«زنده‌ شور»، مواجهه سینمای ایران با مرگ، عدالت و وجدان

زنده‌ شور
«زنده‌ شور» فیلمی درباره مرگ است، اما بیش از همه درباره زنده ماندن با وجدانِ زخمی. تازه‌ترین ساخته کاظم دانشی، عدالت را نه در حکم، بلکه در تردید انسان‌ها جست‌وجو می‌کند.

«زنده‌ شور» جدیدترین ساخته کاظم دانشی، با بازی بهرام افشاری، سارا بهرامی، حامد بهداد، امیر جعفری، شبنم مقدمی، صدف اسپهبدی، محمد ولی‌زادگان و رویا جاویدنیا، در ادامه مسیر سینمای اجتماعی او، بار دیگر سراغ یکی از ملتهب‌ترین و حساس‌ترین موضوعات جامعه ایرانی می‌رود؛ موضوعی که همواره میان قانون، اخلاق، دین و وجدان انسانی معلق مانده است: مرگ، قصاص و مسئولیت انسان در برابر جان دیگری.

دانشی که پیش‌تر با فیلم «علفزار» نشان داده بود به روایت‌های تلخ، پرتنش و مبتنی بر بحران‌های اخلاقی علاقه‌مند است، در «زنده‌شور» گامی فراتر می‌گذارد و فضای روایت را فشرده‌تر، تاریک‌تر و ازنظر اخلاقی پیچیده‌تر می‌کند.

«زنده‌ شور» نه فیلمی سرگرم‌کننده است و نه تماشاگر را با روایت‌های ساده و سرراست همراه می‌کند؛ این فیلم از ابتدا تصمیم می‌گیرد مخاطب را در وضعیت ناآرام نگه دارد، او را در معرض پرسش قرار دهد و به‌جای ارائه پاسخ‌های قطعی، او را وادار به تردید کند. همین ویژگی، فیلم را به اثری قابل بحث و چندلایه تبدیل کرده است.

داستان «زنده‌ شور» در بازه زمانی محدودی روایت می‌شود؛ شبی که قرار است حکم اعدام چند محکوم اجرا شود. این انتخاب زمانی، هوشمندانه و کاملاً در خدمت فضای فیلم است. دانشی با محدود کردن زمان روایت، بر اضطراب، تعلیق و فشار روانی شخصیت‌ها می‌افزاید و اجازه نمی‌دهد فیلم به پراکندگی دچار شود.

روایت فیلم بیشتر از آن‌که متکی بر پیچش‌های داستانی باشد، بر مواجهه شخصیت‌ها با موقعیت استوار است. شخصیت‌ها در برابر مرگ قرار گرفته‌اند؛ نه مرگی انتزاعی، بلکه مرگی قانونی، رسمی و برنامه‌ریزی‌شده. همین مسئله، فیلم را از یک درام اجتماعی معمولی فراتر می‌برد و به سطح یک درام اخلاقی نزدیک می‌کند.

زنده‌ شور
زنده‌ شور بیش از آن‌که درباره مرگ باشد، درباره زنده ماندن با وجدانِ زخمی است

فیلم نه‌تنها سرنوشت محکومان، بلکه وضعیت کسانی را نیز نشان می‌دهد که در جایگاه اجراکننده، ناظر یا تصمیم‌گیرنده قرار دارند. از این منظر، «زنده‌ شور» تنها درباره مرگ محکومان نیست، بلکه درباره زنده‌بودنِ کسانی است که باید با این مرگ کنار بیایند.

یکی از چالش‌برانگیزترین بخش‌های «زنده‌ شور»، شخصیت‌پردازی آن است. فیلم آگاهانه از ورود عمیق به گذشته شخصیت‌ها پرهیز می‌کند و ترجیح می‌دهد آن‌ها را در دل موقعیتی بحرانی تعریف کند. این انتخاب، اگرچه به تمرکز روایت کمک می‌کند، اما در برخی موارد باعث می‌شود شخصیت‌ها بیشتر «نماینده یک موقعیت» باشند تا انسان‌هایی با لایه‌های پیچیده روانی.

برخی شخصیت‌ها فرصت کافی برای شکل‌گیری درونی پیدا نمی‌کنند و کنش‌های‌شان بیشتر در واکنش به شرایط بیرونی شکل می‌گیرد تا برآمده از تحول درونی. این مسئله، به‌ویژه در مورد برخی محکومان یا شخصیت‌های فرعی مشهود است؛ شخصیت‌هایی که می‌توانستند با پرداختی عمیق‌تر، تأثیرگذاری احساسی بیشتری داشته باشند.

بااین‌حال، فیلم در شخصیت‌پردازی یک انتخاب روشن دارد: تمرکز بر تضاد میان نقش اجتماعی و وجدان فردی. شخصیت‌ها بیشتر از آن‌که گذشته‌محور باشند، موقعیت‌محور هستند و این امر، آن‌ها را به آینه‌ای برای بازتاب یک بحران جمعی تبدیل می‌کند.

یکی از نقاط قوت اصلی «زنده‌ شور»، بازی‌های آن است. بازیگران موفق شده‌اند فضای سنگین و پرتنش فیلم را باورپذیر کنند و از اغراق یا احساسات‌گرایی افراطی دور بمانند. به‌ویژه بازی بهرام افشاری در نقشی جدی و متفاوت، یکی از غافلگیری‌های خوشایند فیلم است.

بهرام افشاری که پیش‌تر با نقش‌های کمدی یا تیپ‌های اغراق‌شده شناخته می‌شد، در این فیلم تصویری کاملاً کنترل‌شده، درونی و کم اغراق ارائه می‌دهد. بازی او مبتنی بر سکوت، نگاه و تردید است؛ تردیدی که به‌تدریج در طول فیلم شکل می‌گیرد و به یکی از محورهای اصلی درام تبدیل می‌شود.

دیگر بازیگران نیز به‌خوبی در خدمت فضای فیلم قرار گرفته‌اند. بازی‌ها نه در پی جلب توجه‌اند و نه در پی نمایش مهارت؛ بلکه همگی در راستای ایجاد یک فضای جمعیِ ملتهب عمل می‌کنند. همین هماهنگی، باعث می‌شود فیلم ازنظر بازیگری یکدست و قابل اتکا باشد.

کاظم دانشی در «زنده‌ شور» نشان می‌دهد که به‌خوبی به فضای داستان مسلط است. کارگردانی فیلم مبتنی بر کنترل است؛ کنترل احساسات، میزانسن، ریتم و حتی اطلاعاتی که به مخاطب داده می‌شود. دانشی از اغراق‌های بصری یا نمایشی پرهیز می‌کند و ترجیح می‌دهد تأثیر فیلم از دل موقعیت و فضا بیرون بیاید.

زنده ‌شور
مهم‌ترین دستاورد «زنده ‌شور» پرداختن به مفهوم عدالت در بستری انسانی است

فضاسازی فیلم سرد، بسته و خفقان‌آور است. لوکیشن‌ها به‌گونه‌ای انتخاب شده‌اند که حس بن‌بست و بی‌راهی را القا کنند. دوربین اغلب فاصله خود را با شخصیت‌ها حفظ می‌کند و به‌ندرت وارد حریم خصوصی آن‌ها می‌شود؛ گویی خود فیلم نیز در جایگاه ناظر ایستاده و قضاوت را به مخاطب واگذار کرده است.

این رویکرد، اگرچه ممکن است برای برخی مخاطبان سرد و دورکننده به نظر برسد، اما درمجموع با مضمون فیلم هم‌خوان است و به انسجام کلی اثر کمک می‌کند.

فیلم‌نامه «زنده‌ شور» ازنظر ایده، جسورانه و قابل‌تأمل است. پرداختن مستقیم به مسئله اعدام، آن هم بدون استفاده از ملودرام‌های مرسوم، کار ساده‌ای نیست. فیلم تلاش می‌کند با پرهیز از قضاوت صریح، مسئله را در سطحی انسانی مطرح کند.

بااین‌حال، فیلم‌نامه در برخی بخش‌ها دچار نابرابری ریتم می‌شود. برخی موقعیت‌ها بیش‌ازحد کش می‌آیند و برخی دیگر که می‌توانستند تأثیرگذارتر باشند، سریع از کنارشان عبور می‌شود. همچنین در مواردی، اطلاعات مهم به‌صورت مستقیم و توضیحی منتقل می‌شوند، درحالی‌که می‌شد با ظرافت بیشتری آن‌ها را در دل کنش‌ها جای داد.

باوجوداین ضعف‌ها، فیلم‌نامه موفق می‌شود پرسش‌های اصلی خود را تا پایان حفظ کند و از فرو غلتیدن به شعار یا نتیجه‌گیری ساده‌انگارانه بپرهیزد.

مهم‌ترین دستاورد «زنده‌ شور» پرداختن به مفهوم عدالت در بستری انسانی است. فیلم نشان می‌دهد که عدالت، مفهومی مطلق و ساده نیست و در عمل، با انسان‌هایی سروکار دارد که خود پر از تردید، ترس و تناقض‌اند.

مرگ در فیلم، نه به‌عنوان یک واقعه تراژیک صرف، بلکه به‌عنوان یک فرآیند اداری و قانونی نمایش داده می‌شود. همین نگاه، تلخی فیلم را دوچندان می‌کند. مرگ، در اینجا نه فریاد دارد و نه اشک؛ بلکه امضا، زمان‌بندی و اجرای دستور دارد.

زنده ‌شور
فیلم‌نامه «زنده ‌شور» ازنظر ایده، جسورانه و قابل‌تأمل است

با وجود نقاط قوت متعدد، «زنده‌ شور» فیلمی نیست که به‌راحتی با مخاطب عام ارتباط برقرار کند. ریتم کند، فضای سرد و فقدان لحظات احساسی صریح، ممکن است باعث شود برخی تماشاگران نتوانند با فیلم همراه شوند.

همچنین تمرکز بیش‌ازحد بر فضای ذهنی و اخلاقی، گاهی باعث می‌شود فیلم از تجربه زیسته و ملموس فاصله بگیرد. درنتیجه، برخی مخاطبان ممکن است احساس کنند با اثری بیش‌ازحد انتزاعی یا ذهنی مواجه‌اند.

همان‌طور که اشاره شد «زنده‌ شور» فیلمی آسان و سرگرم‌کننده نیست. این فیلم تماشاگر را به چالش می‌کشد، او را معذب می‌کند و از او می‌خواهد موضع بگیرد. شاید همه مخاطبان از این تجربه لذت نبرند، اما نمی‌توان اهمیت آن را نادیده گرفت.

در سینمایی که اغلب میان سرگرمی و شعار در نوسان است، «زنده‌ شور» تلاش می‌کند مسیر دشوارتری را انتخاب کند: طرح پرسش بدون ارائه پاسخ قطعی. همین انتخاب، فیلم را به اثری قابل‌بحث و ماندگار تبدیل می‌کند.

«زنده‌ شور» بیش از آن‌که درباره مرگ باشد، درباره زنده ماندن با وجدانِ زخمی است؛ درباره کسانی که باید پس از اجرای حکم، همچنان زندگی کنند.

فیلم زنده‌ شور

درباره نویسنده
حسین تقی پور
حسین تقی پور

حسین تقی پور، نویسنده و منتقد سینما و کارشناس رسانه فعالیت در مطبوعات را با نشریه سینما تئاتر آغاز کرد و مقالات او در نشریات کیهان هوایی، مهر، سینما ویدئو، هفته‌نامه سینما ورزش، روزنامه ابرار، روزنامه توسعه و... منتشرشده است. او سردبیر نشریه سینما تئاتر و نشریه «دایره» است.

آیتم های مشابه

«زندگی کوچک کوچک»، روایت رهایی در جهان‌های بسته

«خیابان جمهوری»، تلاش ناکام برای روایت رنج‌های شهری

حمیده وطنی

«قمارباز»؛ قمار در میدان جنگ نامرئی