سرزمین فرشته‌ ها؛ روایتی شاعرانه از کودکی در دل ویرانی

سرزمین فرشته‌ها
فیلم «سرزمین فرشته‌ ها» ساخته بابک خواجه‌پاشا، یکی از آثار بحث‌برانگیز و تأمل‌برانگیز جشنواره اخیر فیلم فجر است؛ فیلمی که با انتخاب سوژه‌ای انسانی و جهانی، تلاش می‌کند از دل ویرانی، صدایی آرام و کودکانه را به گوش مخاطب برساند.

این اثر، نه یک فیلم جنگی به معنای کلاسیک آن است و نه روایتی سیاسی با ساختاری خطابی؛ بلکه بیش از هر چیز، کوششی است برای بازنمایی رنج، ترس و امید کودکانی که در جغرافیای جنگ و محاصره زیست می‌کنند.

«سرزمین فرشته‌ ها» از همان ابتدا اعلام می‌کند که قصد ندارد با نمایش مستقیم خشونت یا بازسازی صحنه‌های پرهیجان جنگ، تماشاگر را تحت تأثیر قرار دهد. انتخاب زاویه دید کودکانه، حذف آگاهانه‌ی بسیاری از عناصر متعارف سینمای جنگ و تمرکز بر لحظات روزمره، فیلم را به اثری کم‌صدا اما پُرمعنا تبدیل کرده است. این انتخاب، هم نقطه قوت فیلم است و هم منشأ اصلی اختلاف‌نظرها درباره آن.

داستان فیلم حول زندگی گروهی از کودکان و خانواده‌های‌شان در منطقه‌ای جنگ‌زده شکل می‌گیرد؛ جایی که مرگ و ویرانی حضوری دائمی دارند، اما به‌ندرت به‌صورت مستقیم دیده می‌شوند. جنگ در «سرزمین فرشته‌ ها» بیشتر یک وضعیت است تا یک رخداد؛ سایه‌ای که بر زندگی شخصیت‌ها افتاده، نه رویدادی که روایت را پیش ببرد.

فیلم آگاهانه از روایت پرکشش، تعلیق‌های متوالی و نقطه‌عطف‌های کلاسیک فاصله می‌گیرد و به‌جای آن، مجموعه‌ای از موقعیت‌ها و لحظات را کنار هم می‌نشاند. این خرده‌روایت‌ها، اگرچه در ظاهر پراکنده‌اند، اما درمجموع تصویری یکپارچه از زیست کودکانه در شرایطی غیرانسانی می‌سازند. کودکانی که هنوز بازی می‌کنند، خیال می‌بافند، سؤال می‌پرسند و می‌خندند؛ حتی وقتی صدای انفجار یا فقدان عزیزان، بخشی از زندگی روزمره‌شان شده است.

سرزمین فرشته‌ ها
«سرزمین فرشته‌ ها» اثری است که شاید همه را راضی نکند، اما نمی‌توان آن را نادیده گرفت

این انتخاب روایی، تماشاگر را به مشاهده دعوت می‌کند نه قضاوت. فیلم کمتر توضیح می‌دهد و بیشتر نشان می‌دهد؛ کمتر فریاد می‌زند و بیشتر زمزمه می‌کند. درنتیجه، تأثیرگذاری آن نه از مسیر شوک، بلکه از مسیر هم‌حسی و تأمل حاصل می‌شود.

یکی از ویژگی‌های شاخص «سرزمین فرشته‌ هاا»، تکیه‌ی پررنگ آن بر تصویر و سکوت است. دیالوگ‌ها حداقلی‌اند و اغلب بار اصلی معنا بر دوش قاب‌بندی، حرکت دوربین، نور و بازی چهره‌هاست. فیلم در بسیاری از لحظات، به سینمای شاعرانه نزدیک می‌شود؛ جایی که معنا نه در کلام، بلکه در فاصله‌ی میان نگاه‌ها، در سکوت‌های طولانی و در جزئیات بصری شکل می‌گیرد.

این رویکرد، به‌ویژه در نمایش جهان ذهنی کودکان، کارکردی مؤثر دارد. دوربین اغلب هم‌سطح با نگاه آن‌ها قرار می‌گیرد و جهان را از زاویه دیدی معصومانه اما زخمی روایت می‌کند. خرابه‌ها، خیابان‌ها، خانه‌های نیمه‌ویران و فضاهای خالی، نه‌تنها پس‌زمینه، بلکه بخشی از شخصیت فیلم هستند.

بااین‌حال، همین تأکید بر فرم و حس‌سازی، برای برخی مخاطبان ممکن است به قیمت کاهش کشش روایی تمام شود. فیلم عامدانه از سرعت متعارف فاصله می‌گیرد و ریتمی کند و تأملی را انتخاب می‌کند. این انتخاب، اگرچه با منطق درونی اثر همخوان است، اما نیازمند صبر و همراهی تماشاگر است؛ همراهی‌ای که همه مخاطبان حاضر به آن نیستند.

در میان عناصر مختلف فیلم، بازی بازیگران ـ به‌ویژه کودکان ـ از نقاط قوت قابل‌توجه آن است. اجراها بیش از آن‌که مبتنی بر تکنیک‌های نمایشی باشند، بر صداقت و حضور طبیعی استوارند. کودکان فیلم، «بازی» نمی‌کنند؛ آن‌ها زندگی می‌کنند و دوربین شاهد این زیست است.

این صداقت، به فیلم کمک کرده تا از دام سانتی‌مانتالیسم اغراق‌شده بگریزد. احساسات وجود دارند، اما تحمیل نمی‌شوند. اشک‌ها، ترس‌ها و امیدها، ساده و بی‌واسطه‌اند. در کنار کودکان، بازیگران بزرگسال نیز با کنترل و کم‌نمایی بازی می‌کنند و اجازه می‌دهند فضای کلی اثر، یکدست و باورپذیر باقی بماند.

«سرزمین فرشته‌ ها» فیلمی درباره رنج است، اما فیلمی ناامیدکننده نیست. امید در این اثر، نه به‌عنوان شعاری پررنگ، بلکه به‌عنوان احساسی شکننده و انسانی حضور دارد. امیدی که شاید هرلحظه در معرض نابودی باشد، اما هنوز زنده است؛ در نگاه کودکی که به آینده‌ای نامعلوم فکر می‌کند، در بازی‌ای کوتاه میان خرابه‌ها، یا در آرزویی ساده و دست‌نیافتنی.

سرزمین فرشته‌ ها
«سرزمین فرشته‌ ها» فیلمی درباره رنج است، اما فیلمی ناامیدکننده نیست

فیلم از مخاطب نمی‌خواهد که راه‌حل ارائه دهد یا موضع سیاسی مشخصی بگیرد. آنچه مطالبه می‌کند، دیدن است؛ دیدن انسان‌هایی که اغلب در آمارها و خبرها گم می‌شوند. از این منظر، «سرزمین فرشته‌ها» بیش از آن‌که بخواهد پاسخ بدهد، سؤال می‌پرسد: کودک بودن در جهانی ناامن یعنی چه؟ و سینما چگونه می‌تواند صدای این کودکان باشد؟

با وجود ارزش‌های انسانی و هنری، فیلم بی‌نقص نیست. مهم‌ترین نقد وارد بر آن، به ساختار روایی بازمی‌گردد. پراکندگی موقعیت‌ها و فقدان یک خط داستانی پررنگ، ممکن است برای بخشی از مخاطبان خسته‌کننده یا ناکامل به نظر برسد. همچنین، تمرکز بر وجه شاعرانه و احساسی، باعث شده برخی لایه‌های اجتماعی و تاریخی بحران، چندان بسط پیدا نکنند.

از سوی دیگر، فیلم عامدانه از پیچیدگی‌های سیاسی فاصله می‌گیرد و همین مسئله می‌تواند برای مخاطبانی که انتظار تحلیلی عمیق‌تر دارند، نوعی کم‌کاری تلقی شود. البته این انتخاب را می‌توان در چارچوب نگاه انسانی و غیرخطابی کارگردان نیز تفسیر کرد؛ نگاهی که می‌خواهد از سیاست عبور کند و به انسان برسد.

«سرزمین فرشته‌ ها» اثری است که شاید همه را راضی نکند، اما نمی‌توان آن را نادیده گرفت. فیلمی آرام، کم‌ادعا و انسانی که به‌جای فریاد، نجوا می‌کند و به‌جای نمایش خشونت، بر پیامدهای خاموش آن تمرکز دارد. این اثر، بیش از آن‌که تماشاگر را سرگرم کند، او را به تأمل دعوت می‌کند؛ تأمل درباره کودکی، جنگ و مسئولیت نگاه کردن.

در سینمایی که اغلب یا به شعار پناه می‌برد یا به سرگرمی محض، «سرزمین فرشته‌ ها» مسیری میانه اما دشوار را انتخاب کرده است. مسیری که شاید پرطرفدار نباشد، اما صادقانه و شریف است. فیلمی که اگر با حوصله و دقت دیده شود، ردّی از خود در ذهن و احساس مخاطب باقی می‌گذارد؛ ردّی از اندوه، اما همراه با امید.

سرزمین فرشته‌ ها

درباره نویسنده
حسین تقی پور
حسین تقی پور

حسین تقی پور، نویسنده و منتقد سینما و کارشناس رسانه فعالیت در مطبوعات را با نشریه سینما تئاتر آغاز کرد و مقالات او در نشریات کیهان هوایی، مهر، سینما ویدئو، هفته‌نامه سینما ورزش، روزنامه ابرار، روزنامه توسعه و... منتشرشده است. او سردبیر نشریه سینما تئاتر و نشریه «دایره» است.

آیتم های مشابه

«زندگی کوچک کوچک»، روایت رهایی در جهان‌های بسته

«خیابان جمهوری»، تلاش ناکام برای روایت رنج‌های شهری

حمیده وطنی

«قمارباز»؛ قمار در میدان جنگ نامرئی