نگاهی به نمایش «آن‌سوی آینه» کار علی سرابی

آن‌سوی آینه

نمایشی‌ که حال آدم را خوب می‌کند!

علی سرابی پیش‌ازاین نمایش «آن‌سوی آینه» را سال ۱۳۹۶ روی صحنه برد و این اجرا در کنار اجراهای موفق دیگر سرابی در مقام کارگردان، ازجمله «برنارد مرده است» و «خدای کشتار» سه‌گانه‌ای موفق را از این کارگردان جوانی که اصلاً از آزمون‌وخطا نمی‌ترسد و ریسک‌پذیر است در کارنامه کاری‌اش ثبت کرد.

استقبالی که همان سال‌ از نمایش «آن‌سوی آینه» شد علی سرابی را تشویق کرد که این اثر را یک‌بار دیگر، آن‌هم از روزهای تعطیل عید روی صحنه ببرد؛ انگار که بخواهد ببیند بعد از حدود ۵ سال نمایش کارکرد خودش را دارد و مخاطب آن را دوست خواهد داشت یا نه. بلیت‌فروشی‌ها و صندلی‌های اجرا که نشان می‌دهد این اتفاق افتاده و اهل تئاتر هنوز به دیدن نمایشی که نویسنده‌اش «فلوریان زلر» است واکنش مثبت نشان می‌دهند.

آن‌سوی آینه
زلر در «آن‌سوی آینه» رفتار آدم‌ها را تحلیل می‌کند. او شخصیت نمایشنامه‌اش را در مواجهه با یک موقعیت جدید قرار می‌دهد.

ماجرا و داستان نمایش ازاین‌قرار است که «دنیل» دوستش «پاتریک» را که به‌تازگی با دختر جوان و زیبایی به نام «اما» ازدواج‌کرده برای شام به خانه دعوت کرده است. «ایزابل» (همسر دنیل) که دوست صمیمی همسر قبلی «پاتریک» است به‌شدت در مقابل «پاتریک» و زن جوانش موضع می‌گیرد؛ اما «دنیل» به‌شدت در مقابل زیبایی، جذابیت و جوانی «اما» تحت تأثیر قرارگرفته است. دنیای «آن‌سوی آینه» جهان «دنیل» میان‌سال است که آرام‌آرام پا به سن می‌گذارد و زندگی روزمره و کسل‌کننده‌اش یک‌باره با جذابیت اغواگرانه «اما» مواجه شده است.

در پرداخت نمایشنامه موقعیت «دنیل» به همان اندازه که کمدی خلق می‌کند و می‌خنداند، پرسش‌برانگیز و جدی هم هست. «اما» به‌یک‌باره زندگی ساده و آرام وفادارانه خانوادگی «دنیل» را با شادابی و سرزندگی و البته زیبایی فریبنده‌اش به چالش می‌کشد. «دنیل» و مواجهه او با «اما» کمدی، مسئله و دنیای پرسشگر «آن‌سوی آینه» را شکل می‌دهند. در این دنیای با چالش مواجه شده «پاتریک» تنها ابزار است. او فقط به این دلیل در داستان حضور دارد که کسی می‌بایست «اما» را با «دنیل»  آشنا می‌کرد.

آن‌سوی آینه
«آن‌سوی آینه» نمایشی‌ است که حال آدم را خوب می‌کند و مخاطب باحالی خوب از سالن بیرون می‌آید.

اما «ایزابل» و «اما» دو رأس مهم مثلث ارتباطی درام هستند. «ایزابل» زندگی آرام، وفادار و متعهد امروز «دنیل» است که وسوسه، هیجان و فریبندگی «اما» آن را به چالش می‌کشد. در میانه این دو وجه زندگی این «دنیل» است که محور و مرکز مسئله قرارگرفته است. اوست که این دو زندگی را در تقابل و مواجهه باهم قرار می‌دهد. حضور کمیک او در میانه این وجه ماجراجویانه و آرام زندگی است که درام ساده اما تأمل‌برانگیز «فلوریان زلر» را روایت می‌کند.

زلر در «آن‌سوی آینه» رفتار آدم‌ها را تحلیل می‌کند. او شخصیت نمایشنامه‌اش را در مواجهه با یک موقعیت جدید قرار می‌دهد و در این موقعیت تازه خواسته‌ها، رفتارها، واکنش‌ها و وسوسه‌هایش را مثل یک تحلیلگر ارزیابی می‌کند. در وضعیت موجود، «دنیل» در آرامشی پایدار زندگی‌اش را می‌کند.
درام اما موقعیتی را فراهم می‌آورد تا او در برابر یک موقعیت متفاوت خودش را در خانواده و فضای اجتماعی پیرامونش یک‌بار دیگر بازتعریف کند. روان‌شناسی و جامعه‌شناسی فردی هم‌زمان ژرف‌ساخت «آن‌سوی آینه» را در معرض ارزیابی و تحلیلی قرار می‌دهند.  «آن‌سوی آینه» نمایشی‌ است که حال آدم را خوب می‌کند و مخاطب باحالی خوب از سالن بیرون می‌آید و راهی خانه می‌شود و فکر می‌کند بعدازاین نمایش خوب، باید چه نمایشی را ببیند که این خوشی را ادامه بدهد…

محسن بوالحسنی، ایران

سلیس نیوز

آیتم های مشابه

ژان لوک گدار؛ فیلم‌ساز رادیکال‌

مدیر

نقد نمایش «آلنده نازنین»

مدیر

واکاوی جهان ادبی خورخه لوئیس بورخس

مدیر

دیدگاهی بنویسید

دو × 3 =