«گیس» نمونهای از سینمای اجتماعی است که میکوشد پیام انسانی و اجتماعی را با روایت سینمایی ترکیب کند
فیلم «گیس» به کارگردانی محسن جسور یکی از آثار قابل توجه جشنواره فیلم فجر امسال بود که توانست توجه مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کند. این فیلم با بازی بازیگران شاخصی همچون حامد بهداد، الهه حصاری، عرفان ناصری و علیرضا آرا ساختهشده و قصهای اجتماعی و انسانی را در پس یک حادثه صنعتی روایت میکند.
«گیس» تلاش دارد نهتنها وقایع یک حادثه صنعتی را بازسازی کند، بلکه به پیچیدگیهای انسانی و اجتماعی مرتبط با آن نیز بپردازد.
داستان فیلم در محیط صنعتی و پتروشیمی جریان دارد و محوریت آن حول یک حادثه مهم صنعتی و پیامدهای اجتماعی و انسانی آن است. فیلم علاوه بر بازتاب مستقیم اتفاقات، تلاش میکند چالشهای کارگران، مسئولان و جامعه محلی را به تصویر بکشد. در این مسیر، روابط انسانی، تلاش برای بازسازی و پیام امید و پایداری نیز بهعنوان محورهای اصلی روایت مطرح میشوند.
شخصیتهای فیلم با معضلات اقتصادی، اجتماعی و روانی دست و پنجه نرم میکنند و این تلاشها به شکل یک داستان فراگیر و درعینحال شخصی روایتشده است.
یکی از مهمترین نقاط قوت «گیس»، بازیهای تأثیرگذار بازیگران آن است. حامد بهداد در نقش اصلی، با توانایی بالای خود در انتقال احساسات و پیچیدگیهای روانی شخصیت، بهخوبی مخاطب را درگیر میکند.
الهه حصاری نیز حضور تأثیرگذاری دارد و به همراه دیگر بازیگران، تعادل خوبی بین شخصیتهای اصلی و فرعی ایجاد کرده است.

بااینحال برخی لحظات احساسی فیلم کمی ساده و قابل پیشبینی به نظر میرسد و نمیتواند تمام ابعاد روانی شخصیتها را منتقل کند. بااینوجود، بازیها درمجموع موفق هستند و به افزایش حس باورپذیری و همذاتپنداری مخاطب کمک میکنند.
محسن جسور در «گیس» تلاش کرده سبک بصری چشمگیری ارائه دهد. قاببندیهای دقیق و استفاده از فضاهای باز و صنعتی، حس مقیاس و وسعت داستان را بهخوبی منتقل میکند. این قابها بهخصوص در سکانسهای صنعتی، موفق به نشان دادن شدت وقایع و دشواریهای محیط کار شدهاند.
از سوی دیگر، ساختار روایی فیلم در برخی بخشها با چالش مواجه است. ریتم پرده دوم فیلم کمی افت میکند و این موضوع باعث میشود کشش دراماتیک بهاندازه کافی حفظ نشود. فیلم در تلاش برای ترکیب ژانرهای اجتماعی، حادثهای و ملودرام است، اما در برخی نقاط، تمرکز داستان پراکنده میشود و انسجام روایت تحت تأثیر قرار میگیرد.
فیلمنامه «گیس» قصد دارد ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و انسانی حادثه را پوشش دهد و از این نظر دارای ارزش استراتژیک است. بااینحال، پراکندگی موضوعات باعث میشود تمرکز بر شخصیتها کاهش یابد و برخی دیالوگها بیشتر اطلاعات انتقال میدهند تا شخصیتپردازی.
در برخی صحنهها، دیالوگها به شکل کلیشهای و مستقیم بیان میشوند و از عمق روانی شخصیتها فاصله میگیرند. این مسئله باعث میشود مخاطب گاهی با فاصله از شخصیتها مواجه شود، بهویژه در بخشهایی که نیاز به دروننگری و تعمق بیشتر وجود دارد.
موسیقی فیلم سعی دارد فضای احساسی و تنشآلود حادثه را تقویت کند و در اکثر لحظات موفق به ایجاد هماهنگی با روایت است. بااینحال، در برخی سکانسها موسیقی تلاش میکند احساسات را تحمیل کند، چیزی که گاهی حس طبیعی و واقعی صحنهها را تحت تأثیر قرار میدهد.
تدوین فیلم نیز قابل توجه است، اما تغییرات ناگهانی ریتم در بعضی صحنهها میتواند تجربه تماشاگر را در درک زمان و مکان مختل کند. بهویژه در سکانسهای صنعتی و صحنههای بازسازی حادثه، گاهی گذارها کمی نامنظم به نظر میرسند.
یکی از مهمترین جنبههای فیلم «گیس» تلاش برای پرداختن به پیام انسانی و اجتماعی است. فیلم فراتر از یک روایت صرفاً حادثهای حرکت میکند و میکوشد مفاهیمی همچون ایستادگی، تلاش برای بازسازی و عشق به وطن را در ذهن مخاطب برجسته کند. داستان نشان میدهد که چگونه انسانها در مواجهه با بحرانها، همدلی و تلاش جمعی را تجربه میکنند و اهمیت پایداری و مسئولیتپذیری را به تصویر میکشد.

بااینحال، گاهی این پیامها به شکل شعاری و مستقیم بیان میشوند و جای خلاقیت بیشتری برای منتقل کردن آنها از طریق روایت تصویری وجود داشت. درمجموع، مضمون فیلم قابل تقدیر است، اما اجرای آن میتوانست ازنظر دراماتیک و بصری قویتر باشد.
پس از نمایش فیلم، واکنشها متفاوت بود. برخی مخاطبان تأکید کردند که فیلم توانسته تجربهای از دنیای کارگری و مسائل اجتماعی ارائه دهد و حس همذاتپنداری ایجاد کند. از سوی دیگر، برخی منتقدان معتقد بودند که فیلم با وجود ایدههای قوی و پیام انسانی، در اجرا و نگهداشتن کشش دراماتیک دچار ضعف شده است.
این واکنشها نشان میدهد که «گیس» فیلمی است که بین محبوبیت عمومی و نقد حرفهای قرار دارد؛ آثاری از این دست معمولاً تلاش میکنند هم پیام انسانی منتقل کنند و هم تجربه بصری جذاب ارائه دهند.
در یک نگاه کلی، فیلم «گیس» را میتوان اثری مهم در سینمای اجتماعی ایران دانست. نقاط قوت آن شامل موضوع اجتماعی و انسانی قابل توجه، بازیهای قوی، قاببندیهای بصری چشمگیر و پیام مثبت و امیدبخش است. از سوی دیگر، نقاط ضعف فیلم شامل افت ریتم در پرده دوم، پراکندگی در فیلمنامه، برخی دیالوگهای کلیشهای و مشکلات جزئی در تدوین و موسیقی میشود.
«گیس» نمونهای از سینمای اجتماعی است که میکوشد پیام انسانی و اجتماعی را با روایت سینمایی ترکیب کند و هرچند در برخی بخشها موفقیت کامل نداشته، اما همچنان تلاشی قابل توجه و ارزشمند در سینمای ایران به شمار میآید.
این فیلم نشان میدهد که سینمای اجتماعی امروز ایران در مسیر رشد و یافتن تعادل بین روایت جذاب و پیام انسانی قرار دارد و ظرفیتهای زیادی برای توسعه در آثار آینده وجود دارد.



حمیده وطنی
حمیده وطنی گرگری کارشناس ارشد پژوهش هنر، نویسنده و منتقد سینما، فعالیت پژوهشی خود را با نشریه علمی پژوهشی نگره بهعنوان مدیر داخلی نشریه و فعالیت رسانهای سینمایی را با ماهنامه سینما آغاز کرد مقالات او در نشریات متعددی ازجمله مهر، سینما ویدئو، روزنامه اعتماد ... چاپشده است، او پیشتر دبیر تحریریه نشریه «دایره» بود و هماکنون دبیر تحریریه رسانه رسمی فرهنگی هنری سلیس نیوز و دبیر سرویس سینمایی است.




