نقاشی‌های داوود زندیان

نقاشی‌های داوود زندیان

داوود زندیان – نمایشگاه فردی

شش اسفند تا بیست‌وسه اسفند ۱۴۰۰

خاطره‌ی داوود زندیان در نقاشی‌هایش تماماً به دوره‌ای که در اصطلاح به آن «پهلوی دوم» می‌‌گوییم برمی‌گردد، ریشه‌های این دوره از یک‌سو به فضای روشنفکری گذشته‌ای کشیده می‌شود که «آبراهامیان اعضای آن‌ها را  شبیه به نام نامه مشاهیر دانسته، به نام‌هایی چون: صادق هدایت، بزرگ علوی، صادق چوبک، احمد شاملو، نیما یوشیج، سعید نفیسی، عبدالحسین نوشین، ابراهیم گلستان، جلال آل احمد، پرویز ناتل خانلری، غلامحسین ساعدی….» از سوی دیگر در بطن زندگی روزمره، نشانه‌هایش به ذوق و سلیقه‌ی آدم‌ها و کنکاش در پرسش‌هایی بازمی‌گردد که در سر تیتر نشریات ادبی و هنری بین سال‌های ۱۳۲۰ تا ۳۰ قابل‌مشاهده است؛ هنر چیست؟ ادبیات چیست؟ سینما چیست؟ اپرا چیست؟ باله چیست؟…

«این عناوین پیش از آن‌که نشان فقدان اطلاعات باشند که فی‌الواقع هست، بیانگر تلاش ادیبان و هنرمندان و مترجمان برای رسیدن به ذات پدیده‌های مدرنِ بیگانه با جامعه ایران در اوان تجدد بود. ۱» که دیری نگذشت چالش‌هایش در پهلوی دوم آشکار شد و یا آن را به ملغمه‌ای بدل کرد…

نقاشی‌های داوود زندیان با هردوی این سویه‌ها درگیر است، آدم‌هایی که کتاب می‌خوانند و با ژست‌های روشنفکرماب دور میزی جمع‌ شده، تار می‌زنند، صفحه گوش می‌دهند و یا معاشرت می‌کنند. ژست‌هایی که با انبوهی از خرت‌وپرت‌های زندگی هم‌تراز شده‌اند. اشیا و وسایل زندگی روزمره که زرق‌وبرق آن، اواخر دهه چهل و اویل دهه پنجاه به بحث داغ مجلات روشنفکری هم کشیده شد، با کنایه‌هایی چون؛ فُکُلی‌ها، نشریات عامه‌پسند و… همه آن چیزهایی که (به شکل عوامانه) جلال آل احمد غرب‌زدگی‌ و مصرف‌گرایی می‌نامید. این اشیا و چیزها دوروبر جماعتِ نقاشی‌های زندیان پرسه می‌زنند.

بااین‌حال آنچه در نقاشی‌ها قابل‌تأمل است، نه نقد تاریخی این دوره یا انتقاد به عواقب این سویه‌ها، بلکه به نمایش گذاشتن ِهمجواری همین تناقضات است، به یک معنا؛ کار او برجسته کردن رابطه درونی این اشیا و وسایلِ پراکنده با انبوهی از ژست‌های همان دوران است. او تکه‌پاره آن‌ها را کنار هم می‌نشاند تا نشان دهد؛ به‌رغم تمامی افتُ خیزهای آن روزگار و حتی در فقدان درک پدیده‌هایش چیزی درگذشته‌ی مورداشاره، شکل‌گرفته و یا در حال شکل گرفتن بود که شاید بتوان آن را «شیوه‌ای از زندگی» دانست. فضایی که در آن با تمامی وجوه متناقضش، ارتباط درونی اشیا و آدم‌هایش حس می‌شود. تصویری نوستالژیک از رابطه‌ی آدم‌ها با چیزها… شالود‌ه‌ای که بعدها به شکل حیرت‌انگیزی از هم پاشید؛ نه‌فقط روابط چیزها با آدم‌هایش، بلکه هر شکلی از رابطه‌ی آدم‌ها باهم…

گالری ایرانشهر

تهران، خیابان کریم‌خان زند، خیابان شهید عضدی (آبان جنوبی)، خیابان سپند، پلاک ۶۹/۱

تلفن: ۲۲۰۲۳۱۱۴

آیتم های مشابه

شاد گاهی (آرمین ابراهیم‌پور)

مدیر

گر بر فلکم دست بُدی چون یزدان… (مریم عابدی)

مدیر

پدید: ایستگاه اول

مدیر

دیدگاهی بنویسید

پنج × 3 =