«اسکورت» در جشنواره جایگاه یک اکشن اجتماعی مدرن با بار اخلاقی و انسانی را پیدا کرده است
چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر با نمایش «اسکورت» ساخته یوسف حاتمیکیا، تجربهای تازه از سینمای ایران ارائه کرد؛ فیلمی که در ژانر اکشن-جادهای میتواند مخاطب را پای صندلی نگه دارد و همزمان پرسشی عمیق درباره میراث اخلاقی نسل قبل مطرح کند: آیا یوسف مسیر ابراهیم حاتمیکیا را دنبال کرده یا راه مستقل خود را یافته است؟
پاسخ فیلم در ریتم سریع، تعقیبوگریز پرتنش و شخصیتپردازی انسانی نهفته است؛ جایی که وجدان فردی، محور اصلی روایت است.
«اسکورت» داستان اصلان، یک سرباز پلیس را روایت میکند که برای تأمین داروی گرانقیمت دوستش مجبور میشود نقش محافظ یک شوتیزن را در جادههای جنوب ایران بپذیرد. سفر پرخطر او ترکیبی از تعقیبوگریز، بحران اخلاقی و مواجهه با وجدان فردی است.
جادهها و زمینهای باز جنوب ایران فضایی نمادین و پرتنش ایجاد کردهاند که مخاطب را با محدودیتها و پیچیدگیهای جامعه امروز مواجه میکند. حضور بازیگرانی چون امیر جدیدی، هدی زینالعابدین، رضا کیانیان و افشین هاشمی و استقبال چشمگیر جشنواره، نشاندهنده اهمیت فیلم است.
فیلمنامه فیلم، اگرچه ایدهای قدرتمند دارد و بر تضاد وجدان فردی با فشارهای بیرونی تمرکز میکند، گاهی شخصیتها را سطحی ارائه میدهد و برخی گرههای درامی سریع باز میشوند. ریتم منسجم، انتقال اطلاعات بدون پرگویی و تأکید بر تجربه فردی شخصیتها باعث شده «اسکورت» فراتر از یک اکشن صرف باشد، اما گاهی به تکرار موقعیتهای اکشن میافتد و فرصت پرداخت اجتماعی و روانشناختی کامل را از دست میدهد.

کارگردانی یوسف حاتمیکیا از نقاط قوت فیلم است. او ریتمی کنترلشده ایجاد کرده که مخاطب را از ابتدا تا انتها همراه میکند. استفاده از جاده، شب و زمینهای باز بهعنوان عناصر روایی، نه صرفاً پسزمینه، حس ناامنی و تنش را تقویت میکند و تجربه بصری مخاطب را عمیقتر میسازد. بااینحال، برخی سکانسهای اکشن ازنظر تنوع بصری محدودند و فیلم میتوانست از زیباییشناسی جهانی ژانر اکشن بهره بیشتری ببرد.
بازی امیر جدیدی در نقش اصلان ستون اصلی روایت است و قلب انسانی فیلم را شکل میدهد. او شخصیتی ارائه میدهد که نه قهرمان مطلق است و نه ضدقهرمان؛ انسانی گرفتار میان وجدان و ضرورتهای عملی. بازی جدیدی طبیعی، ظریف و پرتنش است؛ اضطراب، ترس و تعهد او ملموس و همزمان مخاطب را با هر تصمیم اخلاقیاش همراه میکند. نگاههای کوتاه، سکوتهای پرمعنا و واکنشهای لحظهای، باعث همذاتپنداری کامل با شخصیت میشود. این اجرا نمونهای دقیق از توازن بین اکشن و روایت انسانی است و نشان میدهد چگونه یک بازیگر میتواند ستون اخلاقی یک فیلم باشد.
هدی زینالعابدین در نقش شوتیزن، تصویری تازه از زنان در ژانر جادهای ارائه میدهد؛ شخصیتی مستقل و فعال که نقشی کلیدی در پیشبرد روایت دارد. نقشهای مکمل، مانند رضا کیانیان و افشین هاشمی، نیز به تعادل بازیگری کمک کردهاند، اگرچه برخی از این نقشها از ظرفیت کامل خود بهره نمیبرند.
از منظر فنی و تکنولوژیک، «اسکورت» نشان میدهد که یوسف حاتمیکیا به تجربه حسی مخاطب توجه ویژه دارد. استفاده از صدای سهبعدی اتموس و طراحی دقیق صداهای محیطی، تعقیبوگریزها و تنش جادهای را ملموس میکند؛ مخاطب عملاً در مسیر اصلان قرار میگیرد و تجربه اکشن صرف به یک تجربه روانشناختی و احساسی تبدیل میشود.
بااینحال، محدودیت سالنهای مجهز باعث میشود بخشی از مخاطبان نتوانند این تجربه کامل را دریافت کنند که تضاد میان نیت خلاقانه و واقعیت اجرایی را آشکار میکند. بهاینترتیب، تکنیکهای فنی نه صرفاً جلوه بصری، بلکه ابزاری برای تقویت تعلیق، همذاتپنداری با شخصیت و عمق اخلاقی روایت هستند و نشان میدهند چگونه سینمای اکشن میتواند تجربهای چندلایه و انسانی ارائه دهد.

نگاه مقایسهای با ابراهیم حاتمیکیا نشان میدهد یوسف مسیر مستقیم پدر را دنبال نکرده است. ابراهیم غالباً به بحرانهای اخلاقی در جنگ و نگاه ملی میپرداخت و از پلانهای حماسی و فضاسازی تاریخی استفاده میکرد، درحالیکه یوسف جهان مدرن، بحران فردی و ژانر اکشن-جادهای را به زبان خود تبدیل کرده است. میراث اخلاقی و دغدغه انسانی ابراهیم حفظشده، اما بازتعریف شده است. یوسف جای پای پدر را مستقیم نگرفته، بلکه میراث انسانی او را در قالبی مدرن و اجتماعی بازخوانی کرده است.
«اسکورت» در جشنواره جایگاه یک اکشن اجتماعی مدرن با بار اخلاقی و انسانی را پیدا کرد. حواشی حضور امیر جدیدی و برخی مسائل سیاسی توجه رسانهها را جلب کرد، اما تمرکز اصلی فیلم روی شخصیتها، بحرانهای اخلاقی و تعلیق جادهای باقی ماند.
«اسکورت» اثری است که نشان میدهد چگونه میتوان وجدان، اخلاق و تضاد فردی را در ژانری مدرن و هیجانانگیز به تصویر کشید. بازی امیر جدیدی محور انسانی روایت است؛ او مخاطب را با هر تصمیم اخلاقی و عملی همراه میکند و تجربهای فراتر از اکشن صرف ایجاد میکند.
«اسکورت» نهتنها یک اکشن جادهای است، بلکه پلی محکم میان میراث اخلاقی پدر و صدای نسل امروز سینماست. فیلم یادآوری میکند که سینما نه صرفاً نمایش، بلکه آینه جامعه و محک فهم مسئولیت و وجدان فردی است و در این مسیر، یوسف حاتمیکیا موفق شده هم میراث پدر را پاس دارد و هم صدای مستقل خود را به نسل جدید منتقل کند.



ناصر سهرابی
نویسنده، بازیگر و کارشناس سینما. فعالیت در مطبوعات را از سال ۱۳۷۵ با ماهنامه فیلم و هنر... آغاز کرده و مقالات او در نشریات سینما ویدئو، فیلم و سینما، هفت نگاه، سینما تئاتر، فیلم و سینما، همشهری، اعتماد ملی، مردمسالاری و... منتشرشده است.




