«قمارباز» از بسیاری از فیلمهای جشنوارهای یک سر و گردن بالاتر است
«قمارباز»، ساختهی محسن بهاری، فیلمی است که با ادعای ورود به یکی از ملتهبترین میدانهای معاصر -امنیت سایبری و بازی قدرت در عصر داده- پا به جشنواره فیلم فجر میگذارد، اما در عمل ترجیح میدهد همهچیز را تحت کنترل نگه دارد. نتیجه، اثری آبرومند، مرتب و بیحاشیه است؛ دقیقاً همان ویژگیهایی که معمولاً برای دیده نشدن در جشنواره کافیاند.
اگر فقط ایده را روی کاغذ ببینیم، «قمارباز» از بسیاری از فیلمهای جشنوارهای یک سر و گردن بالاتر است. حمله سایبری، نفوذ، بازی پشت پرده و جهانی که دشمنش دیده نمیشود؛ عناصری که میتوانند سینمای ایران را از چرخهی تکراری بحرانهای خانوادگی بیرون بکشند؛ اما مسئله دقیقاً همینجاست: فیلم بهاندازهی ایدهاش جلو نمیرود. انگار «قمارباز» مدام نگران است که اگر یک قدم بیشتر بردارد، کنترل از دستش خارج شود؛ پس بهجای پیشروی، ترمز میکند و سینما با ترمز جلو نمیرود.
مشکل اصلی فیلمنامه نه در نبود قصه، بلکه در شیوهی روایت آن است. فیلم بیشازحد به دیالوگ تکیه میکند؛ دیالوگهایی که اغلب وظیفهی تصویر را بر عهده میگیرند. نتیجه این میشود که مخاطب کمتر کشف میکند و بیشتر اطلاع دریافت میکند.
در فیلمی با ساختار معمایی، این یک خطای استراتژیک است؛ معما زمانی مؤثر است که مخاطب احساس کند یک قدم عقبتر از داستان حرکت میکند، نه اینکه داستان مدام خودش را برای او توضیح دهد. اینجا «قمارباز» بهجای آنکه مخاطب را وارد بازی کند، قوانین بازی را با صدای بلند میخواند.

محسن بهاری در اولین فیلم بلندش با بازی کوروش تهامی نشان میدهد که سینما را بلد است؛ قاببندیها غلط نیستند، ریتم از کنترل خارج نمیشود و فیلم فرو نمیریزد؛ اما این «بلد بودن» بهتنهایی امتیاز جشنوارهای محسوب نمیشود. مسئله اینجاست که کارگردانی فیلم بیشازحد بیخطر است؛ نه میزانسنها چیزی را به خطر میاندازند، نه دوربین موضع مشخصی میگیرد و نه فرم روایی دست به شیطنت میزند.
برای فیلمی که درباره ناامنی حرف میزند، این یک تناقض جدی است. زبان فیلم آرام، مطمئن و محافظهکار است و همین تضاد، انرژی اثر را خنثی میکند.
بازیها در «قمارباز» قابل قبولاند و همین جمله خطرناک است. در سینما، «قابل قبول» یعنی عبور بیدردسر؛ یعنی چیزی که نه خراب میکند و نه میسازد. فیلمی که بخش عمدهی فشارش بر گفتوگو و تنش روانی است، نیاز به حداقل یک اجرای برجسته دارد؛ اجرایی که بتواند وزن فیلم را بالا بکشد. این اتفاق نمیافتد. بازیگران وظیفهشان را انجام میدهند، اما فیلم را نجات نمیدهند.
«قمارباز» فیلمی نیست که هیئت انتخاب با آن اشتباه کرده باشد، اما فیلمی هم نیست که داوران را وادار به بحث جدی کند و این دقیقاً مشکل آن است. در جشنواره فیلم فجر، آثار برنده معمولاً یا جسورند، حتی اگر ناقص باشند، یا موضع دارند، حتی اگر بحثبرانگیز شوند.
«قمارباز» نه دعوا راه میاندازد و نه قواعد را به هم میریزد؛ ترجیح میدهد بیاشتباه بماند تا اثرگذار باشد. اگر بخواهیم بدون تعارف حرف بزنیم، داوران احتمالاً فیلم را میپسندند، اما پسندیدن با جایزه دادن فرق دارد. در بهترین حالت، «قمارباز» ممکن است در حاشیهی نامزدیهای فنی یا بخش فیلم اول دیده شود، اما برای جوایز اصلی، فیلم نه آنقدر رادیکال است، نه آنقدر شخصی و نه آنقدر جسور.
در ادامه همین منطق محافظهکارانه، «قمارباز» حتی در لحظههایی که میتواند مخاطب را با ابهام و نااطمینانی رها کند، ترجیح میدهد همهچیز را جمعوجور و توضیحپذیر نگه دارد؛ گویی فیلم از سکوت، از خلأ و از اعتماد به هوش تماشاگر میترسد.

این ترس باعث میشود ضرباهنگ روایت هرچند منظم، اما قابل پیشبینی باشد و تنشها پیش از آنکه به اوج برسند، مهار شوند. فیلم نه فرو میریزد و نه غافلگیر میکند و همین تعادل بیشازحد، آن را در منطقهای امن متوقف میسازد؛ جایی که نه خطر سقوط دارد و نه شانس پرواز.
در سطح اجرا نیز همین رویکرد ادامه پیدا میکند؛ کارگردانی منظم، تمیز و کنترلشده است، اما میزانسنها، دوربین و ریتم هیچگاه وارد منطقهی ریسک نمیشوند؛ همان ریسکی که میتوانست زبان بصری فیلم را با مضمون ناامن آن همراستا کند.
بازیها نیز در همین چارچوب حرکت میکنند: حرفهای، بیاشتباه و درعینحال بیاثر؛ اجراهایی که فیلم را خراب نمیکنند، اما آن را به سطحی بالاتر هم نمیبرند. حاصل، اثری محترم است که احتمالاً دیده میشود، اما داوران را وادار به موضعگیری جدی نمیکند؛ فیلمی که شاید پسندیده شود، اما بهسختی در حافظه جشنواره باقی میماند.
«قمارباز» همهچیز را حساب کرده، اما در قمار، حسابگری بیشازحد معمولاً به برد ختم نمیشود…



ناصر سهرابی
نویسنده، بازیگر و کارشناس سینما. فعالیت در مطبوعات را از سال ۱۳۷۵ با ماهنامه فیلم و هنر... آغاز کرده و مقالات او در نشریات سینما ویدئو، فیلم و سینما، هفت نگاه، سینما تئاتر، فیلم و سینما، همشهری، اعتماد ملی، مردمسالاری و... منتشرشده است.



