کوروش تهامی، ضربه محکمی به این مجموعه زده است. بازی تصنعی این دو، هیچگونه همذاتپنداری با مخاطب آگاه امروزی برقرار نمیکند. مخاطبی که بهترین سریالهای خارجی با بازی ستارههایی مانند تام هاردی، نیکول کیدمن و کالین فارل را با زیرنویس فارسی تماشا میکند، بهسختی میتواند چنین تولیدات داخلی را بپذیرد. پاسخ این پرسش قطعاً منفی است.
یکی از ضعفهای اصلی این سریال، شخصیتپردازی کلیشهای و اغراقآمیز آن است که در بازی ضعیف بازیگران اصلی بهوضوح دیده میشود. ساره بیات در نقش یک مادر، بسیار خام، سرد و بیتفاوت ظاهرشده است. درصحنههای مواجهه با فرزندش، بدون هیچ واکنش مناسب، تنها به بیان دیالوگها بسنده میکند. او قرار بود مادری دلسوز و پیگیر باشد، اما اجرایش ناکام میماند و بدون شک یکی از ضعیفترین پرفورمنسهای خود را در این سریال ارائه داده است.
در این میان، نباید از کوروش تهامی غافل شد. او با گریمی نامناسب و بازی اغراقشده سعی کرده در نقش یک روانشناس عاشق توجهها را جلب کند، اما به بیراهه رفته و اجرایش غیرقابلباور و ناموفق است. تهامی حتی در بیان دیالوگهای ساده و نمایش احساسات ابتدایی نیز ناتوان به نظر میرسد و در بعضی صحنهها باعث دلزدگی تماشاگر میشود.

ژانر دادگاهی از جذابترین ژانرهای سینمایی هستند که به دلیل تعلیق و هیجان بالا، همواره مورد استقبال مخاطبان جهانی قرارگرفتهاند. آثاری مانند «دادگاه نورنبرگ»، «چند مرد خوب»، «مردی برای تمام فصول»، «دوازده مرد خشمگین» و «شاهدی برای تعقیب» از نمونههای درخشان این ژانرند که هنوز هم تماشایی هستند. خلق اثری پر تعلیق در قالب سریال (به دلیل مدتزمان طولانی) بهمراتب دشوارتر از فیلم سینمایی است.
سریال «محکوم» تمام سعی خود را میکند تا رضایت مخاطب را جلب کند، اما گروه سازنده (که بسیاری از آنان از مجموعه «زخم کاری» آمدهاند)حرف تازهای برای گفتن ندارد. ما با داستانی نامنسجم و فاقد خلاقیت روبرو هستیم. میزانسنهای تکراری، قابهای سرد، موسیقی یکنواخت و فضای خشن و بیروح، گویی قرار است نسخهای دیگر از «زخم کاری» را بازآفرینی کند.
درنهایت باید گفت که موفقیت یا شکست «محکوم» هنوز بهطور قطعی روشن نیست، اما تا اینجای کار نشانههای مثبتی از آن دیده نمیشود. ایکاش پلتفرمی چون فیلیمو در انتخاب و سرمایهگذاری بر آثارش با دقت و سنجیدگی بیشتری عمل کند تا ضمن حفظ مخاطبان گسترده خود، سطح کیفی تولیدات داخلی را نیز ارتقا دهد.


ناصر سهرابی
نویسنده، بازیگر و کارشناس سینما. فعالیت در مطبوعات را از سال ۱۳۷۵ با ماهنامه فیلم و هنر... آغاز کرده و مقالات او در نشریات سینما ویدئو، فیلم و سینما، هفت نگاه، سینما تئاتر، فیلم و سینما، همشهری، اعتماد ملی، مردمسالاری و... منتشرشده است.




