بازگشت محتاطانه به کهکشانی دوردست؛ ماندالورین و گروگو در بن‌بست اپیزودیک

ماندالورین و گروگو
«ماندالورین و گروگو» قرار بود شروعی تازه برای «جنگ ستارگان» در سینما باشد، اما نتیجه بیشتر یادآور یک قسمت طولانی دیزنی‌پلاس است؛ فیلمی پرزرق‌وبرق اما بی‌ریسک که نمی‌تواند وزن بازگشت این فرنچایز عظیم را به دوش بکشد.

اولین فیلم لایواکشن «مجموعه جنگ ستارگان» پس از هفت سال بالاخره به پرده سینماها رسیده است؛ بازگشتی که باید حکم یک رویداد را می‌داشت، اما بیشتر شبیه یک آزمون محتاطانه به نظر می‌رسد. هفت سال از «خیزش اسکای‌ واکر» گذشته و زمان نه‌تنها زخم‌های آن پایان‌بندی بحث‌برانگیز را التیام نداده، بلکه شکاف میان انتظار مخاطبان و خروجی این فرنچایز را عمیق‌تر کرده است.

در این فاصله، «جنگ ستارگان» مسیر خود را از پرده نقره‌ای به صفحه کوچک تغییر داد؛ تصمیمی که در ابتدا با «ماندالورین» امیدبخش به نظر می‌رسید. فصل اول این سریال با تلفیق هوشمندانه وسترن و اپرای فضایی، ریتم اپیزودیک اما متمرکز، و خلق یک دوگانه کاراکتری ساده اما مؤثر—دین جارین و گروگو—توانست جان تازه‌ای به این جهان ببخشد. اما ادامه مسیر، گرفتار همان مشکلی شد که امروز گریبان نسخه سینمایی را هم گرفته است: فقدان چشم‌انداز روایی منسجم.

«اندور» نشان داد که این جهان هنوز ظرفیت روایت‌های پیچیده، سیاسی و بالغ را دارد، اما دیگر آثار، از «اوبی‌وان کنوبی» گرفته تا «آسوکا» و «کتاب بوبا فت»، عمدتاً در سطحی از نوستالژی مصرفی و تکرار فرمول‌های آشنا متوقف ماندند. «ماندالورین و گروگو» بیش از آن‌که تلاشی برای بازتعریف این فرنچایز باشد، ادامه همین روند است؛یک امتداد، نه یک بازآفرینی.

ماندالورین و گروگو
سیگورنی ویور در نمایی از فیلم ماندالورین و گروگو

فیلم به کارگردانی جان فاورو، با همراهی دیو فیلونی و نوا کلور، در سه محور موفق عمل می‌کند؛ نخست، روایت داستانی سرراست که وابستگی حداقلی به پیش‌زمینه سریالی دارد و تماشاگر ناآشنا را هم وارد بازی می‌کند. این تصمیم، هرچند ازنظر دسترسی‌پذیری هوشمندانه است، اما به بهای ساده‌سازی بیش‌ازحد پیرنگ تمام می‌شود.

دوم، افتتاحیه‌ای پرانرژی که با اکشن فشرده و طراحی صحنه پویا، یادآور لحظاتی است که «جنگ ستارگان» هنوز می‌توانست تماشاگر را در همان دقایق نخست میخکوب کند. حضور دین جارین—با بازی پدرو پاسکال و بدل‌پوش‌هایش—در این بخش، همچنان کاریزماتیک و قابل اتکاست. سیگورنی ویور هم تماشایی است.

و سوم، همان عنصر عجیب و غریب اما جذاب دنیای «جنگ ستارگان»: موجوداتی که میان گروتسک و بامزه معلق‌اند. ازجمله هوگو، موجود چهار‌دستی که با صدای مارتین اسکورسیزی جان گرفته؛ حضوری که بیش از آن‌که کارکرد روایی داشته باشد، به یک شوخی متا-سینمایی شبیه است—چیزی میان ادای احترام و چشمک به مخاطب.

اما فراتر از این نقاط قوت، فیلم در ساختار خود دچار یک مشکل بنیادین است: ماهیت اپیزودیکِ حل‌نشده. «ماندالورین و گروگو» بیش از آن‌که یک فیلم سینمایی باشد، شبیه چند اپیزود به هم دوخته‌شده از فصلی ناتمام است. چرخه تکرارشونده «ماموریت—درگیری—پاداش—ماموریت بعدی» نه‌تنها پیش برنده نیست، بلکه به‌تدریج فرسایشی می‌شود و حس پیشرفت دراماتیک را از بین می‌برد.

ماندالورین و گروگو
«ماندالورین و گروگو» فیلم بدی نیست؛ مشکل اینجاست که برای «جنگ ستارگان»، «بد نبودن» کافی نیست

از منظر تماتیک نیز فیلم حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد. رابطه پدر-فرزندی میان دین و گروگو، که زمانی قلب تپنده این روایت بود، در اینجا بیشتر به یک عنصر تزئینی تقلیل یافته است؛ لحظات بامزه گروگو—از جمله همان عطسه معروف—کار می‌کنند، اما کارکردشان بیشتر احساسیِ سطحی است تا پیش برنده شخصیت یا داستان.

در سطح بصری، فیلم همچنان استانداردهای بالای این فرنچایز را حفظ می‌کند، اما حتی این کیفیت فنی هم نمی‌تواند فقدان مقیاس و شکوه روایی را جبران کند. «جنگ ستارگان» زمانی درباره عظمت بود—درباره اسطوره، سرنوشت، و تقابل نیروهایی فراتر از فرد. اینجا اما با روایتی مواجهیم که بیش‌ازحد کوچک، محتاط و بی‌ریسک است.

درنهایت، «ماندالورین و گروگو» فیلم بدی نیست؛ مشکل اینجاست که برای «جنگ ستارگان»، «بد نبودن» کافی نیست. این فرنچایز زمانی معیار تعریف بلاک‌باسترها بود، اما اکنون به نظر می‌رسد در چرخه‌ای از تولیدات امن، کم‌خطر و به‌شدت فراموش‌شدنی گرفتارشده است.

اگر قرار است آینده «جنگ ستارگان» همین مسیر را ادامه دهد، شاید باید پذیرفت که این کهکشان دوردست، فعلاً در یک «گودال سیث» گیر افتاده است؛ جایی میان نوستالژی و بی تصمیمی، بدون جسارت برای جهشی واقعی.

«جنگ ستارگان؛ ماندالورین و گروگو» اکنون روی پرده سینماهاست.

ماندالورین و گروگو

درباره نویسنده
درباره نویسنده
حسین تقی پور
حسین تقی پور

حسین تقی پور، نویسنده و منتقد سینما و کارشناس رسانه فعالیت در مطبوعات را با نشریه سینما تئاتر آغاز کرد و مقالات او در نشریات کیهان هوایی، مهر، سینما ویدئو، هفته‌نامه سینما ورزش، روزنامه ابرار، روزنامه توسعه و... منتشرشده است. او سردبیر نشریه سینما تئاتر و نشریه «دایره» است.

آیتم های مشابه

تداوم در عین سادگی: چرا نقش‌های گلدار از دنیای مد حذف نمی‌شوند؟

مدیر

جان تراولتا؛ از «تب شنبه‌شب» تا نخل طلای کن، روایتی از ماندگاری یک اسطوره

ناصر سهرابی

از میراندا پریستلی تا اندی: گفت‌وگوی جمعی بازیگران «شیطان پرادا می‌پوشد ۲»

حسین تقی پور