فیلم «خواب» و منطق موفقیتِ بی‌خطر

فیلم «خواب»
فیلم «خواب»، فیلم بدی نیست؛ اما دقیقاً به همین دلیل فیلم مهمی هم نیست

استقبال تماشاگران از فیلم «خواب» ساخته مانی مقدم  و کشیده شدن فیلم به سانس‌های اضافی، در نگاه اول می‌تواند نشانه‌ای از ارتباط موفق با مخاطب تلقی شود؛ اما این موفقیت، بیش از آن‌که حاصل جسارت یا خلاقیت باشد، نتیجه‌ی نوعی سینمای محتاط و حساب‌شده است که آگاهانه از هر عنصر مسئله‌ساز فاصله می‌گیرد.

«خواب» فیلمی است که بلد است چگونه دیده شود، بی آن‌که چیزی را به خطر بیندازد؛ و دقیقاً به همین دلیل باید درباره‌ی آن مکث کرد. محبوبیت فیلم اگر بدون تحلیل زمینه‌ای خوانده شود، به‌اشتباه به‌عنوان نشانه‌ی سلامت سینما تفسیر می‌شود.

این فیلم نه جریان‌ساز است، نه تجربه‌گرا و نه حتی جاه‌طلب. موفقیتش نه از مسیر افزودن، بلکه از مسیر کاستن می‌آید: کاستن از تعارض، کاستن از تنش، کاستن از ریسک. فیلم «خواب» نمونه‌ی شفاف سینمایی است که هدفش پیش بردن زبان سینما یا گشودن مسئله‌ای تازه نیست، بلکه سالم عبور کردن از میدان نمایش است.

فیلم‌نامه از ایده‌ای شروع می‌کند که به‌خودی‌خود ظرفیت درگیری اخلاقی و روانی دارد، اما این ظرفیت هرگز بالفعل نمی‌شود. هر جا امکان شکل‌گیری بحران واقعی وجود دارد، روایت عقب می‌نشیند. تعارض‌ها طرح می‌شوند، اما نه آن‌قدر جدی که شخصیت‌ها مجبور به انتخاب‌های پرهزینه شوند.

فیلم «خواب»
فیلم «خواب» نه جریان‌ساز است، نه تجربه‌گرا و نه حتی جاه‌طلب. موفقیتش نه از مسیر افزودن، بلکه از مسیر کاستن می‌آید

موقعیت‌ها ساخته می‌شوند، اما پیش از آن‌که به نقطه‌ی انفجار برسند، خنثی می‌شوند. این رویکرد را نمی‌توان به‌سادگی «سادگی» نامید؛ این یک تصمیم آگاهانه برای مدیریت تنش است.

شخصیت‌ها بیشتر واکنش نشان می‌دهند تا انتخاب کنند. تصمیم‌ها کم‌هزینه‌اند و پیامدها کوتاه‌مدت. هیچ خطایی تا انتها پیگیری نمی‌شود و هیچ بحران واقعی‌ای باقی نمی‌ماند که تماشاگر را درگیر کند. دیالوگ‌ها اغلب توضیح‌دهنده‌اند؛ احساسات گفته می‌شوند، نه کشف. فیلم‌نامه به زبان تصویر اعتماد ندارد و به همین دلیل، درام هرگز به لایه‌ی زیرین نفوذ نمی‌کند. نتیجه، روایتی روان و قابل‌فهم است که ازنظر دراماتیک، ضخامت ندارد.

این محافظه‌کاری در کارگردانی مانی مقدم به‌طور کامل تثبیت می‌شود. او فیلم را نه با نگاه مؤلف، بلکه با منطق کنترل و ایمنی پیش می‌برد. اجرا تمیز است، میزانسن‌ها حساب‌شده‌اند و ریتم به‌گونه‌ای تنظیم‌شده که هیچ‌گاه مخاطب را معطل یا معذب نکند؛ اما این نظم، بیش از آن‌که حاصل نگاه سینمایی باشد، نتیجه‌ی احتیاط است. تصویر نه تفسیر می‌کند و نه موضع می‌گیرد؛ صرفاً حامل روایت است. دوربین به‌جای آن‌که معنا بسازد، گزارش می‌دهد.

ریتم فیلم نیز تابع همین منطق است. هر جا امکان مکث وجود دارد، روایت جلو رانده می‌شود و هر جا احتمال تنش یا ابهام هست، فضا آرام می‌گیرد. فیلم اجازه نمی‌دهد سکوت معنا بسازد یا لحظه‌ای مخاطب را در تعلیق نگه دارد. کارگردانی، خطر را نه مدیریت، بلکه حذف می‌کند؛ و این حذف، فیلم را از سینما به محصولی خوش مصرف و کم ماندگار نزدیک می‌کند.

همین رویکرد به‌طور مستقیم به بازیگران نیز منتقل‌شده است. حضور رضا عطاران، مریلا زارعی، هدی زین‌العابدین، علی مصفا و کاظم سیاحی بیش از آن‌که امکان کشف تازه‌ای فراهم کند، نقش تضمین‌کننده‌ی اطمینان مخاطب را بازی می‌کند. این چهره‌ها سرمایه‌ی آشنایی‌اند؛ مخاطب با آن‌ها احساس امنیت می‌کند. بازی‌ها دقیق، کنترل‌شده و بی ریسک‌اند.

فیلم «خواب»
شخصیت‌های فیلم «خواب» نه جریان‌ساز است، نه تجربه‌گرا و نه حتی جاه‌طلب. موفقیتش نه از مسیر افزودن، بلکه از مسیر کاستن می‌آید

نقش‌ها طوری طراحی شده‌اند که بازیگر مجبور نشود از منطقه‌ی امن خود خارج شود. شخصیت‌ها تناقض جدی ندارند، تغییر بنیادین نمی‌کنند و به بحران واقعی نمی‌رسند. همدلی ایجاد می‌شود، اما کشف نه.

جایگاه فیلم «خواب» در سینمای امروز ایران دقیقاً در همین نقطه تعریف می‌شود. این فیلم نه در امتداد سینمای مؤلف است و نه در تقابل با سینمای بدنه؛ بلکه محصول دوره‌ای است که سینما بیش از هر زمان دیگری به «بی مسئله بودن» پناه برده است. در شرایطی که مخاطب از شعار خسته و از پیچیدگی گریزان است، سینمای بی‌خطر رشد می‌کند. فیلم «خواب» نه پیشرو این جریان، بلکه نمونه‌ی موفق آن است: فیلمی که می‌داند چگونه حداقل را بی‌دردسر و حرفه‌ای ارائه کند.

اما این موفقیت، یک هشدار جدی در دل خود دارد. وقتی فیلمی بدون پرداخت عمیق، بدون ریسک فرمی و بدون بحران واقعی محبوب می‌شود، به‌تدریج این الگو به معیار تبدیل می‌شود. فیلم‌ساز یاد می‌گیرد که برای دیده شدن، لازم نیست چیزی را به چالش بکشد؛ کافی است کسی را نرنجاند. در چنین فضایی، جسارت نه یک فضیلت، بلکه یک خطر اقتصادی تلقی می‌شود.

فیلم «خواب»
«خواب» فیلمی است که بلد است چگونه دیده شود، بی آن‌که چیزی را به خطر بیندازد؛ و دقیقاً به همین دلیل باید درباره‌ی آن مکث کرد

«خواب»، فیلم بدی نیست؛ اما دقیقاً به همین دلیل فیلم مهمی هم نیست. نه مسئله‌ای را تا انتها می‌کاود، نه فرمی را پیش می‌برد، نه تصویری تازه از انسان ارائه می‌دهد. موفقیتش حاصل حذف خطر است، نه مواجهه با آن. این فیلم نشانه‌ی سینمایی است که یاد گرفته چگونه بقا داشته باشد، نه چگونه پیش برود.

جمع‌بندی نهایی ناگزیر تند است: سینمایی که خطر را حذف می‌کند، دیر یا زود معنا را هم حذف خواهد کرد. محبوبیتِ بی‌خطر، اگر به‌قاعده تبدیل شود، سینما را از هنرِ مواجهه به صنعتِ آرامش تقلیل می‌دهد. سؤال نهایی فقط درباره‌ی «خواب» نیست؛ درباره‌ی مسیری است که سینما انتخاب کرده. اگر قرار باشد فیلم‌ها فقط سالم عبور کنند، چه کسی قرار است سقوط کند، تجربه کند و چیزی را تغییر دهد؟

فیلم «خواب»

فیلم «خواب»

درباره نویسنده
ناصر سهرابی
دبیر بخش جشنواره‌ها

نویسنده، بازیگر و کارشناس سینما. فعالیت در مطبوعات را از سال ۱۳۷۵ با ماهنامه فیلم و هنر... آغاز کرده و مقالات او در نشریات سینما ویدئو، فیلم و سینما، هفت نگاه، سینما تئاتر، فیلم و سینما، همشهری، اعتماد ملی، مردم‌سالاری و... منتشرشده است.

آیتم های مشابه

«قمارباز»؛ محافظه‌کاری در میدان خطر

قایق‌ سواری در تهران؛ روایتی معلق میان گزارش اجتماعی و درام سینمایی

ناصر سهرابی

نامزدهای اسکار ۲۰۲۶ معرفی شدند

مدیر