«استخر»، با ترکیب دقیق ساختار، بازیگران، کارگردانی و فیلمنامه، میتواند تجربهای فراموشنشدنی خلق کند که هم دیدنی باشد و هم تفکری
وسطِ قابِ ساکتِ یک استخر، سکوتِ آب آنچنان سنگین و پر از تنش است که میخواهی نفس بکشی تا بفهمی چه رازهایی در زیرِ این سطحِ آرام پنهان است؛ «استخر» جدیدترین اثر سروش صحت که در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر نمایش داده میشود، دقیقاً همین کار را میکند: با ظاهری ساده به عمقِ پیچیدهترین احساسات انسانی نفوذ میکند، اما آیا این سادهانگاری به عمق واقعی اثر تبدیلشده یا فقط سطحینگری در لباسِ طنازی آشناست؟
سروش صحت با فیلم «استخر» بار دیگر به سینمای بلند بازگشته و تلاش کرده نشان دهد حتی در فضایی بهظاهر آرام، میتوان طوفانی از روابط انسانی و احساسات پنهان را روایت کرد. وسط قاب استخر، سکوت آب قرار است نشاندهنده عمق احساسات و تنشهای پنهان باشد، اما اغلب این تصاویر بیشتر تزئینی و فانتزی هستند تا حامل پیام واقعی.
اگر قرار باشد فیلم تنها به نمایش زیبایی بصری و سکوت نمادین بسنده کند، احتمالاً تبدیل به اثری میشود که ظاهری شاعرانه دارد اما هیچ درگیری انسانی واقعی منتقل نمیکند. این همان نقطهای است که بسیاری از آثار صحت -حتی فیلمهای موفق قبلیاش- در آن آسیبپذیرند: سطحی نگاه کردن به زندگی انسانی بهجای غوطهور شدن در پیچیدگیهای واقعی.
جهانبینی سروش صحت در «استخر» همان ترکیب همیشگی طنز با دغدغههای انسانی و روانشناختی است. او در آثار قبلیاش مانند «جهان با من برقص» و مجموعههای تلویزیونیاش نشان داده که میتواند انسان را در مواجهه با خودش و دیگری به تصویر بکشد و همین نگاه در «استخر» هم مشهود است؛ فیلمی که زندگی معمولی را میگیرد و از دل آن سؤالهای عمیق درباره تعلق، هویت و انتخاب مطرح میکند.
این جهانبینی انسانمدار و موقعیتمحور است و به دنبال ارائه پیام اجتماعی یا سیاسی صریح نیست، بلکه با ظرافت به کنشها و واکنشهای شخصی شخصیتها میپردازد و مخاطب را به تأمل وادار میکند.
ساختار روایت در «استخر» بهگونهای طراحیشده که تمرکز اصلی روی شخصیتها و روابطشان است و داستان در فضایی خطی و موقعیتمحور پیش میرود؛ فیلم با معرفی خانوادهای میانسال آغاز میشود و آرامآرام با ورود پسر جوان و تأثیر حضور او بر زندگی والدین، تنشها و تضادهای پنهان آشکار میشوند.

روایت در بخشهایی بهصورت موازی جریان دارد تا روابط فرعی و واکنشهای شخصیتهای مکمل هم دیده شوند و توازن بین زندگی فردی و جمعی حفظ شود. سکانسها اغلب کوتاه و موقعیتمحور هستند، با لحظاتی که سکوت و فضای بصری نقش مهمی در بیان احساسات ایفا میکنند؛ همین ریتم به مخاطب اجازه میدهد تا هر حرکت، نگاه یا واکنش شخصیتها را بهعنوان نشانهای از روان و درگیریهای درونی آنها درک کند.
ساختار فیلم در عین سادگی، با ایجاد نقاط اوج و تنشهای آرام اما تأثیرگذار تلاش میکند مخاطب را از سطح ظاهر روابط به عمق احساسات و تصمیمات انسانی هدایت کند و این همان جایی است که «استخر» در تلاش است پیام انسانی و جهانبینی سروش صحت را به اثری ملموس تبدیل کند.
فیلمنامه «استخر» توسط سروش صحت و همکارش امیرحسین صفایی قمی نوشتهشده و بازهم همان توازن میان روایت ساده و عمق شخصیتها دیده میشود. داستان ظاهراً ساده به نظر میرسد -روایت یک خانواده و اطرافیانشان- اما با چیدمان دقیق شخصیتها و نقاط حساس روانشناختی، فیلم قصد دارد روابط و تضادهای درونی را به شکل ملموس نشان دهد.
این توازن، همان چیزی است که اگر فیلمنامه نتواند بهدرستی آن را مدیریت کند، فیلم را در سطح باقی خواهد گذاشت و عمق مورد انتظار از دست خواهد رفت. درعینحال، اگر موفق شود، هر سکوت، نگاه یا واکنش شخصیتها حامل بار معنایی و احساسی قابلتوجهی خواهد بود.
ترکیب بازیگران «استخر» یکی از نقاط قوت بالقوه فیلم است: امین حیایی، سحر دولتشاهی، پانتهآ پناهیها، مهران مدیری، کاظم سیاحی، علیرضا خمسه، بیژن بنفشهخواه و مجید یوسفی حضور دارند و این گروه هم تجربه و هم تنوع اجرا را به اثر میآورد. بااینحال، حضور بازیگران شناختهشده بهتنهایی تضمینکننده موفقیت فیلم نیست. هماهنگی میان بازیگران و فیلمنامه چالش اصلی است و در برخی سکانسها این هماهنگی بهوضوح کمعمق و مصنوعی به نظر میرسد.
حضور سورنا صحت بهعنوان یک بازیگر تازهکار، اگرچه ریسک جسورانهای است، اما به همان اندازه میتواند توازن اجرای حرفهای و تازهکار را به هم بریزد و مخاطب را از تجربه درونی اثر دور کند.
کارگردانی سروش صحت، همانطور که در آثار پیشینش دیدهایم، تسلط بر بازیگران و توجه به جزئیات انسانی را نشان میدهد. او بهخوبی میداند چگونه از فضا، سکوت و نور برای ایجاد تنش و القای معنا استفاده کند، اما در این پروژه با تعداد زیادی شخصیت و نقش، چالش حفظ انسجام روایت وجود دارد.
بسیاری از لحظات در سکوت و فضای بصری گم میشوند و مخاطب باید خودش پیام فیلم را حدس بزند، چیزی که میتواند تجربه سینمایی را نه غنی بلکه آشفته و پراکنده کند.
در کارنامه سروش صحت، «استخر» جایگاهی حساس و تعیینکننده دارد؛ سومین فیلم بلند او پس از «جهان با من برقص» و «صبحانه با زرافهها» که همگی با استقبال نسبی مواجه شدند، این بار صحت تلاش کرده فراتر از طنز تلویزیونی و روایتهای سبک روزمره، به عمق روابط انسانی و تضادهای روانشناختی شخصیتها نفوذ کند.
از منظر حرفهای، «استخر» نمایشی از بلوغ کارگردان در مدیریت بازیگران و ساختار روایت است، اما هنوز نقاط ضعف مشخصی دارد: شخصیتها گاه به کلیشه نزدیک میشوند، ریتم روایت در برخی سکانسها کند و سکوتهای طولانی بیش از آنکه بار معنایی داشته باشند، حس سطحی بودن ایجاد میکنند.

اگر بخواهیم از نگاه سختگیرانه و ضدگلوله به اثر نمره بدهیم، «استخر» را میتوان در حد ۷ تا ۷٫۵ از ۱۰ ارزیابی کرد؛ یعنی فیلمی قابلاحترام، با پتانسیل بالا، بازیهای قابلتوجه و فیلمنامهای هوشمندانه، اما نه اثر بینقص و فراموشنشدنی، بلکه پروژهای که اگر کمی جسارت و دقت بیشتری در شخصیتپردازی و ریتم روایت داشت، میتوانست به نقطه عطفی در سینمای معاصر ایران تبدیل شود و جایگاه واقعی صحت را در سینمای بلند تثبیت کند.
پیام اصلی «استخر» حول محور ارتباط انسان با خود و دیگری، مواجهه با انتخابها و کشف هویت در چارچوب زندگی روزمره میچرخد. این پیام اگر صادقانه و بدون سطحینگری بیان شود، میتواند تجربهای عمیق و ماندگار برای مخاطب ایجاد کند، اما اگر روایت بیشازحد به کلیشههای درام خانوادگی محدود شود، اثر به فیلمی ملایم و فراموششدنی تبدیل خواهد شد؛ فیلمی که بعد از خروج از سالن هیچ تصویر و حس واقعی از زندگی انسانی در ذهن مخاطب باقی نمیگذارد.
حضور فیلم در جشنواره فیلم فجر فرصتی حرفهای برای صحت است تا نهتنها دیده شود بلکه در میان منتقدان و مخاطبان جدی سینما محک بخورد.
بخش رقابتی جشنواره معیار محکمی است برای بررسی ارزش سینمایی، کیفیت اجرا و تأثیرگذاری پیام فیلم. در این عرصه، «استخر» باید نشان دهد که میتواند آب سطحی روزمرگی را به جریان معنا و تجربه انسانی تبدیل کند؛ کاری که تنها با فیلمنامه، اجرا و کارگردانی هماهنگ و دقیق ممکن است.
درنهایت، «استخر» فرصتی نادر است برای صحت تا نشان دهد تعامل انسانها با یکدیگر و با خود واقعیشان میتواند در سینما شکل جدیدی به خود بگیرد؛ نهفقط بازتاب ساده واقعیت، بلکه بهعنوان آینهای که مخاطب پس از خروج از سالن هنوز تصویر آرام اما پرتنش آن را در ذهن دارد و سؤالها و تأملاتش ادامه مییابد.
«استخر»، با ترکیب دقیق ساختار، بازیگران، کارگردانی و فیلمنامه، میتواند تجربهای فراموشنشدنی خلق کند که هم دیدنی باشد و هم تفکری؛ تجربهای که تصویر آب استخر را نهفقط در قاب، بلکه در ذهن و احساس مخاطب ثبت میکند، آبی آرام که در عمقش طوفان روابط انسانی جریان دارد و لحظهبهلحظه پیام انسانی فیلم را بازتاب میدهد.



ناصر سهرابی
نویسنده، بازیگر و کارشناس سینما. فعالیت در مطبوعات را از سال ۱۳۷۵ با ماهنامه فیلم و هنر... آغاز کرده و مقالات او در نشریات سینما ویدئو، فیلم و سینما، هفت نگاه، سینما تئاتر، فیلم و سینما، همشهری، اعتماد ملی، مردمسالاری و... منتشرشده است.




