اسکار ۲۰۲۶ و حافظه فرهنگی: از انحصار به رقابت چندقطبی
نودوهشتمین دوره جوایز اسکار ۲۰۲۶ که قرار است ماه آینده برگزار شود، برخلاف ظاهر پرزرقوبرق خود، صرفاً میدان رقابت سینمایی نیست؛ بلکه صحنه آزمونی دشوار برای هالیوود در دفاع از مشروعیت فرهنگی و نقش مسلطش در نظم رسانهای جهان است. نقشی که اکنون بهواسطه بحران نمایندگی، کاهش نفوذ سیاسی، ظهور رقبای فرهنگی و فرسایش اعتماد مخاطبان جهانی با چالشهای بنیادین روبهرو شده است.
از آغاز زمستان ۲۰۲۵، نشانهها روشن بود: فصل جوایز شروع شد و رسانههای سینمایی و حتی سیاسی این پرسش را مطرح کردند که آیا اسکار هنوز معیار معتبر «سینمای خوب» است یا صرفاً ویترینی تجملی برای صنعت سرگرمی غرب؟
رکوردها، نسل دیجیتال و دوگانگی هویت
رکورد شانزده نامزدی فیلم «گناهکاران» نقطه آغاز جنجال بود. این فیلم از آمار تاریخی آثاری چون «تایتانیک» و «لالالند» پیشی گرفت؛ اما مسئله فقط کیفیت سینمایی نیست. «گناهکاران» نماینده تلاش هالیوود برای همگام شدن با ذائقه نسل جدید است؛ نسلی که هویتش نه در سالنهای سینما، بلکه در پلتفرمهای دیجیتال و مصرف سریع محتوا شکل میگیرد.
ازنظر فرمی، فیلم آمیزهای از خشونت روانشناختی، تردید اخلاقی و ریتم تهاجمی ارائه میدهد؛ مؤلفههایی که برای مخاطب جوان جذاباند و درعینحال پیامی روشن به آکادمی دارند: هالیوود برای بقا باید از روایتهای کلاسیک و اخلاقیات تثبیتشده فاصله بگیرد.
در مقابل، فیلم «هملت» با اقتباس ادبی و نگاه تئاتری، مدافع فرم کلاسیک است؛ همان گرایشی که سالها میان رأیدهندگان آکادمی محبوب بوده، زیرا بوی نخبگی، دانشگاه و فرهنگ رسمی میدهد و به اسکار وقار میبخشد.
اما تناقض دقیقاً همینجاست: اسکار میخواهد هم مخاطب جوان را جذب کند و هم احترام نخبگان را حفظ کند. در زیستبوم رسانهای امروز، جمع این دو هدف دشوار است و همین تضاد، موتور بحران مشروعیت اسکار شده است.

بحران نمایندگی؛ تنوع بهمثابه ویترین
حذف نامهای مطرح زن از فهرست نامزدها موجی از اعتراض ایجاد کرد؛ اما مسئله صرفاً جنسیت نیست؛ پرسش اصلی این است که چه کسی حق دارد روایت فرهنگی را تعریف کند؟
آکادمی همچنان ساختاری سفید، مردانه، آمریکایی و نخبهگرا دارد؛ حتی اگر در ظاهر، تصویری جهانی و مترقی ارائه دهد. شکاف میان شعار تنوع و ساختار رأیدهی، در سالهای اخیر به پاشنه آشیل هالیوود بدل شده است.
نتیجه این تناقض در کاهش اعتماد عمومی و گسترش اعتراضها دیده میشود. هالیوود از یکسو ادعای تکثر فرهنگی دارد و از سوی دیگر همچنان شبیه باشگاهی بسته عمل میکند. این همان سیاست «نمایندگی کنترلشده» است: تنوع در سطح نماد، نه در سطح قدرت.
قدرت نرم در جهان چندقطبی
برای دههها، هالیوود یکی از ستونهای اصلی قدرت نرم آمریکا بود و اسکار ابزار تثبیت این مشروعیت. آمریکا از طریق سینما، ارزشها و سبک زندگی خود را صادر میکرد و جهان مصرف میکرد.
اما امروز معادله تغییر کرده است. آسیای شرقی با صنعت انیمه و سریال، هند با سینمای عامهپسند، اروپا با سینمای مستقل و چین با سرمایهگذاری عظیم در تولیدات بومی، رقبایی جدی برای هالیوود ایجاد کردهاند.
در چنین جهانی، اسکار دیگر تنها معیار نیست و نمیتواند نقش داور نهایی را ایفا کند. کاهش شدید مخاطبان تلویزیونی مراسم—از بیش از چهل میلیون نفر در دهههای هشتاد و نود به زیر ده میلیون در سالهای اخیر—نشانهای روشن از این افول ساختاری است.
مهاجرت رسمی مراسم به پلتفرمهای دیجیتال از سال ۲۰۲۹ نیز بیش از آنکه تغییر فنی باشد، اعترافی تاریخی است: اسکار از موقعیت «مرکز» به موقعیت «رقیب» در اقتصاد توجه سقوط کرده است.

حافظه فرهنگی و افول انحصار
اسکار زمانی حافظه فرهنگی سینمای جهان را ثبت و تثبیت میکرد. برندگان بهترین فیلم، به روایت رسمی هر دوره بدل میشدند؛ اما اکنون با انفجار تولید محتوا، انحصار حافظه ازمیانرفته است.
یک سریال موفق یا حتی یک ویدئوی کوتاه اینترنتی میتواند اثر فرهنگی و سیاسی بیشتری از یک فیلم اسکاری داشته باشد. صنعت سرگرمی دیگر تکقطبی نیست؛ چندقطبی و پراکنده است.
در چنین وضعیتی، اسکار دیگر درباره «بهترین» حکم صادر نمیکند، بلکه درباره «ترجیح آکادمی» نظر میدهد. این تفاوتی ظریف اما تعیینکننده است؛ و بحران مشروعیت معمولاً از همین شکافهای کوچک آغاز میشود.
اسکار ۲۰۲۶؛ جشن یا گزارش وضعیت؟
با نزدیک شدن به مراسم جوایز اسکار ۲۰۲۶ فشار رسانهای و موج انتقادها افزایشیافته است. اسکار بیش از آنکه جشن سینما باشد، گزارشی از وضعیت هالیوود است؛ صنعتی که هنوز میخواهد مرکز جهان باقی بماند، اما جهان دیگر حاضر نیست مطابق دستور او حرکت کند.
هالیوود میخواهد رهبر بماند، اما رقبای جدید قد علم کردهاند. میخواهد مرجع اخلاق باشد، اما مخاطب اعتماد پیشین را ندارد. میخواهد موتور قدرت نرم آمریکا باشد، اما ابزارهایش فرسوده شدهاند.
پاسخ به این پرسش که آیا میتواند از بحران عبور کند، ساده نیست؛ اما یک نکته روشن است: مشروعیت دیگر پیشفرض نیست؛ باید دوباره به دست آید.
اسکار پردهای بود که کنار رفت و پشتصحنه را آشکار کرد: هالیوود هنوز قدرتمند است، اما دیگر بیرقیب نیست؛ هنوز اثرگذار است، اما تعیینکننده مطلق نیست؛ هنوز مخاطب دارد، اما فرماندهی نمیکند. آینده از آنِ سینمایی خواهد بود که بپذیرد جهان تغییر کرده است.


ناصر سهرابی
نویسنده، بازیگر و کارشناس سینما. فعالیت در مطبوعات را از سال ۱۳۷۵ با ماهنامه فیلم و هنر... آغاز کرده و مقالات او در نشریات سینما ویدئو، فیلم و سینما، هفت نگاه، سینما تئاتر، فیلم و سینما، همشهری، اعتماد ملی، مردمسالاری و... منتشرشده است.




