تنوع نقش‌ها در کارنامه‌ بازیگری لیلا حاتمی

لیلا حاتمی

نمادها و وجوه فطری بازیگری لیلا حاتمی

زن شهرآشوب و فم فتال یا مهرانگیزترین بانوی محجوبی که یک درام سینمایی می‌تواند در خود پذیرا باشد، همگی می‌توانند در بازی لیلا حاتمی تجلی پیدا کنند.

لیلا حاتمی با رعایت تمام جوانبی که از او کاراکتر شخصی‌متین، متشخص و با طمأنینه‌ای ساخته، می‌داند در هر نقش اعم از درون‌گرا یا برونگرا و عاصی، چطور بدرخشد و از اندرونی محترم خود، فاصله بگیرد.
چه وقتی مثل کفر ابلیس خیره می‌شود به روی طرف مقابل که حرمت نگه نداشته و او را به باد ناسزا می‌گیرد و چه زمانی که در آرام‌ترین هیئت خود، بغضش می‌شکند، در پس پشت این نقاب، شخصیت او همیشه حفظ‌شده و قابل‌احترام باقی‌مانده است.

لیلا حاتمی هم «قابلیت احساسی» دارد و هم «مهارت و فن بازیگری» را بلد است. دو شاخصه‌ای که آرتور پن زمانی از آن‌ها برای توصیف «هنرپیشه خوب» بهره جسته بود. هنرمندی که بر تعریف هیچکاک از سوپراستار در امکان «کسب عاطفه تماشاگر از او بنا بر هویت‌مندی‌اش» هم منطبق است.
بخشی از این‌ها بی‌تردید، ریشه گرفته از انتخاب‌های آگاهانه و شناخت عمیق حاتمی از روال ناهمگون سینمای ایران است. بیایید مرور کوتاهی کنیم.

بعد از «کمال‌الملک» و تجربه گذرای دوران کودکی، چه در اوان جوانی، سال ۱۳۷۰ در ۱۹ سالگی و نخستین نقش جدی‌اش در «دلشدگان» که در کسوت یک شاهزاده نابینای تُرک، خواننده‌ای جوان (مرحوم امین تارخ) را دلباخته خود می‌دید.

لیلا حاتمی
لیلا حاتمی هم «قابلیت احساسی» دارد و هم «مهارت و فن بازیگری» را بلد است

چه پنج سال بعد و «لیلا»، فیلمی که به قول خودش کار حرفه‌ای‌ را به‌عنوان بازیگر و پس از مرگ پدرش که عاشق فیلم‌هایش بوده، با آن آغاز کرد. او درگذر از پروژه‌هایی که هرچند اتفاق خوبی بودند، اما شاید چندان در پیش آمدن آن‌ها دخالت آن‌چنانی نداشت، آرام‌آرام به بلوغ نسبی رسید.
بعدازآن با «شیدا»، پرستار متین و جوانی که طنین قرائت قرآنش، شوق زندگی و عشق را  در دل رزمنده مجروحی بیدار می‌کند، فضایی متفاوت از سینمای پدرش و داریوش مهرجویی را تجربه می‌کند. در مقطعی که ملودرام‌های عاشقانه روی بورس بودند.
اوایل دهه هشتاد با باز شدن نسبی فضای اجتماعی و سیاسی، او را به نقش زنی جنوبی و جنگ‌زده به نام نرگس در فیلم انتقادگرای «ارتفاع پست» می‌بینیم. زنی که جانانه و با عشق از همسرش که هواپیماربایی کرده، در مقابل مأموران امنیت پرواز، رجزخوانی و دفاع می‌کند.
کدام سینه فیل ایرانی هست که «شکوه» را در «بی‌پولی» از یاد ببرد؛ با تمام دلواپسی‌ها، ابراز علاقه‌های دلبرانه و تب‌وتاب و نگرانی و غرولندهای گاه و بی‌گاه بر سر همسرش ایرج (بهرام رادان). نقش‌آفرینی بی‌نظیری که چنان التفات هیئت‌داوران فجر ۲۷ را متوجه خود کرد تا راهی جز اهدای سیمرغ بلورین به لیلا حاتمی نداشته باشند!
اصلاً کیست که لیلا را در کسوت گلی ابتهاج و «در دنیای تو ساعت چند است؟» تماشا کند و به سرش نزند که دل را به دریا بزند و دوباره عاشق شود! فیلمی که لیلا حاتمی و علی مصفا برای چندمین بار در آن پارتنر سینمایی شدند تا یکی از دل‌انگیزترین عاشقانه‌ها روی پرده نقره‌ای رقم بخورد. فیلمی که می‌توان به تک‌تک لحظاتش بارها با شیفتگی زل زد و همچنان برای تماشا ولع داشت.

گویی بُعد درون‌گرایانه شخصیت، با شمه‌ای از پرخاش‌های گذرا و عشقی شاید رنگ باخته، آغشته شده است.
«رگ خواب»؛ لیلا حاتمی یک دهه بعد از سیمرغ «بی‌پولی» همچنان در اوج می‌درخشد و تلالوی هنرش با دریافت سیمرغ بلورین دوم از فجر و جایزه نوزدهمین جشن بزرگ سینمای ایران، مضاعف می‌شود.

«سرانجام اتفاق افتاد… همون حس ناشناخته بی‌نام که تنها در لحظه وقوع، قابل شناساییه… هیچ چاره‌ای جز عاشق شدن برام باقی نموند!» و البته برای مای مخاطب که پا به پای «مینا» و نفس به نفس با حس و حالش، چاره‌ای جز عاشق شدن نداریم!

حاتمی در این فیلم برای نقش می‌جنگد و سیمای زنی را به نمایش می‌گذارد که در گذرگاه عاشقی، سراسیمه و حیران ایستاده است.
… یا چگونگی حضور متمایزش در آثاری مثل «سالاد فصل»، «آب‌وآتش»، «حکم»، «من» و … که اتهام غیرمنصفانه یکسانی ترکیب کلی بازیگری او را مخدوش می‌کند و ماهیتی تندمزاج و گاه گانگستری به بازی‌هایش می‌بخشد.

لیلا حاتمی
گوناگونی و تنوع‌های رنگارنگ در کارنامه بازیگری لیلا حاتمی، اصولاً جزو شاخصه‌های کارنامه بازیگری او است

تصویری که همسان با آرامش و فرهمندی آشنای نقش‌های دیگرش نیست و او را با معیارها و پارامترهای بهترین هنرپیشگان دنیا ازجمله چند‌بعدی بودن و گریز از یکنواختی تطبیق و وفق می‌دهد. به‌راستی هم که نمادها و وجوه فطری بازیگری، در کیفیت هنرپیشگی او ملموس و آشکار است.

گوناگونی و تنوع‌های رنگارنگ در کارنامه بازیگری لیلا حاتمی، اصولاً جزو شاخصه‌های کارنامه بازیگری او است. عشق‌ورزی، متانت و فروتنی برآمده از شخصیت خود او، در تمام نقش‌هایش به‌نوعی و با دُزهای سنجیده و فکر شده جاری است: «من شخصیت را می‌پذیرم. مقاومتی نمی‌کنم. با صحنه کنار می‌آیم و سعی می‌کنم در عین اینکه تمرکز دارم و حواسم است که یکهو ول نشوم، احساسم را هم فراموش نکنم. همین!»
او در عرصه سینمای مذهب‌گرا هم تجربه‌های ارزشمندی داشته. «صبا» در «سر به مهر» با دغدغه‌های دینی و مراقبه‌های عجیب و شیرینش برای نمازخواندن یا پیش از آن در «هر شب تنهایی» و مواجهه با مرگ و زیارت.

بازی در نقش «مریم مجدلیه» در فیلم درام تاریخی «مسیر باد» ترنس مالیک، قطعاً چالشی جدی در کارنامه بازیگری حاتمی است که هنوز به اکران نرسیده است. ضمن اینکه سینما دوستان همچنان مشتاق اکران عمومی فیلم «قاتل و وحشی» از حاتمی هستند که بنا بر شواهد، در هر دو سویه‌های متفاوتی از بازی خود را به نمایش گذاشته است. از لیلا حاتمی این روزها «پیر پسر» در حال اکران است که شاهد درخشش او در این فیلم هستیم.
همان‌قدر که سینمای عارف‌مسلک علی حاتمی با نمایه‌ها و نمودهای عاشقانه و شاعرانه‌اش، همچنان درگذر سال‌ها بی تکرار باقی‌مانده است، بی‌اغراق سبک بازیگری یادگار او را نیز در قیاس با بسیاری از همتایانش، می‌توان خاص و منحصربه‌فرد دانست.
کاریزماتیسم جاری در بازی و کاراکتر شخصی لیلا حاتمی در تلفیق با گونه‌ای حجب زنانه، ملاحت شرقی، ملاحظات محترم اجتماعی و ادب و تواضعی مشهود، سیمای متفاوتی از این بازیگر پس از چهار دهه حضور جلوی دوربین ساخته است: «هیچ اخباری را دنبال نمی‌کنم و عکسی نمی‌بینم. برای همین وقتی بچه‌ها سر فیلم‌برداری از جشنواره می‌آمدند و اسامی فیلم‌ها و کارگردان‌ها را می‌گفتند، با یک موج جدیدی از فیلم‌سازهای خوب روبه‌رو شدم و با خودم گفتم ‌ای بابا من اینجا برای خودم سرم را کرده بودم توی کوزه و داشتم کارای چرت‌وپرت بازی می‌کردم!»
او کپی کسی نیست. بی حاشیه و گریزان از زرق و برق‌های مألوف شهرت: «شخصاً هیچ‌وقت ادای کسی را در نمی‌آورم».
خودداری او از ورود به حیطه‌های نامقبول و کم‌ارزش و رعایت اصول خاص اجتماعی، از لیلا حاتمی تصویر نمونه‌ای ساخته که صرفاً مختص خود او است.

لیلا حاتمی
لیلا حاتمی کپی کسی نیست. بی حاشیه و گریزان از زرق و برق‌های مألوف شهرت

بروز این رفتار را شاید بتوان در عدم تمایلش برای جلوه‌گری‌های بی‌مورد یا وقت گذرانی‌های معمول در فضای مجازی جست. اطوارهای مردود و مراوده‌های مرسوم برخی سلبریتی‌ها را ندارد. شخصیتی که برای پرورش و حفظ ابعاد قابل اهمیتش تلاش کرده و معذوریت‌هایی را به جان خریده تا کماکان از شأن خود و حرفه‌اش صیانت کند.

حتی ابایی ندارد اگر پروژه‌ای را مطابق با ملاک‌هایش نیافت، حرفه‌ای عذرخواهی کند و محترمانه کنار بکشد. کنش‌هایی که به‌واقع، او را میراث‌دار شایسته پدرش علی حاتمی فقید و سینمای ارجمندش معرفی می‌کند.

شکل حضور و پوشش او در جریان برگزاری جشنواره‌های معتبر جهانی، به‌دفعات تحسین رسانه‌های داخلی و خارجی را در پی داشته است. از خوش‌پوشی‌اش در عین اینکه نجیب و موقر به نظر می‌رسد. اینکه انوار اعتبار و صمیمی‌اش، به‌عنوان یک بانوی هنرمند و اصیل ایرانی قاب تصاویر را آراسته کرده و درعین‌حال، ارج‌وقرب و فرهنگ و منش والای ایرانیان را در سطح جهانی به رخ کشیده است.
گرچه مشی محجوب او پیش‌تر و طی سال‌های اخیر با نحوه حضور در جایگاه رئیس داوران جشنواره وزول فرانسه یا فستیوال‌های معتبری مانند کن، کارلوویواری، رم و … مشخص‌شده بود. هرچند جایی گفته حضور فیلمی که در آن بازی کرده‌ در یک جشنواره جهانی را به داوری در آن جشنواره ‌ترجیح می‌دهد.

لیلا حاتمی
حضور لیلا حاتمی به هر فیلم و سریالی، وجهه و منزلت می‌بخشد

حضور لیلا حاتمی به هر فیلم و سریالی، وجهه و منزلت می‌بخشد. دریافته که چطور از شمایل بازیگری و مؤلفه‌های شخصیتی محبوبش مراقبت کند. قدم در وادی‌های نامرتبط و بی‌تناسب نگذارد و شأن خود را بشناسد.
امتیازهایی که کاریزمای خاص او را تقویت می‌کند و برایش شناسنامه شاخص هنری و موضع فاخر اجتماعی می‌سازد.

هادی اعتمادی مجد

لیلا حاتمی

آیتم های مشابه

«نیم‌ شب»؛ جسارت در انتخاب سوژه، ضعف در روایت انسانی

ناصر سهرابی

«اردو بهشت»؛ آزمونی ناتمام در میانه جسارت و ناپختگی

«اسکورت»؛ پلی میان میراث سینما و صدای نسل جدید