کارواش؛ شستن پول یا شستن وجدان؟

کارواش

«کارواش» فیلمی است با دغدغه‌ای قابل احترام و موضوعی ضروری

در سال‌هایی که سینمای اجتماعی ایران بیش از هر زمان دیگری میان دو قطب «ملودرام‌های خانوادگی» و «درام‌های تلخ معیشتی» در نوسان بوده، پرداختن مستقیم به مسئله فساد اقتصادی و پول‌شویی می‌تواند جسورانه تلقی شود.

«کارواش» تازه‌ترین ساخته احمد مرادپور و با بازی امیر آقایی، پانته‌آ پناهی‌ها و حسین مهری، تلاشی است برای ورود به همین قلمرو؛ فیلمی که می‌کوشد سازوکار پنهان پول‌شویی را در قالب یک تریلر اجتماعی به تصویر بکشد و هم‌زمان پرسشی اخلاقی را پیش روی مخاطب قرار دهد: در جامعه‌ای که فساد ساختاری عادی شده، فرد تا کجا می‌تواند پاک بماند؟

مرادپور که پیش‌تر بیشتر با آثار متمایل به سینمای رسمی و مضامین ایدئولوژیک شناخته می‌شد، این بار به سراغ موضوعی معاصر رفته است. «کارواش» در ظاهر درباره یک پرونده مالی است، اما در لایه‌های زیرین خود درباره فروپاشی اعتماد، فرسایش وجدان و تنهایی انسان در برابر ساختارهای آلوده سخن می‌گوید.

داستان فیلم حول محور یک مأمور اداره مالیات شکل می‌گیرد که در جریان بررسی پرونده‌ای به‌ظاهر عادی، به نشانه‌هایی از یک شبکه گسترده پول‌شویی می‌رسد. عنوان «کارواش» نیز استعاره‌ای مستقیم از همین فرایند است: جایی که پول‌های کثیف شسته می‌شوند و با ظاهری تمیز وارد چرخه رسمی اقتصاد می‌گردند.

فیلم در پرده نخست با ضرب‌آهنگی قابل‌قبول پیش می‌رود. کشف‌های تدریجی، مواجهه‌های اداری و نشانه‌های مبهم فساد، فضایی معمایی ایجاد می‌کنند که نوید یک تریلر اقتصادی پرتنش را می‌دهد. مرادپور در این بخش موفق می‌شود مخاطب را با خود همراه کند و پرسشی مرکزی بسازد: این پول‌ها از کجا می‌آیند و چه کسانی پشت ماجرا هستند؟

کارواش
چالش اصلی «کارواش» در برقراری تعادل میان پیام اجتماعی و جذابیت دراماتیک است

اما در نیمه دوم، روایت از مسیر تعلیق فاصله می‌گیرد و به سمت توضیح دادن حرکت می‌کند. به‌جای آنکه پیچش‌های داستانی و کنش شخصیت‌ها لایه‌های فساد را آشکار کنند، دیالوگ‌ها و موقعیت‌های توضیحی نقش پررنگ‌تری می‌یابند. همین امر باعث می‌شود فیلم از یک تریلر مبتنی بر کشف، به اثری پیام‌محور نزدیک شود؛ تغییری که هرچند ازنظر دغدغه اجتماعی قابل درک است، اما از حیث دراماتیک به انسجام اثر آسیب می‌زند.

شخصیت اصلی فیلم، مأمور مالیاتی‌ای است که در تقابل با شبکه‌ای از قدرت و رانت قرار می‌گیرد. او نماینده «فرد درستکار» است؛ کاراکتری که ظرفیت تبدیل شدن به شخصیتی چندلایه و خاکستری را دارد. در برخی صحنه‌ها، تردیدها و فشارهای روحی او ملموس‌اند: نگاه‌های مردد، سکوت‌های طولانی و مواجهه با پیشنهادهای وسوسه‌انگیز.

بااین‌حال، فیلم کمتر به گذشته، انگیزه‌ها و پیچیدگی‌های درونی او می‌پردازد. شخصیت در سطح «قهرمان اخلاقی» باقی می‌ماند و کمتر به مرز فروپاشی یا لغزش نزدیک می‌شود. این رویکرد اگرچه جایگاه اخلاقی او را تثبیت می‌کند، اما از جذابیت دراماتیک می‌کاهد. مخاطب بیش از آنکه با انسانی درگیر تضادهای درونی مواجه باشد، با نمادی از پاک دستی روبه‌روست.

در سوی دیگر، شخصیت‌های شبکه فساد نیز عمدتاً در قالب تیپ‌هایی قابل پیش‌بینی ظاهر می‌شوند: مدیران سودجو، واسطه‌های بی چهره و چهره‌هایی که قدرت را ابزار انباشت ثروت کرده‌اند. فیلم کمتر تلاش می‌کند منطق درونی این افراد را نشان دهد؛ اینکه چگونه به این نقطه رسیده‌اند یا چه سازوکاری آن‌ها را بازتولید می‌کند.

نتیجه آن است که تقابل خیر و شر بیش‌ازحد دو قطبی می‌شود و از پیچیدگی واقعیت فاصله می‌گیرد.

«کارواش» ازنظر بصری فضایی سرد و کنترل‌شده دارد. لوکیشن‌های اداری، پارکینگ‌ها، دفاتر نیمه‌تاریک و فضاهای صنعتی، همگی در جهت القای حس بی‌روحی و مکانیکی بودن سیستم انتخاب شده‌اند.

رنگ‌های خنثی و نورپردازی کم کنتراست، جهان فیلم را به فضایی خاکستری تبدیل می‌کنند؛ جهانی که در آن مرز میان پاکی و آلودگی چندان روشن نیست.

کارواش
«کارواش» بیش از آنکه مخاطب را در دل یک بحران نفس‌گیر قرار دهد، او را با مسئله‌ای مهم مواجه می‌کند و درباره آن هشدار می‌دهد

بااین‌حال، میزانسن‌ها اغلب محافظه‌کارانه‌اند. قاب‌بندی‌ها بیشتر کارکرد روایی دارند تا معنایی. دوربین کمتر به شخصیت‌ها نزدیک می‌شود تا بحران درونی‌شان را به تصویر بکشد و بیشتر در فاصله‌ای امن باقی می‌ماند. درنتیجه، فیلم از ظرفیت‌های بیانی تصویر برای تعمیق درام کمتر بهره می‌برد.

تدوین نیز در نیمه نخست ریتم مناسبی دارد، اما در ادامه با طولانی شدن برخی صحنه‌های گفت‌وگو و کاهش تنش، از ضرباهنگ اولیه فاصله می‌گیرد. به نظر می‌رسد فیلم می‌توانست با حذف یا فشرده‌سازی برخی دیالوگ‌های توضیحی، انسجام و کشش بیشتری پیدا کند.

حضور بازیگران باتجربه یکی از امتیازات «کارواش» است. بازیگر نقش اصلی با کنترل احساسات و پرهیز از اغراق، شخصیتی آرام و درون‌گرا خلق کرده که در سکوت‌هایش بیشتر از کلمات حرف می‌زند. در لحظاتی که فشار بیرونی افزایش می‌یابد، لرزش‌های ظریف در صدا و نگاه او نشانه‌ای از فرسایش تدریجی است.

در نقش‌های مکمل نیز بازی‌هایی قابل قبول ارائه‌شده، هرچند محدودیت‌های فیلم‌نامه مانع از آن می‌شود که این کاراکترها به‌یادماندنی شوند. برخی شخصیت‌ها تنها در حد کارکرد روایی باقی می‌مانند و فرصت بروز پیچیدگی پیدا نمی‌کنند.

مهم‌ترین دستاورد «کارواش» جسارتش در نزدیک شدن به مسئله پول‌شویی است؛ موضوعی که کمتر به‌طور مستقیم در سینمای ایران روایت‌شده است. فیلم نشان می‌دهد که فساد نه لزوماً در قالب اتفاقی استثنایی، بلکه در شکل فرایندی روزمره و اداری رخ می‌دهد. پول‌ها از مسیرهایی قانونی عبور می‌کنند، شرکت‌های صوری شکل می‌گیرند و چرخ اقتصاد ظاهراً بی‌نقص می‌چرخد.

در این معنا، «کارواش» بیش از آنکه درباره چند فرد فاسد باشد، درباره ساختاری است که امکان فساد را فراهم می‌کند. بااین‌حال، فیلم در پرداخت این نگاه ساختاری تا نیمه‌راه پیش می‌رود. تمرکز بیش‌ازحد بر تقابل فرد پاک و افراد فاسد، اجازه نمی‌دهد تصویر عمیق‌تری از ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی این پدیده شکل بگیرد.

از سوی دیگر، فیلم تلاش می‌کند نشان دهد که فساد اقتصادی پیامدهایی فراتر از اعداد و ارقام دارد؛ بی‌اعتمادی اجتماعی، گسترش نابرابری و تضعیف امید عمومی ازجمله نتایجی هستند که در پس‌زمینه روایت حس می‌شوند. این رویکرد، اثر را از یک تریلر صرف فراتر می‌برد و به آن بُعد اجتماعی می‌بخشد.

چالش اصلی «کارواش» در برقراری تعادل میان پیام اجتماعی و جذابیت دراماتیک است. هر جا که فیلم اجازه می‌دهد داستان از دل کنش شخصیت‌ها پیش برود، اثر زنده و پرکشش است؛ اما هرگاه به سمت بیان مستقیم و شعارگونه می‌رود، انرژی دراماتیک کاهش می‌یابد.

سینمای اجتماعی زمانی ماندگار می‌شود که پیامش را در تار و پود روایت تنیده باشد، نه آنکه آن را به‌صورت مستقل و خطابه‌وار عرضه کند. «کارواش» در برخی لحظات به این تلفیق نزدیک می‌شود، اما درمجموع هنوز میان این دو قطب سرگردان است.

کارواش
«کارواش» ازنظر بصری فضایی سرد و کنترل‌شده دارد

«کارواش» فیلمی است با دغدغه‌ای قابل احترام و موضوعی ضروری. در دورانی که مسائل اقتصادی زندگی روزمره مردم را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده، پرداختن به سازوکار پول‌شویی و فساد می‌تواند آغازی برای گفت‌وگو باشد.

مرادپور تلاش کرده از چارچوب‌های آشنای ملودرام فاصله بگیرد و به سراغ تریلری اجتماعی برود؛ تلاشی که در سینمای امروز ایران ارزشمند است. بااین‌حال، فیلم برای تبدیل شدن به اثری ماندگار نیازمند شخصیت‌پردازی عمیق‌تر، پیچش‌های روایی قوی‌تر و پرهیز از توضیح‌ مستقیم است.

«کارواش» بیش از آنکه مخاطب را در دل یک بحران نفس‌گیر قرار دهد، او را با مسئله‌ای مهم مواجه می‌کند و درباره آن هشدار می‌دهد.

شاید بتوان گفت فیلم در شستن «پول‌های کثیف» موفق‌تر از شستن تردیدهای دراماتیک خود عمل کرده است. بااین‌همه، همین جسارت در انتخاب سوژه و تلاش برای ورود به ژانری کمتر تجربه‌شده، «کارواش» را به یکی از آثار قابل بحث جشنواره بدل می‌کند؛ فیلمی که حتی اگر بی‌نقص نباشد، دست‌کم می‌کوشد پرسشی جدی را به میان بکشد: در چرخه‌ای که آلودگی عادی شده، پاک ماندن تا چه اندازه ممکن است؟

کارواش

درباره نویسنده
حمیده وطنی
حمیده وطنی
دبیر تحریریه

حمیده وطنی گرگری کارشناس ارشد پژوهش هنر، نویسنده و منتقد سینما، فعالیت پژوهشی خود را با نشریه علمی پژوهشی نگره به‌عنوان مدیر داخلی نشریه و فعالیت رسانه‌ای سینمایی را با ماهنامه سینما آغاز کرد مقالات او در نشریات متعددی ازجمله مهر، سینما ویدئو، روزنامه اعتماد ... چاپ‌شده است، او پیش‌تر دبیر تحریریه نشریه «دایره» بود و هم‌اکنون دبیر تحریریه رسانه رسمی فرهنگی هنری سلیس نیوز و دبیر سرویس سینمایی است.

آیتم های مشابه

«بیلبورد»؛ فروپاشی یک تصویر در عصر شهرت

«گیس»، تلاش برای پرداختن به پیام انسانی و اجتماعی

«نیم‌ شب»؛ جسارت در انتخاب سوژه، ضعف در روایت انسانی

ناصر سهرابی